مدلهای بومی یا API با پوسته داخلی؟
هوش مصنوعی بومی زیر ذرهبین
در روزهایی که قطعی اینترنت و محدودیت دسترسی به سرویسهای خارجی بار دیگر به چالش اصلی کاربران و کسبوکارهای دیجیتال تبدیل شده، عملکرد سرویسهای هوش مصنوعی داخلی بیش از گذشته مورد توجه، قضاوت و گاهاً هجمه قرار گرفته است.
روایت یک اتهام تکرارشونده
در روزهای اخیر، بار دیگر این گزاره در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی پررنگ شده است که بخش قابل توجهی از استارتاپها و متخصصان حوزه فناوری در ایران، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، صرفاً نقش واسطه را ایفا میکنند و خدمات خود را بر پایه API سرویسهای خارجی ارائه میدهند؛ بدون آنکه توسعهای اختصاصی در کار باشد.
این نگاه، معمولاً در بزنگاههایی مانند قطعیهای دورهای اینترنت شدت میگیرد و به سرعت به موجی از انتقاد و بیاعتمادی نسبت به توسعهدهندگان داخلی تبدیل میشود. نمونه اخیر این فضا را میتوان در نقد برخی رسانهها نسبت به شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی مشاهده کرد.
مرز باریک میان نقدِ بهجا و تعمیم نادرست
واقعیت آن است که در مواردی، برخی مجموعهها با تکیه صرف بر API سرویسهای خارجی اقدام به ارائه چتبات یا خدمات مبتنی بر AI کردند و حتی مدعی توسعه یا آموزش مدلهای اختصاصی شدند؛ اما با قطع دسترسی به سرویسهای بینالمللی، عملاً از پاسخگویی به کاربران بازماندند. این دسته از فعالیتها، بیتردید شایسته نقد جدی هستند.
با این حال، تعمیم این تجربه به کل زیستبوم هوش مصنوعی کشور، خطایی تحلیلی است که نتیجه آن زیر سؤال بردن تلاش تمام توسعهدهندگان داخلی خواهد بود.
توسعه واقعی هوش مصنوعی بدون اینترنت جهانی چگونه ممکن است؟
ارائه سرویس پایدار هوش مصنوعی در شرایط عدم دسترسی به اینترنت بینالمللی، نیازمند مدلهای آموزشدیده و فاینتیونشده بر دادههای گسترده و تمیز فارسی است؛ مسیری دشوار، زمانبر و پرهزینه که بدون تیمهای متخصص، دانش فنی عمیق و زیرساخت سختافزاری قدرتمند امکانپذیر نیست.
همین پیچیدگیها باعث شده برخی مسیر سادهتر استفاده صرف از APIهای خارجی را انتخاب کنند؛ مسیری که اگر شفاف اعلام نشود، به بیاعتمادی عمومی دامن میزند.
همه سرویسها شبیه هم نیستند
برخلاف تصور رایج، در جریان قطعیهای اخیر اینترنت، برخی سرویسهای هوش مصنوعی داخلی همچنان در دسترس کاربران باقی ماندند. پلتفرم و اپلیکیشن ویرا و تا حدی زیگپ و GapGPT توانستند بدون اتکا به اتصال پایدار بینالمللی، خدمات خود را ادامه دهند؛ موضوعی که نشان میدهد توسعه مدلهای بومی، هرچند محدود اما واقعی است.
رقابت با غولها؟ یا پاسخ به یک نیاز بومی؟
توسعه سرویسهای هوش مصنوعی داخلی بههیچوجه به معنای رقابت مستقیم با شرکتهایی مانند Google یا OpenAI نیست. مقایسه منابع مالی، زیرساختی و نیروی انسانی این غولهای فناوری با شرکتهای داخلی، قیاسی نادرست است.
با این حال، همین تلاشها باعث شده در شرایط بحرانی، کاربران ایرانی بهطور کامل از ابزارهای مبتنی بر AI محروم نشوند و حداقلی از خدمات همچنان در دسترس باقی بماند.
ویرا؛ یک نمونه قابل بررسی
سرویس ویرا طی روزهای اخیر با استقبال گسترده کاربران مواجه شد. اپلیکیشن موبایلی این پلتفرم، برخلاف برخی سرویسهای دیگر که به دلیل محدودیت منابع ناچار به غیرفعالسازی بخشی از خدمات خود شدند، توانست مجموعه کاملی از قابلیتها از جمله تولید تصویر (ایماژ)، تبدیل گفتار به متن، متن به گفتار و چتبات هوشمند «دانیار» را فعال نگه دارد.
نکته قابل توجه آن است که ویرا علاوه بر مدلهای اختصاصی، امکان استفاده از API سرویسهای خارجی را نیز بهصورت شفاف در اختیار کاربران قرار داده و خدمات خود را هم بهصورت رایگان و هم اشتراکی ارائه کرده است.
API؛ ابزار، نه اتهام
استفاده از API بهخودیخود یک نقطه ضعف محسوب نمیشود. بسیاری از سرویسهای معتبر جهانی نیز از ترکیب مدلهای داخلی و APIهای خارجی بهره میبرند. آنچه سرویسهای بومی را از ابزارهای صرفاً APIمحور متمایز میکند، وجود مدلهای اختصاصی و قابل اتکا در شرایط قطعی اینترنت است؛ مدلی که امکان تداوم خدمترسانی را فراهم میکند.
تجربهای که پیشتر هم تکرار شده است
ادعای «بینیازی از توسعه داخلی به دلیل وجود نمونه خارجی» پیشتر نیز در حوزههای مختلف مطرح شده بود. اگر این منطق پذیرفته میشد، امروز سرویسهایی مانند اسنپ، دیجیکالا، نشان یا طاقچه هرگز شکل نمیگرفتند. تجربه نشان داده است که تمرکز بر نیاز واقعی کاربران و ارائه سرویس قابل اتکا، حتی در حضور نمونههای خارجی قدرتمند، میتواند موفقیتآمیز باشد.
توسعهدهندگان هوش مصنوعی داخلی به محدودیتها و کاستیهای محصولات خود آگاهند و ادعای برتری مطلق نسبت به سرویسهایی مانند ChatGPT، Gemini یا Grok ندارند. با این حال، تلاش میکنند در شرایطی که دسترسی به منابع، سختافزار و حمایتهای ساختاری محدود است، کیفیت خدمات خود را بهتدریج ارتقا دهند.
در شرایطی که قطعی اینترنت به یک واقعیت تکرارشونده تبدیل شده، شاید بهجای تخریب و تعمیمهای نادرست، لازم است با نگاهی دقیقتر میان سوءاستفادههای APIمحور و توسعه واقعی بومی تمایز قائل شویم؛ تمایزی که در نهایت به نفع کاربران، اکوسیستم فناوری و آینده دیجیتال کشور خواهد بود.