
تعادل میان هوش مصنوعی و تنوع، برابری و مشارکت فراگیر (DEI)
تعادل میان هوش مصنوعی و تنوع، برابری و مشارکت فراگیر (DEI)
تنوع، برابری و مشارکت فراگیر (DEI) از جمله مفاهیمی هستند که با ظهور هوش مصنوعی دچار تحول شدهاند. اما این تحول به چه معناست؟
هوش مصنوعی (AI) و مفاهیم تنوع، برابری و مشارکت همگانی یا همان DEI (Diversity, Equity, and Inclusion) به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از چالشبرانگیزترین و پرمخاطبترین حوزههای ارتباطی برای شرکتهای مدرن هستند.
طبق شاخص انتظارات برند ۲۰۲۵ (Brand Expectations Index یا BEx) از شرکت Mission North، دیدگاه عمومی در حال تغییر است و رهبران سازمانها باید شیوه گفتوگو درباره این موضوعات را بازنگری کنند. بهگونهای که بین شفافیت و پیامرسانی استراتژیک تعادل برقرار کرده و اعتماد و اعتبار خود را حفظ کنند.
مطالعه BEx 2025 در نوامبر ۲۰۲۴ انجام شده و در آن، ۱۰۰۰ نفر از جمعیت عمومی بزرگسال و ۵۰۰ نفر از کارکنان حوزه دانش (Knowledge Workers) مورد بررسی قرار گرفتهاند. هدف این تحقیق ارائه راهنماییهای عملی و مثبت برای مدیران ارشد مانند مدیران عامل (CEO)، مدیران ارشد ارتباطات (CCO) و مدیران ارشد بازاریابی (CMO) بود تا بتوانند شهرت برند خود را تقویت کنند و از اقداماتی که ممکن است بهصورت ناخواسته به آن آسیب بزند، پرهیز نمایند.
پیشتر مطالعه BEx 2024 انجام شده بود و عواملی را که امروزه بر برندها تأثیر میگذارند در آن شناسایی و اندازهگیری شده بودند.. این مطالعه، مبنای توسعه شاخص BEx 2025 قرار گرفت.
هوش مصنوعی: ایجاد اعتماد در یک فضای پرشتاب
پذیرش هوش مصنوعی با سرعت در حال افزایش است، بهطوریکه ابزارهایی مانند ChatGPT از شرکت OpenAI و Gemini از Google به نامهایی آشنا برای عموم مردم تبدیل شدهاند. با ادامه تاثیرگذاری هوش مصنوعی بر صنایع مختلف، نگرش عمومی نسبت به شرکتهای فعال در این حوزه هم بهشدت تغییر کرده است، هرچند میزان اعتماد هنوز بهطور کامل مشخص نیست. یافتههای کلیدی این نظرسنجی شامل موارد زیر است:
- میزان اعتماد به شرکتها و استارتاپهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ نسبت به ۲۰۲۴، بهمیزان ۹ واحد افزایش یافته که این امر نشاندهنده آگاهی و پذیرش بیشتر است.
- شرکتهای بزرگ فناوری (Big Tech) در صدر این افزایش اعتماد قرار دارند: Google با ۶۶٪، Amazon با ۶۵٪ و Microsoft با ۶۱٪ از اعتماد عمومی، بیشترین سهم را دارند.
- در مقابل، سطح اعتماد به شرکتهای جدید پایینتر است: OpenAI با ۴۱٪ و Anthropic با ۲۳٪.
- ارتباط شفاف، نقش کلیدی در جلب اعتماد دارد. کارکنان حوزه دانش بهطور قاطع از توسعه شفاف هوش مصنوعی حمایت میکنند: ۸۱٪ بر امنیت (Security)، ۷۸٪ بر نظارت اخلاقی (Ethical Oversight)، و ۷۷٪ بر حریم خصوصی (Privacy) تأکید دارند. همچنین، محتوای تولیدشده توسط خود شرکتها، پس از اخبار محلی، معتبرترین منبع اطلاعاتی درباره هوش مصنوعی تلقی میشود.

امنیت، حریم خصوصی و اخلاق؛ عوامل کلیدی در ایجاد اعتماد
- امنیت، مهمترین عامل اعتماد به شرکتهای هوش مصنوعی است: ۸۱٪ از کارکنان حوزه دانش و ۶۹٪ از عموم مردم به آن اولویت میدهند.
- نظارت اخلاقی نیز حیاتی است: ۷۷٪ از کارکنان حوزه دانش و ۶۶٪ از عموم مردم از نظارت خارجی بر توسعه هوش مصنوعی حمایت میکنند.
- تنها ۴۰٪ از جمعیت عمومی به توانایی دولت در تنظیم مقررات مسئولانه برای هوش مصنوعی اعتماد دارند، اما در مقابل، ۵۸٪ از کارکنان حوزه دانش ترجیح میدهند این نظارت توسط خود صنعت انجام شود. این موضوع اهمیت وجود برنامههای اخلاقی درونسازمانی برای AI را دوچندان میکند.
- مدیرعامل (CEO) شما بهترین (یا بدترین) دارایی است: ۶۷٪ از کارکنان حوزه دانش و ۵۷٪ از عموم مردم میگویند که شهرت مدیرعامل، بهطور مستقیم بر میزان اعتماد آنها به برند تأثیر میگذارد.
DEI و ESG: بدون برچسب، فقط عمل
در شرایطی که با واکنشهای سیاسی و فرهنگی نسبت به برنامههای DEI (تنوع، برابری و مشارکت فراگیر) و ESG (مسئولیتپذیری زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی) روبهرو هستیم، شرکتها با یک تناقض مواجهاند. در واقع با اینکه برنامههای DEI و ESG تحت فشار هستند، کارمندان و مصرفکنندگان هنوز هم به اصول بنیادین آنها باور دارند.
مردم از ارزشهای DEI حمایت میکنند، اما نه لزوماً از خود این عنوان.
در حالی که برنامههای DEI در شرکتها با فشارهای بیرونی مواجه شدهاند، ۶۹٪ از مردم و ۷۸٪ از کارکنان حوزه دانش معتقدند که دیدگاههای متنوع باید در تصمیمگیریها گنجانده شود. با این حال، شرکتها باید در نظر داشته باشند که عنوان «DEI» ممکن است بار سیاسی پیدا کرده باشد. بنابراین ممکن است نیاز باشد این اصطلاح بازتعریف یا بازبرندسازی شود تا ماموریت گستردهتر و فراگیر آن را بهتر منتقل کند.
عملکرد واقعی، مهمتر از شعار است.
مطالعه نشان میدهد که یک شکاف بزرگ در درک عمومی وجود دارد. در واقع، ۷۳٪ از مردم حمایت خود را از اقدامات مربوط به فراگیری و تنوع اعلام کردهاند، اما تنها ۴۹٪ باور دارند که شرکتها واقعا به این تعهدات عمل میکنند. برای پر کردن این شکاف، شرکتها باید بهجای بیانیههای نمایشی و تبلیغاتی، اقدامات واقعی و معنادار از خود نشان دهند.
مسئولیتپذیری زیستمحیطی همچنان در اولویت است.
با وجود تغییرات در فضای سیاسی، ۶۸٪ از مردم و ۷۷٪ از کارکنان حوزه دانش از برنامههای پایداری زیستمحیطی شرکتها حمایت میکنند.
موضعگیری عمومی در مسائل اجتماعی، همچنان محل اختلاف است.
در حالی که ۶۵٪ از کارکنان حوزه دانش از فعالیت اجتماعی شرکتها (Corporate Activism) حمایت میکنند، تنها ۵۰٪ از عموم مردم چنین نگاهی دارند. بنابراین، شرکتها باید پیش از موضعگیری در مسائل عمومی، بهدقت آن را بسنجند و اولویت را به اقدامات داخلی و سیاستهایی بدهند که با ارزشهای اصلی آنها هماهنگ باشد.
از اینجا به بعد چه باید کرد؟
در حالی که هوش مصنوعی (AI) صنایع را دگرگون میکند و مباحث مربوط به DEI (تنوع، برابری و مشارکت فراگیر) و ESG (معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی) همچنان ادامه دارد، مسئولان ارتباطات سازمانی باید یک گام جلوتر از انتظارات در حال تغییر حرکت کنند. شاخص BEx مسیرهای روشنی برای آینده پیشنهاد میکند:
داستان خود را خودتان روایت کنید
برای شرکتهایی که میخواهند داستان خود را دربارهی هوش مصنوعی تعریف کنند، باید کنترل روایت را در دست بگیرند، ذینفعان را آگاه سازند و تمرکز را بر امنیت، حریم خصوصی و رهبری اخلاقمدار بگذارند تا اعتماد را حفظ و تقویت کنند.
بر ارتباطات مدیران ارشد تمرکز دوچندان داشته باشید
مردم و کارکنان حوزه دانش، به مدیران عامل (CEOها) برای جهتگیری نگاه میکنند. پس باید دقیق بررسی کرد که رهبران سازمان هم در گفتار و هم در عمل چگونه ظاهر میشوند. شفافیت و اصالت دو عنصر کلیدی در ساخت یک سکوی ارتباطی برای مدیران هستند.
کمتر روی برچسبها تمرکز کنید، بیشتر روی نتایج تمرکز داشته باشید
با تلفیق اقدامات پایدار و مشارکتمحور در فرهنگ سازمانی، بدون ورود به جنجالهای سیاسی غیرضروری، میتوان اعتبار برند را حفظ کرد و بهراحتی از موانع سیاسی عبور کرد.
ارتباط مستقیم، کلید اصلی است.
مخاطبان میخواهند مستقیما از خود شرکت بشنوند، چون محتوا موجب افزایش آگاهی میشود. ۸۱٪ از مردم و ۸۴٪ از کارکنان حوزه دانش، ارتباطات مستقیم شرکتها (مثل پادکستها، مقالات بلند و ویدیوهای آموزشی یا داستانمحور) را یکی از معتبرترین منابع اطلاعات میدانند. از نظر اعتماد، این نوع ارتباطات در جایگاه دوم قرار دارد و تنها اخبار محلی در جایگاه اول است.
با اعتمادبهنفس ارتباط برقرار کنید
این تحقیق یک نکته را بهروشنی بیان میکند: شرکتهایی که بهطور فعال روایت خود را درباره هوش مصنوعی و DEI شکل میدهند، برندهایی قویتر و انعطافپذیرتر خواهند داشت.
هوش مصنوعی دیگر یک روند نوظهور نیست، بلکه واقعیتی عملیاتی در دنیای امروز است. در همین حال، تلاشهای DEI و ESG حتی اگر نیاز به بازتعریف استراتژیک داشته باشند، همچنان برای موفقیت سازمانی ضروری هستند.
شرکتهایی که کنترل پیامرسانی خود را بهدست میگیرند، شفافیت را در اولویت قرار میدهند و ارزشهایشان را بهطور مستمر منتقل میکنند. همچنین این شرکتها بهترین جایگاه را برای مقابله با چالشها و بهرهبرداری از فرصتهای سال ۲۰۲۵ خواهند داشت.
رهبران سازمانی میتوانند با سرمایهگذاری جدی بر آموزش، ایجاد اعتماد و داستانسرایی معتبر، مطمئن باشند که برندشان دوام خواهد آورد و حتی در چشمانداز متغیر هوش مصنوعی و DEI هم رشد خواهد کرد.