هوش مصنوعی مرزهای برنامهنویسی را جابهجا میکند
حتی اگر برنامهنویس نباشید، امروز با کمک هوش مصنوعی میتوانید ایدههایتان را به ابزارهای واقعی تبدیل کنید. کوین روس، روزنامهنگار حوزه فناوری، در یادداشتی که ابتدا در نیویورک تایمز منتشر شده، از تجربه شخصی خود در استفاده از «وایبکدینگ» مینویسد؛ روشی تازه که مرز میان ایده و کدنویسی را کمرنگتر از همیشه کرده است.
من برنامهنویس نیستم؛ اما با کمک هوش مصنوعی، ابزارهای نرمافزاری خودم را میسازم.
من یک کدنویس حرفهای نیستم. نمیتوانم حتی یک خط پایتون، جاوا اسکریپت یا ++C بنویسم. بهجز یک دوره کوتاه در نوجوانی که وبسایتهای ساده میساختم و با انیمیشنهای فلش کلنجار میرفتم، هرگز مهندس نرمافزار نبودهام و هیچوقت هم قصد نداشتهام روزنامهنگاری را کنار بگذارم و وارد صنعت فناوری شوم. بااینحال، در چند ماه گذشته، چیزی شبیه به یک طوفان کدنویسی را تجربه کردهام.
در این مدت ابزارهای متنوعی ساختهام؛ ابزاری که پادکستهای طولانی را رونویسی و خلاصه میکند، سیستمی برای سازماندهی بوکمارکهای شبکههای اجتماعی در یک پایگاه داده قابل جستوجو، وبسایتی که به من میگوید آیا یک قطعه مبلمان در صندوق عقب ماشینم جا میشود یا نه و حتی اپلیکیشنی به نام LunchBox Buddy که محتویات یخچال خانهام را تحلیل میکند و کمک میکند تصمیم بگیرم برای ناهار مدرسه پسرم چه چیزی بستهبندی کنم.
همه اینها به لطف هوش مصنوعی و روندی به نام Vibecoding ممکن شدهاند.
وایبکدینگ چیست؟
«وایبکدینگ» اصطلاحی است که پژوهشگر شناختهشده هوش مصنوعی، آندری کارپاتی، آن را محبوب کرد. این واژه توصیفکننده روشی تازه است که در آن ابزارهای هوش مصنوعی امروزی به حتی کاربران غیرفنی اجازه میدهند تنها با نوشتن چند جمله در قالب یک پرامپت، اپلیکیشنها و وبسایتهای کاملاً کاربردی بسازند. برای وایبکدینگ لازم نیست برنامهنویسی بلد باشید؛ داشتن یک ایده و کمی صبر معمولاً کافی است.
کارپاتی در اینباره میگوید:
«این واقعاً کدنویسی نیست. من فقط میبینم، میگویم، اجرا میکنم و کپیپیست میکنم و اغلب هم جواب میدهد.»
تجربه شخصی من با وایبکدینگ دقیقاً همین بوده است. هدفم ساختن چیزی است که میتوان آن را «نرمافزار برای یک نفر» نامید: اپلیکیشنهای کوچک و سفارشی که مشکلات خاص زندگی من را حل میکنند. این ابزارها شبیه محصولات شرکتهای بزرگ فناوری نیستند، بازار گستردهای ندارند، امکاناتشان محدود است و بعضی از آنها فقط تا حدی کار میکنند.
تجربهای شبیه دیدن آینده
بااینحال، ساخت نرمافزار به این شیوه یعنی توصیف یک مشکل در یکی دو جمله و سپس تماشای یک مدل هوش مصنوعی قدرتمند که برای حل آن ابزار میسازد تجربهای شگفتانگیز است. این حس، یادآور همان سرگیجهای است که نخستینبار هنگام استفاده از ChatGPT داشتم.
به نظر من، وایبکدینگ یکی از بهترین راهها برای نشان دادن تواناییهای مدلهای هوش مصنوعی امروزی است. این مدلها اکنون میتوانند بخش بزرگی از برنامهنویسی پایه را خودکار کنند و احتمالاً در آینده نزدیک، در حوزههای دیگر نیز همین نقش را ایفا خواهند کرد.
ابزارهای هوش مصنوعی برای کدنویسی سالهاست وجود دارند. نمونههایی مانند GitHub Copilot اساساً برای کمک به برنامهنویسان حرفهای طراحی شده بودند تا سریعتر کد بنویسند؛ چیزی شبیه به تکمیل خودکار جملات در ChatGPT. اما همچنان لازم بود برنامهنویس باشید و در صورت بروز مشکل، خودتان وارد عمل شوید.
ابزارهایی که کدنویسی را برای همه ممکن کردهاند
در یک یا دو سال اخیر، ابزارهای جدیدی ظهور کردهاند که از مدلهای بسیار قدرتمندتری استفاده میکنند و حتی به تازهکارها اجازه میدهند شبیه حرفهایها برنامهنویسی کنند.
ابزارهایی مانند Cursor، Replit، Bolt و Lovable همگی با منطق مشابهی کار میکنند؛ کاربر ایده خود را توضیح میدهد، ابزار یک طراحی اولیه ارائه میدهد، زبانها و کتابخانههای مناسب را انتخاب میکند و شروع به ساخت محصول میکند. اغلب این پلتفرمها نسخه رایگان محدود و پلنهای پولی با امکانات پیشرفتهتر دارند.
برای یک فرد غیربرنامهنویس، وایبکدینگ میتواند تجربهای تقریباً جادویی باشد. پس از وارد کردن دستور، خطوط مرموز کد روی صفحه ظاهر میشوند و چند ثانیه بعد اگر همه چیز خوب پیش برود یک نمونه اولیه کاربردی شکل میگیرد. کاربر میتواند تغییرات دلخواه را پیشنهاد دهد و در نهایت، محصول را روی وب منتشر کند یا روی سیستم شخصی خود اجرا نماید. این فرایند بسته به پیچیدگی پروژه، از چند دقیقه تا چند ساعت طول میکشد.
ساخت LunchBox Buddy در کمتر از ده دقیقه
برای مثال وقتی از Bolt خواستم اپلیکیشنی بسازد که با تحلیل عکس محتوای یخچال، به من در آمادهکردن ناهار مدرسه پسرم کمک کند، این ابزار ابتدا مسئله را به اجزای مختلف تقسیم کرد. سپس یک رابط وب ساده ساخت، ابزاری برای تشخیص تصویر انتخاب کرد و الگوریتمی برای پیشنهاد وعدههای غذایی توسعه داد.
هر جا نیاز به تصمیم من داشت مثلاً اینکه آیا اطلاعات تغذیهای غذاها نمایش داده شود یا نه با چند گزینه از من سؤال میکرد و بعد کارش را ادامه میداد. اگر به مشکل میخورد، تلاش میکرد خودش خطا را برطرف کند یا به عقب برگردد و روش دیگری را امتحان کند.
حدود ده دقیقه بعد، اپلیکیشن LunchBox Buddy آماده شد؛ نامی که خود هوش مصنوعی برایش انتخاب کرده بود. این اپ یک ساندویچ بوقلمون ساده پیشنهاد داد. نسخهای که من ساختم شامل ابزار تشخیص تصویر پولی بود اما برای نسخه عمومی وب، آن را با شبیهسازی جایگزین کردم تا هزینه اضافی ایجاد نشود.
همه چیز هم بینقص نیست
البته همه آزمایشهای وایبکدینگ من موفق نبودهاند. هفتههاست در تلاش برای ساخت ابزاری به نام «خلبان خودکار صندوق ورودی» هستم که بتواند بهطور خودکار و با سبک نوشتاری من به ایمیلها پاسخ دهد. همچنین هنگام تلاش برای اتصال هوش مصنوعی به اپلیکیشنهایی مانند Google Photos یا iOS Voice Memos که برای همکاری با افزونههای شخص ثالث طراحی نشدهاند با محدودیتهای جدی مواجه شدم.
هوش مصنوعی گاهی هم اشتباه میکند. یکبار، هنگام ساخت وبسایتی برای یک فروشگاه لاستیک محلی، نظرات جعلی از Yelp تولید کرد و به صفحه افزود. بار دیگر، هنگام تبدیل یک متن بلند به وبسایت تعاملی، نیمی از متن را حذف کرد.
به بیان ساده، وایبکدینگ هنوز به نظارت انسان نیاز دارد و احتمالاً برای پروژههای تفننی مناسبتر از کاربردهای حیاتی است.
آیندهای که نزدیکتر از تصور ماست
اما این وضعیت احتمالاً دائمی نخواهد بود. بسیاری از شرکتهای هوش مصنوعی در حال توسعه «عاملهای» مهندسی نرمافزار هستند که میتوانند بخش بزرگی از کار برنامهنویسان انسانی را بر عهده بگیرند. هوش مصنوعی هماکنون در مسابقات بینالمللی برنامهنویسی نتایج قابلتوجهی کسب کرده و شرکتهای بزرگی مانند گوگل بخش قابلتوجهی از کدنویسی خود را به سیستمهای هوش مصنوعی سپردهاند.
«ساندار پیچای»، مدیرعامل گوگل، اخیراً اعلام کرده است که بیش از یکچهارم کدهای جدید این شرکت توسط هوش مصنوعی تولید میشوند.
اگر یک برنامهنویس تازهکار بودم گروهی که به نظر میرسد بیشترین فشار جایگزینی را احساس خواهد کرد. شاید نگران آینده شغلی خود میشدم. اما من صرفاً فردی عادی هستم که دوست دارم ابزارهایی بسازم که زندگیام را اندکی بهتر کنند. وایبکدینگ چه بهعنوان تفریح و چه بهعنوان روش ساخت ابزارهای شخصی، یکی از حوزههایی است که هوش مصنوعی بهوضوح آن را متحول کرده است.
از زمانی که در پادکستم درباره تجربه وایبکدینگ صحبت کردم، دهها نفر برایم نوشتند که با کمک هوش مصنوعی ابزارهای شخصی خود را ساختهاند. از اپهای رژیم غذایی گرفته تا ابزارهای خلاصهسازی خبرنامهها، ردیاب قیمت مواد غذایی و حتی سایتهایی برای تحلیل دادههای بازار مسکن.
بیشتر این ابزارها نه جهانیاند و نه انقلابی. اما نکته مهم این است که امروز آماتورها میتوانند با چند ضربه کلید، محصولاتی بسازند که پیشتر نیازمند تیمهای مهندسی کامل بودند.
من نسبت به هوش مصنوعی خوشبینی سادهلوحانه ندارم و از خطرات آن؛ از خودکارسازی تولید بدافزار گرفته تا تهدید شغلهای یقهسفید آگاه هستم. بااینحال، در شرایط فعلی، استفاده از هوش مصنوعی برای خودکارسازی کارهای وقتگیر زندگی شخصی، یکی از بهترین و ملموسترین کاربردهای آن به نظر میرسد. به همین دلیل، فعلاً قصد دارم به وایبکدینگ ادامه دهم؛ دستکم تا زمانی که پسرم بتواند خودش ناهارش را بستهبندی کند.
کوین روس (Kevin Roose)
ستوننویس فناوری روزنامه The New York Times و مجری پادکست «Hard Fork».
منبع اصلی:
نسخه چاپی این مقاله در تاریخ ۴ مارس ۲۰۲۵، بخش B، صفحه ۱ نسخه نیویورک تایمز، با عنوان زیر منتشر شده:
Even Though I’m Not a Programmer, I’m Building My Own Software With A.I.