جدیدترین تحولات هوش مصنوعی را در کانال بله هوشیو بخوانید

Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 هوش مصنوعی سیاست جهانی را بازتعریف خواهد کرد

تعداد کمی از رهبران سیاسی از سرعت پیشرفت هوش مصنوعی آگاه‌اند

هوش مصنوعی سیاست جهانی را بازتعریف خواهد کرد

زمان مطالعه: 4 دقیقه

دهه‌هاست که پیشرفت‌ فناوری با سرعتی ثبت می‌شد که به «قانون مور» معروف است؛ قانونی که به نام «گوردون مور»، هم‌بنیان‌گذار اینتل نام‌گذاری شده است. او مشاهده کرد که تعداد ترانزیستورها روی یک میکروچیپ تقریباً هر ۱۸ تا ۲۴ ماه دو برابر می‌شود. اکنون، ما به «قانون نادلا» نزدیک می‌شویم. «ساتیا نادلا»، مدیرعامل مایکروسافت، در کنفرانس سالانه Ignite در سال ۲۰۲۴ گفت: «دقیقاً مانند قانون مور، ما شاهد دو برابر شدن عملکرد هوش مصنوعی هر ۱۸ ماه بودیم. اکنون شروع به مشاهده این دو برابر شدن تقریباً هر شش ماه کرده‌ایم.»

به دلیل این سرعت و تحول عظیم، دو پیامد مهم به سرعت در افق دیده می‌شوند؛ اول، ما به سرعت به دنیایی نزدیک می‌شویم که در آن عامل‌های هوش مصنوعی می‌توانند به‌صورت خودکار پیشرفت‌های علمی ایجاد کنند. هوش مصنوعی هم‌اکنون در حوزه‌هایی مانند زیست‌فناوری استفاده می‌شود. جایی که مدل‌های هوش مصنوعی با بهره‌گیری از تحقیقات زیستی، آزمایش‌هایی را سریع انجام می‌دهند که می‌توانند نوآوری‌هایی در تولید غذا، پزشکی و حفاظت از محیط زیست ایجاد کنند. در حوزه علم مواد نیز هوش مصنوعی برای طراحی مواد جدید در زمینه‌های تولید انرژی، پزشکی، ساخت‌وساز، الکترونیک و هوافضا به کار گرفته می‌شود. به‌زودی، مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند کل روش علمی را بدون دخالت انسان انجام دهند.

دوم، هوش مصنوعی عامل‌محور (Agentic AI) که قادر است وظایف پیچیده‌تری در محیط کار را بدون مداخله انسانی انجام دهد. کارشناسان می‌گویند این پیشرفت احتمالاً حدود یک سال دیگر محقق خواهد شد و محیط کار را بازتعریف می‌کند. بهره‌وری افزایش خواهد یافت و ماهیت کار اداری و تعداد کارکنان سفید‌پوش (White Collar) به‌طور قابل‌توجهی تغییر خواهد کرد.

باز شدن پای سیاست به ماجرا

به‌زودی، کارهای دانش‌بنیان کاملاً در دنیای دیجیتال انجام خواهد شد. برای افرادی که در پژوهش‌های علمی، امور حقوقی، حسابداری، تحلیل داده، طراحی گرافیک یا هر شغل سطح ابتدایی دفتر کار می‌کنند، روزی که هوش مصنوعی جایگزین آن‌ها شود، ممکن است تنها دو تا سه سال فاصله داشته باشد. در همین حال، خودروهای بدون راننده مشاغل رانندگان کامیون، اتوبوس و تاکسی را از بین خواهند برد؛ و این ما را به سیاست می‌رساند.

در ابتدا، بیشتر سازمان‌های بخش خصوصی و دولتی تا جای ممکن با جابجایی گسترده کارکنان مقاومت خواهند کرد. اما وقتی رکود اقتصادی بعدی رخ دهد، رهبران این سازمان‌ها با نخستین چالش‌های دشوار تصمیم‌گیری مواجه خواهند شد تا مسیر آینده خود را تعیین کنند.

پاییز گذشته، پیش‌نمایش این وضعیت را دیدیم؛ زمانی که هزاران کارگر بنادر و اسکله‌های آمریکا اعتصاب کردند تا حقوق، مزایای بهتر و محافظت در برابر «هر نوع خودکارسازی، تمام یا نیمه که جایگزین شغل یا وظایف کاری تاریخی می‌شود» را مطالبه کنند. اعتصاب با توافقی پایان یافت، اما این توافق مسئله خودکارسازی را به‌طور کامل حل نکرد. اگر فکر می‌کنید پوپولیسم اکنون نقش مهمی در سیاست دارد، هنوز چیزی ندیده‌اید.

بعد ژئوپلیتیکی

پیشرفت سریع هوش مصنوعی بعد ژئوپلیتیکی نیز دارد. نبرد شدیدی، عمدتاً بین آمریکا و چین بر سر دسترسی به نیمه‌هادی‌ها، انرژی و مواد معدنی حیاتی و کمیاب مورد نیاز برای انقلاب هوش مصنوعی آغاز شده است. تصمیم اخیر رئیس‌جمهور ترامپ برای اجازه خرید پیشرفته‌ترین تراشه‌های انویدیا توسط چین، نفوذ چین در تولید و پردازش مواد معدنی حیاتی و کمیاب را نشان داد. حداقل تا زمانی که آمریکا ظرفیت‌هایی ایجاد کند که این مزیت را کاهش دهد. اما بی‌اعتمادی عمیق بین واشنگتن و پکن همچنان ادامه دارد.

در گذشته، قدرت ملی وابسته به جغرافیا، قدرت نظامی نسبی، انسجام هویت‌های قبیله‌ای، اندازه جمعیت، قابلیت اعتماد شبکه‌های ایمنی اجتماعی و آسیب‌پذیری نسبت به تغییرات اقلیمی بود. در سال‌های آینده، این ویژگی‌ها عمدتاً برای تأثیری که در تثبیت تسلط بر هوش مصنوعی دارند اهمیت خواهند داشت. رقابت برای منابع هوش مصنوعی و توانایی جلوگیری از دسترسی رقباء به آن‌ها، تعادل قدرت در قرن بیست و یکم را تعیین خواهد کرد.

آمریکا مزایای مهمی دارد؛ البته اگر بتواند آن‌ها را حفظ کند. این کشور بیشترین تعداد ارائه‌دهندگان خدمات ابری در مقیاس بسیار بزرگ (Hyperscalers) را دارد؛ شرکت‌هایی که منابع محاسباتی، ذخیره‌سازی و شبکه‌ای مورد نیاز هوش مصنوعی را در بزرگ‌ترین مقیاس ارائه می‌دهند. قدرت آن‌ها در توانایی سریع مقیاس‌بندی زیرساخت‌ها برای پاسخ به نیازهای میلیاردها نفر است. مثال‌هایی مانند AWS آمازون، گوگل کلود، Azure مایکروسافت، Oracle Cloud و IBM Cloud. آمریکا همچنین گسترده‌ترین اکوسیستم مالی، آموزشی و کارآفرینی جهان را دارد که از رشد مداوم این شرکت‌ها و فناوری‌هایی که اکنون در حال پیشرفت هستند، حمایت می‌کند.

مسیر اشتباه دولت ترامپ

هرچند که دولت کنونی آمریکا وارد استراتژی‌های سیاسی و سیاست‌گذاری شده است که آسیب طولانی‌مدتی به خود کشور وارد خواهد کرد. حملات آن به دانشگاه‌های آمریکایی به‌تدریج منجر به کاهش بودجه علمی، روابط ناکارآمد بخش دولتی و خصوصی و کاهش توانایی جذب دانشجویان و نیروی کار بین‌المللی با استعداد و ماهر خواهد شد. با حمله به دوستان و متحدان آمریکا و دور کردن بهترین دانشجویان آن‌ها از تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا، دولت ترامپ دیگران را مجبور می‌کند برای همکاری و تبادل ایده‌ها در آینده محتاطانه عمل کنند. به‌طور کلی، این سیاست‌ها مزیت‌های رقابتی بلندمدت آمریکا در زمینه امنیت ملی و رفاه را تضعیف می‌کنند.

سیاست‌های خارجی و تجاری دولت ترامپ تلاش می‌کنند این چالش‌ها را با استفاده از قدرت آمریکا برای ایجاد هم‌راستایی نزدیک‌تر با دوستان و مهار دشمنان، عمدتاً چین، حل کنند. بله، چین اکنون مدل‌هایی دارد که می‌تواند با آمریکایی‌ها رقابت کند، از جمله مدل‌های DeepSeek، اما آیا توانایی انرژی‌رسانی به آن‌ها را دارند؟ کنترل‌های صادرات آمریکا بر نیمه‌هادی‌ها و تلاش برای هم‌راستایی تولیدکنندگان دیگر با آن‌ها، برای حفظ برتری رقابتی آمریکا در برابر تنها رقیبی است که منابع کافی برای رقابت مؤثر دارد. هیچ کشور دیگری حتی نزدیک هم نمی‌شود.

در هفته آخر دولت بایدن، «قانون انتشار هوش مصنوعی» صادر شد. این دستور، کشورهای دیگر را بر اساس احتمال انتقال فناوری‌های حساس هوش مصنوعی به چین در سه دسته قرار داد و محدودیت‌های متفاوتی، به‌ویژه برای صادرات مدل‌های هوش مصنوعی بسته و غیرعمومی، اعمال کرد.

در ماه مه، دولت ترامپ این استراتژی سه‌گانه را کنار گذاشت و مجموعه‌ای از توافق‌ها با روش «یا داخل یا خارج» ایجاد کرد که قوانین کیفی دسترسی به نیمه‌هادی‌های آمریکا را با رویکرد کمی جایگزین کرد؛ حداقل ۵۰ درصد باید به آمریکا صادر شود و حداکثر  ۷ درصد به هر کشور دیگر، یعنی چین، برود.

 این استراتژی جدید حداقل تا زمان اجرای توافق، موقعیت برتر آمریکا در توسعه هوش مصنوعی را تضمین می‌کند. جای تعجب نیست که این قانون جدید نقطه‌ای حساس در مذاکرات تجاری آمریکا و چین است و دستیابی به توافق در مسائل مختلف را دشوار می‌کند. اما بزرگ‌ترین مشکلات ایجاد شده توسط اقدامات دولت ترامپ در مواجهه با متحدان و دشمنان، طولانی‌مدت هستند. اگر کارشناسان درست بگویند که هوش مصنوعی از دو تا سه سال آینده اثرات تحول‌آفرین واقعی خواهد داشت، ممکن است اهمیت آن کم شود. فعلاً، برتری فناوری آمریکا بزرگ‌ترین مزیت واشنگتن است.

به‌طور خلاصه، هوش مصنوعی اثرات تحول‌آفرینی بر سیاست داخلی هر کشوری که به‌طور گسترده در نیروی کار به کار رود، خواهد داشت. این فناوری رقابت شدید بین واشنگتن و پکن را تشدید خواهد کرد و تأثیر مستقیمی بر ده‌ها کشور دیگر خواهد داشت. نیاز به بررسی دقیق پیامدها فوری است. این قطار حرکت خود را آغاز کرده و به سرعت در حال شتاب گرفتن است.

این مقاله نخستین بار در magzter.com منتشر شده است.

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]