معاون توسعه فناوری فولاد مبارکه در رویداد AI Bridge 2026 :
نقش صنایع بزرگ در بومیسازی هوش مصنوعی
به گزارش هوشیو – در جریان برگزاری رویداد ملی «ایآی بریج ۲۰۲۶» (AI Bridge 2026)، دکتر شریفی، معاون استراتژی و توسعه فناوری شرکت فولاد مبارکه اصفهان، به تبیین نقش حیاتی صنایع بزرگ به عنوان «شرکتهای پیشران» در تجاریسازی و ارزشآفرینی هوش مصنوعی در ایران پرداخت. وی با ارائه تحلیلی جامع از چالشهای پیشروی اکوسیستم فناوری کشور، راهکار عبور از بنبست کنونی در تجاریسازی پروژههای هوش مصنوعی را گذار از تفکر سنتی «کارخانه بزرگ» به «بنگاه پیشران» و ایجاد همکاریهای استراتژیک میان دانشگاه، صنعت و سرمایه دانست.
تفاوت بنیادی کارخانه بزرگ و شرکت پیشران؛ الگوهای جهانی چه میگویند؟
دکتر شریفی با اشاره به الگوهای موفق توسعه صنعتی در جهان، تفاوت کلیدی میان یک «کارخانه بزرگ» و یک «شرکت پیشران» (Pioneer/Leading Company) را در زاویه دید و مرزهای عملیاتی آنها دانست. به گفته وی، کارخانههای بزرگ معمولاً تمرکزی درونسازمانی (Internal) دارند و صرفاً بر بهبود فرآیندهای داخلی خود متمرکز هستند؛ در حالی که شرکتهای پیشران از مرزهای داخلی خود فراتر رفته و هدف اصلی آنها ارتقای مهارتها، توانمندسازی شرکتهای دانشبنیان، و تعریف مسائل در ابعاد ملی و منطقهای است. هدف نهایی یک پیشران، صرفاً خرید محصول یا جذب نیروی کار نیست، بلکه بسترسازی برای توسعه کل زیستبوم و ارتقای زنجیره ارزش است.
وی با ذکر نمونههای جهانی از بنگاههای پیشران نظیر هیوندای و پُسکو (POSCO) در کره جنوبی، بائو (Baowu) در چین، زیمنس و اسآپ (SAP) در آلمان و آرامکو در عربستان سعودی، تشریح کرد که هر یک از این کشورها با الگوی خاص خود به ارتقای مرزهای ملی فناوری دست یافتهاند:
- کره جنوبی (الگوی برد-برد): تلاش برای رشد همزمان بنگاه بزرگ و تمامی شرکتهای فعال در زنجیره تأمین و ارزش برای ارتقای کل سطح فناوری کشور.
- آلمان (الگوی استانداردسازی): استفاده از استانداردها جهت ارتقای همزمان صنایع اصلی و زنجیرههای همکار.
- چین (الگوی پلتفرمی و زایشی): تشکیل کنسرسیومها و شرکتهای مشترک (Joint Venture) میان صنایع بزرگ، استارتآپها و شرکتهای دانشبنیان.
- عربستان سعودی (اهرم قدرت خرید): استفاده از قدرت خرید و قراردادها نه فقط برای تأمین کالا، بلکه برای جذب، انتقال و ارتقای فناوری.
دکتر شریفی تأکید کرد که در ایران نباید به دنبال کپیبرداری کلیشهای از این الگوها بود، بلکه باید مدلی بومی و اختصاصی طراحی کرد.
چرا دوسوم پروژههای هوش مصنوعی با شکست مواجه میشوند؟
معاون توسعه فناوری فولاد مبارکه، ارزشآفرینی واقعی را نتیجه قرارگیری سه ضلع «صنعت، دانشگاه و سرمایه» در کنار یکدیگر خواند و عارضه اصلی پروژههای هوش مصنوعی کنونی در کشور را نبود این ارتباط منسجم دانست. وی با ارائه آماری از وضعیت بینالمللی اظهار داشت: «۵۵ درصد شرکتهای بزرگ اروپایی به دلیل برخورداری از زیرساختهای مناسب توانستهاند در حوزه هوش مصنوعی فعالیت کنند، در حالی که این میزان در شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) به دلیل نداشتن دادههای حجیم بسیار کمتر است».
وی با ابراز تأسف افزود: «متأسفانه ۸۸ درصد کارهایی که در حوزه هوش مصنوعی انجام میشود فراگیر نبوده و به یک حوزه محدود خلاصه میشوند؛ در نتیجه، حدود دوسوم (نزدیک به ۶۶ درصد) از این پروژهها با شکست مواجه شده و هرگز به مرحله تجاریسازی و حل مسئله واقعی جامعه نمیرسند».
به باور دکتر شریفی، حلقه مفقوده برای خروج دانشبنیانها و دانشگاهها از محیط آزمایشگاهی و ورود به فاز تجاری، دسترسی به «مسئله واقعی»، «دادههای واقعی» و «صاحب فرآیند» است که این امکانات تنها در بستر صنایع بزرگ فراهم میشود.
۵ نقش حیاتی صنایع پیشران در زیستبوم هوش مصنوعی
دکتر شریفی ۵ نقش کلیدی را برای شرکتهای پیشران در مسیر توسعه فناوریهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی برشمرد:
- تعریف درست مسئله (Problem Definition): طرح مسائلی که مستقیماً به خلق ارزش افزوده منتهی شوند و دارای مالک فرآیند و مالکیت معنوی مشخص باشند.
- فراهمکردن زیرساخت تبادل داده و امنیت: ایجاد محیطی امن برای رد و بدل کردن دادهها با رعایت حاکمیت داده و هوش مصنوعی و پیوند بدون تفکیک میان دو فضای آیتی (IT) و اوتی (OT) در صنایع اتوماسیونمحور.
- نخستین مشتری معتبر بودن (Market Maker): پذیرش ریسک پروژههای پایلوت و دمو برای تبدیل آنها به محصولات تجاری در ابعاد صنعتی.
- توسعه اکوسیستم و زیستبوم: ایجاد شبکهای پویا شامل دانشگاهها، شرکتهای فناور، دانشبنیانها و شرکتهای مهندسی.
- مقیاسدهی و تجاریسازی (Scale-up): تبدیل راهکارهای تکبعدی و داخلی به محصولات تکرارپذیر و صنعتی در ابعاد کلان.
راهبرد عملیاتی فولاد مبارکه؛ از CVC تخصصی تا شاخصهای ارزشمحور
در بخش پایانی سخنرانی، دکتر شریفی به تشریح اقدامات عملی بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور در راستای ایفای نقش پیشران هوش مصنوعی پرداخت:
- تعریف شاخصهای ارزشمحور: تمام پروژههای هوش مصنوعی در فولاد مبارکه باید به یکی از اهداف بهبود بهرهوری، کاهش مصرف انرژی، یا کاهش هزینههای عملیاتی متصل باشند تا ارزش افزوده واقعی ایجاد کنند.
- تأسیس شرکت سرمایهگذاری پرخطر (MSD): این شرکت به عنوان یک CVC تخصصی ذیل گروه فولاد مبارکه، مسئولیت تأمین مالی و سرمایهگذاریهای پرخطر بر روی طرحهای نوآورانه را عهدهدار است.
- بهکارگیری شرکت تخصصی اتوماسیون: استفاده از ظرفیت شرکت تخصصی اتوماسیون گروه فولاد مبارکه (تأسیس شده در دهه ۷۰) جهت پیادهسازی و اجرای پلتفرمهای پیشرفته.
- تنوع در مدلهای همکاری با دانشگاه: تعریف ابزارهای متنوع برای دانشگاهها و مراکز علمی از جمله اعطای گرنتهای پژوهشی، سرمایهگذاری خطرپذیر، خدمات پژوهشی و توسعه فناوری.
معاون استراتژی و توسعه فناوری فولاد مبارکه در پایان ابراز امیدواری کرد که با توقف تکپروژههای پراکنده و حرکت به سمت سبدهای راهبردی و شرکای فناوری، ارزشآفرینی واقعی در این حوزه محقق شود.
