بازتعریف نسبت انسان و ماشین در سینمای ایران
هوش مصنوعی بازیگر اصلی «جشنواره فیلم فجر»
در حال دیدن یکی از فیلمهای جشنواره فجر ۴۴ بودم که بخشی از تصاویر توجهام را جلب کرد. فیلم «حال خوب زن» برای به تصویر کشیدن بخشهایی از فیلمنامه به سراغ ساخت تصاویر با هوش مصنوعی رفته بود. کنجکاو شدم تا نگاهی دقیق تر به حضور هوش مصنوعی در فجر ۴۴ کنم؛ گزارش حاضر به دنبال ردپای استفاده از تکنولوژی هوشمصنوعی در فیلمهای جشنواره فجر ۴۴ از لابهلای گفتگوها، مصاحبهها و نشستهای خبری این جشنواره است.
هوش مصنوعی وارد میشود
گذار از سینمای کلاسیک به عصر سینمای الگوریتمیک در چهل و چهارمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر در سال ۱۴۰۴، به یکی از مهمترین سرفصلهای تاریخ هنر معاصر ایران تبدیل شده است. این دوره که با تغییرات بنیادین در ساختار اجرایی و رویکرد تکنولوژیک همراه بود، هوش مصنوعی را از یک ابزار کمکی در مراحل پستولید به یک کنشگر فعال در تمامی مراحل زنجیره ارزش سینما، از نگارش فیلمنامه تا مدیریت اکران و تعامل با مخاطب، ارتقا داد. حضور پررنگ فناوریهای نوین در این دوره، جشنواره را به آزمایشگاهی برای سنجش نسبت میان خلاقیت انسانی و محاسبات ماشینی تبدیل کرد؛ جایی که مرزهای میان «واقعیت رئالیستی» و «بازسازی دیجیتال» بیش از هر زمان دیگری مخدوش شد.

«مولا» فیلمی که فرآیند تولید آن صددرصد بر پایه فناوری هوش مصنوعی استوار بود
نقطه عطف حضور هوش مصنوعی در جشنواره ۱۴۰۴، اکران فیلم سینمایی «مولا» به کارگردانی و تهیهکنندگی عباس لاجوردی بود. این اثر که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد، به عنوان نخستین تجربه بلند سینمایی در جهان معرفی شد که فرآیند تولید آن به صورت صددرصد بر پایه فناوری هوش مصنوعی استوار بوده است. این فیلم نه تنها از منظر تکنولوژیک، بلکه از لحاظ محتوایی نیز با تمرکز بر واقعه غدیر خم و بازخوانی مفهوم امامت، سعی کرد زبانی نوین برای سینمای دینی خلق کند.
عباس لاجوردی در نشستهای رسانی خود تاکید کرد که تولید چنین اثری ریسک و جسارت بالایی میطلبید؛ چرا که بازسازی فضایی که بیش از ۱۴۰۰ سال از آن گذشته و هیچ سند بصری مستقیم یا تصویر آموزشدیدهای در مدلهای هوش مصنوعی جهانی برای آن وجود ندارد، یک چالش فنی بیسابقه بود. تیم تولید ناچار بود پارامترهای جدیدی را برای الگوریتمها تعریف کند تا صحنهها به شکلی بازسازی شوند که تماشاگر در تشخیص مصنوعی بودن آنها دچار تردید شود. ساختار روایی فیلم نیز که در قالب گفتگوی میان دو متفکر شیعه و اهل سنت پیش میرود، نشاندهنده تلاشی برای پیوند میان استدلالهای کلامی و قدرت بصری هوش مصنوعی است.
این پروژه با حمایت مستقیم مرکز همکاریهای تحول و پیشرفت ریاستجمهوری به سرانجام رسید که حاکی از یک استراتژی کلان حاکمیتی برای دستیابی به دانش فنی تولیدات سینمایی بدون نیاز به هزینههای گزاف تولیدات میدانی است. در حالی که کمپانیهای بزرگ جهانی هنوز در میانه راه تولید آثار بلند تمامهوشمند هستند، حضور «مولا» در جشنواره فجر، ایران را به یکی از مدعیان جدی در حوزه صادرات محصولات فرهنگی مبتنی بر هوش مصنوعی تبدیل کرده است.
وقتی صحنههای برونمرزی بدون خروج از کشور ساخته میشوند
در کنار پروژههای تمامهوشمند و گمانهزنیها درباره استفاده پنهان از هوش مصنوعی، برخی آثار بخش مسابقه نیز بهصورت آشکار و هدفمند از این فناوری بهره بردند. فیلم سینمایی «غبار میمون» به کارگردانی آرش معیریان، یکی از نمونههای شاخص استفاده کاربردی از هوش مصنوعی در حوزه جلوههای ویژه بصری بود؛ جایی که فناوری نه بهعنوان جایگزین روایت، بلکه بهعنوان راهحل فنی برای عبور از محدودیتهای تولید به کار گرفته شد.
امیر ولیخانی، طراح جلوههای ویژه بصری این فیلم، در گفتوگوهایی که همزمان با جشنواره منتشر شد، تأکید کرد استفاده از هوش مصنوعی در «غبار میمون» پاسخی مستقیم به چالش ساخت صحنههای برونمرزی با بودجه محدود بوده است. به گفته او، در شرایطی که امکان تصویربرداری واقعی در لوکیشنهایی مانند لندن وجود نداشت، بهرهگیری از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی امکان خلق فضاهای باورپذیر خارجی را فراهم کرده و در نهایت، حدود ۴۰ تا ۵۰ دقیقه از فیلم با اتکا به این فناوری شکل گرفته است.
ولیخانی همچنین نقش تعیینکننده مرحله پیشتولید را برجسته میکند؛ مرحلهای که در آن، طراحی محیطها، شبیهسازی فضاهای پیچیده و برنامهریزی دقیق جلوههای ویژه با کمک هوش مصنوعی انجام شد. به باور او، بدون این سطح از پیشتولید فناورانه، اساساً امکان روایت داستانی که بخشهایی از آن در خارج از کشور میگذرد، وجود نداشت.
«غبار میمون» که داستان آن حول یک نیروی ارشد امنیتی و پروندهای مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه میچرخد، نمونهای از استفاده «کارکردمحور» از هوش مصنوعی در سینمای ایران است؛ استفادهای که نه در پی نمایش اغراقآمیز فناوری، بلکه در خدمت حل مسئلههای واقعی تولید قرار گرفته است. این رویکرد، در تضاد با نگرانیهای مطرحشده درباره جایگزینی خلاقیت انسانی با خروجیهای ماشینی، نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند در چارچوبی کنترلشده، به ابزاری مکمل برای توسعه سینمای ژانر و کاهش هزینههای تولید بدل شود.
تصاویر ساخته شده به کمک هوش مصنوعی برای این فیلم، از کیفیت بالایی برخوردار هستند و شاید تشخیص آن برای همه مخاطبین راحت نباشد. با این حال ضعفهایی نیز در آن دیده میشود از جمله تغییر مدل اسلحه در دو صحنه متوالی!!

زنگ خطر برای فیلمنامهنویسان به صدا درآمد
برخلاف فیلم «مولا» که به طور رسمی از هوش مصنوعی استفاده کرده بود، بخش مسابقه (سودای سیمرغ) با چالش متفاوتی روبرو شده؛ گمانهزنیهای جدی درباره استفاده پنهان از هوش مصنوعی در نگارش فیلمنامه و دیالوگنویسی برخی آثار وجود دارد. منتقدان در جریان نمایش فیلمهایی همچون «گیس» و «مارون»، به شدت به کیفیت دیالوگها و ساختار روایی اعتراض کردند. ادعای اصلی بر این استوار بود که این فیلمنامهها به جای برخورداری از روح انسانی و ظرافتهای دراماتیک، شبیه به خروجیهای خام مدلهای زبانی بزرگ هستند که بر اساس دادههای کلیشهای تولید شدهاند.
در نقد فیلم «خیابان جمهوری» و برخی آثار مشابه، اشاره شده است که گویی فیلمنامهنویس از یک هوش مصنوعی خواسته تا بر اساس پیرنگهای موفق گذشته درباره زنان سرپرست خانوار، قصهای بنویسد. نتیجه این فرآیند، متونی است که به جای روایت، به «بیانیهخوانی سینمایی» نزدیک شدهاند. کاراکترها در این آثار بیش از آنکه کنشمند باشند، حامل پیامهای مستقیم و شعاری هستند که باعث شده فیلم تاثیرگذاری عاطفی خود را بر مخاطب از دست بدهد.

این پدیده، زنگ خطری را برای صنف نویسندگان به صدا درآورد که ممکن است استفاده نادرست از فناوری، منجر به حذف تدریجی خلاقیت فردی و جایگزینی آن با الگوهای تکراری ماشینی شود.
علاوه بر این، در برخی آثار همچون «بیلبورد» ساخته سعید دشتی، شروعهای ملتهب اما ادامههای سرد و ضعفهای ساختاری مشهود بود که به زعم منتقدان، نشان از سردرگمی در روایت و عدم عمقبخشی به شخصیتها داشت. این تضاد میان توان فنی بالا در تصویربرداری و ضعف بنیادین در فیلمنامه، یکی از ویژگیهای مشترک آثار مظنون به استفاده از هوش مصنوعی در این دوره بود.

جشنواره ۱۴۰۴ چگونه با تحلیل داده و هوش مصنوعی مدیریت شد؟
تحول دیجیتال در جشنواره ۱۴۰۴ تنها به تولید فیلم محدود نماند، بلکه زیرساختهای مدیریتی و تدارکاتی جشنواره نیز به شدت تحت تاثیر هوش مصنوعی و تحلیل داده قرار گرفت. پیامرسان «آیگپ» به عنوان بازوی اجرایی جشنواره در حوزههای بلیتفروشی، پخش زنده انحصاری و تعامل با مخاطب، نقش محوری ایفا کرد.
استفاده از هوش مصنوعی در پلتفرم آیگپ امکانات زیر را فراهم آورد:
۱. تحلیل تقاضای لحظهای: در سه ساعت اولیه آغاز بلیتفروشی، بیش از ۲۸ هزار بلیت فروخته شد. سیستمهای هوشمند با تحلیل این دادهها، به سرعت نیاز به سانسهای فوقالعاده برای فیلمهای پرمخاطب همچون «نیمشب» مهدویان را شناسایی و عملیاتی کردند.
۲. مدیریت توزیع جغرافیایی: با توجه به اکران ۳۳ فیلم در ۳۳ سالن شهر تهران، الگوریتمهای بهینهسازی به تقسیم عادلانه و هوشمند ظرفیتها کمک کردند.
۳. پخش زنده و آرشیو هوشمند: پخش انحصاری رویدادهای جشنواره در بستر آیگپ، دسترسی مخاطبان سراسر کشور را به نشستهای خبری و مراسمها تسهیل کرد.
ورود رسمی آموزش هوش مصنوعی به برنامههای جشنواره فیلم فجر
برای مقابله با چالشهای فنی و اخلاقی هوش مصنوعی، جشنواره ۱۴۰۴ رویکردی آموزشی را نیز در پیش گرفت. برگزاری کارگاههای تخصصی در جشنواره جهانی فیلم فجر (به دبیری روحالله حسینی در شیراز)، گامی در جهت آشنایی فیلمسازان با کاربردهای صحیح این فناوری بود.
یکی از برجستهترین این کارگاهها با عنوان «آیا رباتها فیلم میسازند؟» با حضور «لوو کن وئون» مدرس کرهای برگزار شد که در آن به تشریح کاربردهای هوش مصنوعی در فرآیند فیلمسازی و آینده این صنعت پرداخته شد.
مباحث مطرح شده در این کارگاهها نشان داد که هوش مصنوعی نه تنها به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان ابزاری برای بهبود فرآیند ساخت، کشف داستانهای نوآورانه و ارتقای تجربه بصری تماشاگران شناخته میشود. معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری نیز با حضور فعال در بخش «تجلی اراده ملی»، جوایز ویژهای را برای آثاری که به بهترین شکل از فناوریهای نوین استفاده کرده بودند، در نظر گرفت تا انگیزه لازم برای ورود هوشمندانه به این حوزه را ایجاد کند.
رسمیت شغلی هوش مصنوعی در سینمای ایران
علاوه بر فیلم «مولا»، آثار دیگری نیز به طور جزئیتر از هوش مصنوعی در مراحل تولید خود بهره بردند. فیلم «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی، علیرضا ربیعمقدم را به عنوان «طراح هوش مصنوعی» در فهرست عوامل خود داشت که نشاندهنده رسمیت یافتن این عنوان شغلی در تیتراژ فیلمهای ایرانی است. همچنین فیلم «صیاد» (در جشنواره فجر سال گذشته) به کارگردانی جواد افشار، در کنار گریمهای سنگین، از هوش مصنوعی در پروسه صداگذاری و واقعیت افزوده استفاده کرد که مورد تحسین معاونت علمی ریاستجمهوری قرار گرفت.
حتی در حوزه اقلام تبلیغاتی، هوش مصنوعی نقشی کلیدی ایفا کرد. طراحی برخی پوسترها و مواد تبلیغاتی آثار، با بهرهگیری از مدلهای تبدیل متن به تصویر انجام شد که البته با انتقادهایی از سوی انجمن طراحان گرافیک مبنی بر افت کیفیت هنری و نادیده گرفتن خلاقیت انسانی همراه بود. این تضاد میان سرعت تولید و اصالت هنری، به یکی از مباحث جدی در نشستهای نقد و بررسی تبدیل شد.
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۴۰۴، به وضوح نشان داد که سینمای ایران دیگر نمیتواند نسبت به تحولات هوش مصنوعی بیتفاوت بماند. جشنواره ۱۴۰۴ را باید دوره «گذار به عصر عدمقطعیت بصری» نامید؛ دورهای که در آن سینما برای بقای خود، ناچار به بازتعریف نسبت میان انسان و ماشین شده است. موفقیت سینمای ایران در این مسیر، منوط به حفظ تعادل میان پذیرش نوآوریهای تکنولوژیک و صیانت از خلاقیتهای فردی و اصالتهای فرهنگی است که همواره نقطه قوت این سینما در سطح بینالمللی بوده است. هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای «دیده شدن» بهتر باشد، اما هرگز نمیتواند جایگزین «نگاه» منحصربهفرد یک هنرمند به رنجها و امیدهای بشر گردد.