شکاف جنسیتی فناورانه
آیا بانوان در عرصه هوش مصنوعی نادیده گرفته میشوند؟
هوش مصنوعی مولد؛ فناوریای که میتواند محتوای جدیدی مانند متن، تصویر، صوت و کد تولید کند، تنها در عرض چند سال از قلمرو داستانهای علمی-تخیلی به کانون زندگی روزمره راه یافته است.
اما افکار عمومی هنوز در حال شکلدادن به تصورات خود درباره این فناوری است:
- چه کسانی آن را توسعه میدهند؟
- چه کسانی از آن استفاده میکنند؟
- چه کسانی آن را درک میکنند؟
- نیازهای چه افرادی در آن بازتاب پیدا میکند؟
- به کدام متخصصان میتوان اعتماد کرد؟
در هر یک از این ابعاد، تفاوتهای جنسیتی قابلتوجهی به چشم میخورد.

روششناسی پژوهش
هوش مصنوعی در حال تغییر نحوه کار مردم، جستوجوی اطلاعات و تصمیمگیریهای روزمره است. شواهد نشان میدهند که میان بانوان و آقایان، هم در نحوه تعامل با هوش مصنوعی و هم در شیوه بازنمایی و برخورد این فناوری با بانوان، تفاوتهایی وجود دارد.
گزارش پژوهشی Are Women Being Left Out of AI? از سوی مرکز شورنستاین در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، تصویری پایهای و مبتنی بر شواهد تجربی از نحوه مواجهه مردم ایالات متحده با هوش مصنوعی مولد ارائه میدهد که نشاندهنده نابرابری جنسیتی فراتر از حضور بانوان در مشاغل فنی و مدیریتی این صنعت است.
این پژوهش نحوه استفاده، درک و اعتماد بانوان و آقایان به هوش مصنوعی و عواملی را مقایسه میکند که مانع استفاده بیشتر آنان از این فناوری میشوند. همچنین، شرایط محیط کار مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی، بازنمایی در این فناوری، سوگیریهای ادراکشده و مستند و نحوه بهتصویرکشیدن بانوان و آقایان در اخبار هوش مصنوعی را بررسی میکند.
این تحلیل بر چند منبع شواهد استوار است:
- دادههای نظرسنجی پروژه سلامت مدنی نهادها (CHIP50) از ۵۴۰۳ بزرگسال آمریکایی که در ژوئیه ۲۰۲۶ گردآوری شدهاند.
- دادههای ناشناس مرور وب از طریق رصدخانه ملی اینترنت (NIO)، شامل ۵۵۱۳ بزرگسال آمریکایی در بازه ژوئیه ۲۰۲۴ تا دسامبر ۲۰۲۵ و ۱۹۵۱ بزرگسال آمریکایی در بازه ۱۳ ژوئیه تا ۱۰ اوت ۲۰۲۶.
- تحلیل ۷۸۵۴۲ مقاله خبری آمریکایی درباره هوش مصنوعی که بین ژوئیه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شدهاند.
- منابع دانشگاهی و ادبیات سیاستگذاری که زمینه لازم برای تفسیر یافتهها را فراهم میکنند.
خلاصه مدیریتی
در مجموع، یافتهها الگویی منسجم را نشان میدهند:
- بانوان کمتر از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
- حمایت کمتری از بهکارگیری آن در محیط کار گزارش میدهند.
- کمتر در بحثهای عمومی درباره هوش مصنوعی حضور دارند.
- از نظر دیگران، نیازهای آنان در فرایند توسعه و خروجیهای این فناوری کمتر بازنمایی میشود.
یافتههای کلیدی این پژوهش نیز عبارتاند از:
- احتمال اینکه بانوان هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکرده باشند، بیشتر از آقایان است و احتمال استفاده منظم آنان نیز کمتر است. دادههای مرور وب در رایانههای شخصی تفاوت معناداری از نظر آماری میان بانوان و آقایان در تجربه استفاده از هوش مصنوعی نشان نمیدهند. بااینحال، در همین دادهها، آقایانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، سهم بیشتری از زمان مرور وب خود را به ابزارهای هوش مصنوعی اختصاص میدهند؛ این سهم برای آقایان ۴٫۶ درصد و برای بانوان ۲٫۹ درصد است.
- در میان بزرگسالان شاغل، احتمال اینکه بانوان در مقایسه با آقایان به دسترسی به آموزش هوش مصنوعی، راهنمایی حرفهای و تشویق در محیط کار برای استفاده از این فناوری اشاره کنند، کمتر است. این اشکال حمایت با استفاده بیشتر از هوش مصنوعی، اعتمادبهنفس بالاتر در استفاده از آن و ارزش ادراکشده بیشتر در میان بانوان و آقایان ارتباط دارند.
- اعتماد به هوش مصنوعی در میان پاسخدهندگان از هر دو جنسیت پایین است؛ بااینحال، بانوان اعتماد کمتری به هوش مصنوعی نسبت به آقایان دارند. بانوان بیشتر هوش مصنوعی را با نگرانی، دلواپسی و اضطراب مرتبط میدانند، درحالیکه آقایان بیشتر آن را با کنجکاوی، خوشبینی و هیجان پیوند میدهند.
- بانوان در اخبار مربوط به هوش مصنوعی نیز کمتر دیده میشوند. در نمونه بررسیشده هاروارد، نام آقایان ۱۴٫۶ برابر بیشتر از نام بانوان در تیترهای خبری مربوط به هوش مصنوعی آمده است و آقایان ۴٫۳ برابر بیشتر از بانوان بهعنوان متخصص مورد استناد قرار گرفتهاند.
- پاسخدهندگان از هر دو جنسیت معتقدند نیازها و دیدگاههای آقایان بهتر در فرایند توسعه هوش مصنوعی و محتوای تولیدشده بهوسیله آن بازتاب پیدا میکند. همچنین، تعداد کمی از پاسخدهندگان اغلب بانوان را در نقش متخصصان و صاحبنظران اخبار هوش مصنوعی میبینند.

این شکافها به این معنا نیستند که افزایش استفاده از هوش مصنوعی یا اعتماد بیشتر به آن باید بهخودیخود هدف تلقی شود. پرسش اصلی این است که:
- آیا بانوان بهاندازه آقایان به فرصت درک و استفاده از این فناوریها، به شیوهای که برای زندگیشان ارزشآفرینی کند، دسترسی دارند؟
- آیا به همان اندازه بر نحوه توسعه و بهکارگیری این فناوریها تأثیر میگذارند؟
- آیا در گفتوگوی عمومی پیرامون آنها از همان میزان دیدهشدن و اعتبار برخوردارند؟
با ادغام هرچه بیشتر هوش مصنوعی در محیط کار، دسترسی به اطلاعات، آموزش، مراقبتهای سلامت و تصمیمگیریهای روزمره، ممکن است نابرابریهای موجود فراگیرتر و پیامدهای آنها جدیتر شود. این یافتهها مبنایی برای شناسایی حوزههایی فراهم میکنند که این نابرابریها در آنها در حال ظهور هستند و به اقدام نیاز دارند.

یافتهها چه چیزی را نشان میدهند؟
دسترسی در محیط کار
بانوان کمتر از آقایان از دسترسی به آموزش هوش مصنوعی، راهنمایی حرفهای و تشویق در محیط کار خبر میدهند؛ این در حالی است که چنین حمایتهایی با اعتمادبهنفس بیشتر، ارزش ادراکشده بالاتر و استفاده بیشتر از این فناوری در میان بانوان و آقایان ارتباط دارند.
کارفرمایان، گروههای صنعتی و انجمنهای حرفهای باید اطمینان حاصل کنند که بانوان بهاندازه آقایان به اطلاعات و حمایتهایی دسترسی دارند که برای تصمیمگیری درباره زمان و نحوه استفاده از هوش مصنوعی در کار خود به آنها نیاز دارند.
اعتماد پایین و نگرشهای منفی
اعتماد به افرادی که هوش مصنوعی را توسعه میدهند و منابعی که اطلاعات مربوط به آن را ارائه میکنند، در میان بانوان و آقایان پایین است. نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی و اعتمادپذیری، رایجترین موانع استفاده بیشتر از هوش مصنوعی هستند و احساساتی که بیش از همه با این فناوری ارتباط داده میشوند، نگرانی و دلواپسیاند.
پژوهشها باید به بررسی دلایل شکلگیری این نگرانیها ادامه دهند. در همین حال، روزنامهنگاران، توسعهدهندگان و سیاستگذاران باید با افزایش شفافیت، تقویت حفاظت از حریم خصوصی و ارائه اطلاعات معتبر برای ایجاد اعتماد بیشتر تلاش کنند.
بانوان در توسعه هوش مصنوعی
بانوان همچنان در جایگاههای فنی و مدیریتیای که سامانههای هوش مصنوعی را شکل میدهند، کمتر از حد انتظار حضور دارند. افرادی که در این جایگاهها فعالیت میکنند، درباره محصولات و ایمنی آنها تصمیم میگیرند و در تعیین نیازهایی که باید در فرایند توسعه موردتوجه قرار گیرند، نقش دارند.
در بهترین حالت، حضور کمرنگ بانوان ممکن است به ازدسترفتن فرصتهای خلق ارزش برای برخی گروهها منجر شود. در بدترین حالت، این وضعیت میتواند آسیب مستقیم ایجاد کند، نابرابریهای اجتماعی موجود را تقویت کند، بیاعتمادی را گسترش دهد و مشکلات مربوط به مسیر ورود و پیشرفت حرفهای را تداوم بخشد؛ مشکلاتی که تعیین میکنند چه کسانی وارد این حوزه میشوند و چه افرادی امکان پیشرفت در آن را پیدا میکنند.
پژوهشهای موجود همچنین سوگیری جنسیتی در تصاویر و متون تولیدشده بهوسیله هوش مصنوعی، سامانههای استخدام، کاربردهای حوزه سلامت و دیگر موارد استفاده از این فناوری را مستند کردهاند.
چه کسانی بهعنوان متخصص شنیده میشوند؟
آقایان بر تیترهای خبری و استنادهای تخصصی در حوزه هوش مصنوعی تسلط دارند. اگرچه بخشی از این عدمتوازن به برجستگی بنیانگذاران و مدیران اجرایی مرد مربوط میشود، این شکاف در میان استنادهای تخصصی حتی پس از کنارگذاشتن این رهبران از تحلیل نیز باقی میماند.
روزنامهنگاران، پژوهشگران، شرکتها و برگزارکنندگان رویدادها میتوانند با گسترش دامنه متخصصانی که برای اظهارنظر و حضور در برنامههای خود انتخاب میکنند، به بهبود این وضعیت کمک کنند.

الگوی شکاف جنسیتی در سراسر زیستبوم هوش مصنوعی
شکاف جنسیتی در هوش مصنوعی اغلب بهعنوان مسئلهای مرتبط با نیروی کار مطرح میشود؛ مسئلهای که در حضور کمرنگ بانوان در جایگاههای فنی و مدیریتی نمود پیدا میکند. پژوهش حاضر نشان میدهد که نابرابریهای جنسیتی به محدوده صنعت هوش مصنوعی محدود نمیشوند.
- توسعه: بانوان کمتر از حد انتظار در جایگاههای فنی و مدیریتی حوزه هوش مصنوعی حضور دارند؛ مسئلهای که میتواند مشارکت آنان در تصمیمگیری درباره نحوه ساخت این فناوریها را محدود کند.
- دسترسی و حمایت: احتمال اینکه بانوان در مقایسه با آقایان از تشویق در محیط کار برای استفاده از هوش مصنوعی یا دسترسی به آموزش و راهنمایی حرفهای در این زمینه برخوردار باشند، کمتر است.
- استفاده: احتمال اینکه بانوان هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکرده باشند، بیشتر از آقایان است و احتمال استفاده منظم آنان نیز کمتر است. دادههای مرور وب در رایانههای شخصی نشان میدهند آقایانی که از هوش مصنوعی استفاده میکنند، سهم بیشتری از زمان مرور وب خود را در مقایسه با بانوان به ابزارهای هوش مصنوعی اختصاص میدهند.
- اعتماد و درک: پاسخدهندگان از هر دو جنسیت اعتماد اندکی به هوش مصنوعی گزارش میکنند، اما اعتماد بانوان کمتر است. همچنین، احتمال اینکه بانوان درباره هوش مصنوعی اظهار بیاطلاعی کنند و آن را با نگرانی و اضطراب مرتبط بدانند، بیشتر است.
- بازنمایی: پاسخدهندگان از هر دو جنسیت معتقدند نیازها و دیدگاههای آقایان بهتر در فرایند توسعه هوش مصنوعی و محتوای تولیدشده بهوسیله آن بازتاب پیدا میکند.
- تخصص و دیدهشدن: در اخبار مربوط به هوش مصنوعی، احتمال اینکه بانوان در مقام رهبران یا منابع تخصصی معرفی شوند، بسیار کمتر از آقایان است. آقایان هم بر تیترهای خبری این حوزه تسلط دارند و هم بخش عمده متخصصان مورد استناد در گزارشهای خبری را تشکیل میدهند.
این شکافها فراتر از نیروی کار صنعت هوش مصنوعی امتداد دارند و در حمایتهای محیط کار، میزان استفاده از هوش مصنوعی، اعتماد و عدماطمینان، بازنمایی و میزان دیدهشدن در پوشش خبری نیز مشاهده میشوند.

بانوان کمتر از آقایان از هوش مصنوعی استفاده میکنند
شاخصهای استفاده این موضوع را روشن میکنند که آیا و چگونه افراد در محیطهای شخصی و کاری از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند؟
در نظرسنجی ژوئیه ۲۰۲۶، احتمال اینکه بانوان در مقایسه با آقایان بگویند هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکردهاند، بیشتر بود؛ این نسبت در بانوان ۲۹ درصد و در آقایان ۲۲ درصد بود.
در مقابل، احتمال اینکه آقایان در مقایسه با بانوان استفاده گاهبهگاه (۲۷ درصد در برابر ۲۴ درصد)، استفاده منظم (۲۵ درصد در برابر ۱۶ درصد) یا ایجاد گردشکارها و خودکارسازیهای مبتنی بر هوش مصنوعی (۵ درصد در برابر ۳ درصد) را گزارش کنند، بیشتر بود.
همچنین، احتمال اینکه بانوان بگویند هوش مصنوعی را امتحان کردهاند، اما بهندرت از آن استفاده میکنند، بیشتر بود؛ این نسبت برای بانوان ۲۸ درصد و برای آقایان ۲۱ درصد بود.

این شکاف در ابزارها، وظایف و زمینههای شخصی و کاری مختلف مشاهده میشود (تصاویر A1 تا A3 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?). میزان استفاده در میان بزرگسالان جوانتر، افراد دارای تحصیلات بالاتر و درآمد بیشتر، دانشجویان، شاغلان، ساکنان مناطق شهری و آمریکاییهای آسیاییتبار بالاتر است (تصویر A4 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?). شکاف جنسیتی در میان افراد دارای تحصیلات و درآمد بالاتر برجستهتر است، اما در گروههای اجتماعی-اقتصادی پایینتر که میزان استفاده از هوش مصنوعی در آنها کمتر است، این شکاف حداقلی است.

در دادههای مرور وب در رایانههای شخصی که از ژوئیه ۲۰۲۴ تا دسامبر ۲۰۲۵ گردآوری شدهاند، تفاوت معناداری از نظر آماری میان بانوان و آقایان در تجربه استفاده از هوش مصنوعی مشاهده نشده است.

بااینحال، همین دادهها نشان میدهند آقایانی که در یک ماه مشخص از هوش مصنوعی استفاده کردهاند، در مقایسه با بانوان، سهم بیشتری از زمان مرور وب خود را به ابزارهای هوش مصنوعی اختصاص دادهاند. این سهم در کل دوره بررسی برای آقایان ۴٫۶ درصد و برای بانوان ۲٫۹ درصد بوده است. این تفاوت در کل دوره از نظر آماری معنادار است، اما در همه ماهها به سطح معناداری آماری نمیرسد.

بانوان درباره هوش مصنوعی عدماطمینان بیشتری دارند، اما این لزوماً به معنای دانش کمتر آنها نیست
دانش و آگاهی نشان میدهند مردم تا چه اندازه درباره هوش مصنوعی اطلاعات دارند، تحولات آن را با چه دقتی دنبال میکنند و تا چه اندازه با ابزارها و چهرههای شاخص این حوزه آشنا هستند. بانوان گزارش میدهند که توجه کمتری به تحولات هوش مصنوعی دارند (تصویر A5 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?)، با ابزارهای رایج این حوزه آشنایی کمتری دارند است (تصویر A6 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?) و درباره هوش مصنوعی عدماطمینان بیشتری ابراز میکنند.
در پاسخ به ۱۲ پرسش دانشی و واقعیتمحور (تصویر A7 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?)، میانگین پاسخهای صحیح بانوان ۶٫۳ و آقایان ۷٫۱ بود. احتمال پاسخ صحیح آقایان به تکتک پرسشها نیز بیشتر بود. بااینحال، فاصله میان دو گروه از نظر تعداد پاسخهای نادرست کمتر بود؛ بهطوریکه میانگین پاسخهای نادرست بانوان ۱٫۶ و آقایان ۲ بود. در مقابل، بانوان بیشتر گزینه «مطمئن نیستم» را انتخاب کردند؛ به طور میانگین برای ۴ پرسش، در مقایسه با ۲٫۹ پرسش در میان آقایان.

بانوان همچنین در پاسخ به پرسشهای مرتبط با هوش مصنوعی که بیشتر به دیدگاه و قضاوت افراد وابستهاند، بیشتر از آقایان گزینه «مطمئن نیستم» را انتخاب کردند. درصد افرادی که این گزینه را برگزیدهاند، به ترتیب برای بانوان و آقایان، به شرح زیر است:
- درباره اینکه نیازهای بانوان یا آقایان در فرایند توسعه هوش مصنوعی بهتر بازنمایی میشود: ۴۳ درصد در برابر ۳۱ درصد.
- درباره اینکه کدام موضوعات هوش مصنوعی بیشتر با بانوان یا آقایان مرتبط دانسته میشوند: ۳۸ درصد در برابر ۲۹ درصد.
- درباره اینکه پوشش خبری هوش مصنوعی عمدتاً آقایان را معرفی میکند یا بانوان را: ۲۵ درصد در برابر ۱۸ درصد.
- درباره اینکه با چه فراوانی بانوان را در جایگاه صاحبنظران و متخصصان میبینند: ۳۳ درصد در برابر ۲۴ درصد.
- درباره اینکه آیا هوش مصنوعی با برخی گروهها ناعادلانه رفتار میکند یا به آنها آسیب میرساند: ۴۲ درصد در برابر ۳۱ درصد.
این الگوها از عدماطمینان بیشتر بانوان حکایت دارند؛ اما بخشی از شکاف ظاهری در دانش ممکن است به اعتمادبهنفس بیشتر آقایان یا حتی اعتمادبهنفس بیش از حد آنان مربوط باشد و نه صرفاً دانش بیشتر. هنگامی که از پاسخدهندگان پرسیده شد آیا ۱۲ فرد تأثیرگذار در حوزه هوش مصنوعی را میشناسند یا خیر، در کنار نام دو فرد ساختگی، احتمال اینکه آقایان ادعا کنند همه نامها، ازجمله نامهای ساختگی را میشناسند، بیشتر بود (تصویر A8 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).
همانند الگوی استفاده، تفاوتهای جنسیتی در میزان توجه به تحولات هوش مصنوعی در میان افراد دارای مدرک تحصیلات تکمیلی، افراد ۲۵ تا ۴۴ساله، ساکنان مناطق شهری و خانوارهای دارای درآمد بیش از ۱۰۰ هزار دلار بیشترین میزان را دارد (شکل A9). این گروهها با جمعیتهایی همپوشانی دارند که احتمال بیشتری دارد در زندگی حرفهای خود با هوش مصنوعی کار کنند یا حتی در توسعه آن نقش داشته باشند (Sajadieh et al. 2026; Pew Research Center 2026). در مقابل، شکاف جنسیتی در دانش واقعیتمحور درباره هوش مصنوعی در میان افراد دارای تحصیلات و درآمد بالا محدودتر است (شکل A10).

آقایان قاطعانه بر گفتوگوی عمومی درباره هوش مصنوعی تسلط دارند
تحلیل مقالات خبری درباره هوش مصنوعی
بانوان در خود حوزه هوش مصنوعی نیز در اقلیت هستند. دادههای مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهند که در سال ۲۰۲۵، حدود ۲۹ درصد از افرادی که مهارتهای مهندسی هوش مصنوعی را در سوابق حرفهای خود ثبت کرده بودند، زن بودند؛ یعنی سهم بانوان از مجموع استعدادهای این حوزه همچنان کمتر از یکسوم بود. همچنین، بانوان تنها حدود ۱۲ درصد از ارشدترین جایگاههای رهبری فناوری را در اختیار داشتند. مدیران شرکتهای هوش مصنوعی عمدتاً مرد هستند و همین رهبران بیش از دیگر افراد فعال در این حوزه در اخبار ظاهر میشوند.
در یک سال پوشش خبری آمریکا درباره هوش مصنوعی، شامل ۷۸۵۴۲ مقاله گردآوریشده از طریق پایگاه Media Cloud در فاصله ژوئیه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، نام آقایان بسیار بیشتر از بانوان ذکر شده و از آنها بیشتر نقلقول شده است. پژوهش این مقالات را از دو منظر تیترها و متن مقالات تحلیل کرده است.
در تیترها، نام آقایان ۱۴٫۶ برابر بیشتر از نام بانوان ذکر شده است. از میان افرادی که نامشان در دستکم پنج تیتر خبری آمده بود، ۲۱۹ نفر مرد و ۳۴ نفر زن بودند. آقایان ۹۳٫۶ درصد از کل موارد ذکر نام افراد در تیترها را به خود اختصاص دادهاند. افرادی که بیش از همه نامشان در تیترها دیده میشد، آقایانی بودند که شرکتهای هوش مصنوعی را اداره میکنند.
متن مقالات نیز همین عدمتوازن را نشان میدهد. تیم پژوهشی تمام منابعی را که در مقالات از آنها نقلقول مستقیم یا غیرمستقیم شده بود، کدگذاری کرد که در مجموع ۲۵۲۲۳۳ مورد بود. اندکی کمتر از نیمی از این منابع، معادل ۴۹٫۲ درصد، متخصص بودند؛ یعنی افرادی که نامشان ذکر شده و به دلیل اعتبار، جایگاه یا تخصصشان به آنها استناد شده بود.

در میان این ۱۲۴۰۰۴ متخصص، آقایان ۴٫۳ برابر بیشتر از بانوان مورد استناد قرار گرفته بودند. ۷۰٫۱ درصد از متخصصان مرد، ۱۶٫۲ درصد زن و جنسیت ۱۳٫۶ درصد از آنها در مقاله مشخص نشده بود. افزون بر این، ۴۲٫۶ درصد از کل منابع، سازمانهایی بودند که از موضع خودشان سخن میگفتند. اگر این سازمانها را نیز در کنار افراد در نظر بگیریم، از مجموع ۲۱۴۵۱۵ مورد استناد به منابع معتبر، ۵۰٫۱ درصد به سازمانها، ۴۰٫۵ درصد به آقایان و تنها ۹٫۴ درصد به بانوان اختصاص داشت. در نتیجه، سهم بانوان از منابعی که بهعنوان مراجع معتبر در حوزه هوش مصنوعی مورد استناد قرار گرفتهاند، کمتر از یکدهم است.
ازآنجاییکه آقایان ادارهکننده شرکتهای هوش مصنوعی در این نمونه غالب هستند، بررسی شد که آیا حضور همین افراد بهتنهایی میتواند شکاف مشاهدهشده را توضیح دهد یا خیر. با حذف تمام منابعی که به دلیل جایگاه سازمانی یا حرفهای، نه تخصص موضوعی، مورد استناد قرار گرفته بودند (ازجمله مدیران اجرایی، بنیانگذاران، مقامهای رسمی و سرمایهگذاران)، ۱۶۳۵۵ فرد باقی ماندند که صرفاً بهعنوان متخصص موضوعی مورد استناد قرار گرفته بودند.
در این گروه، بانوان ۲۴٫۸ درصد از افرادی را تشکیل میدادند که جنسیتشان مشخص شده بود؛ رقمی که در مقایسه با سهم ۱۸٫۸ درصدی بانوان از میان تمام متخصصانی که جنسیتشان مشخص شده بود، افزایش نشان میدهد. بنابراین، با حذف مدیران و رهبران، این شکاف کاهش مییابد؛ اما بانوان همچنان تنها حدود یکچهارم متخصصانی را تشکیل میدهند که به دلیل دانش خود مورد استناد قرار میگیرند. این سهم همچنان از سهم تقریباً ۲۹ درصدی بانوان از استعدادهای حوزه هوش مصنوعی کمتر است.

تقاضا و مواجهه با اطلاعات درباره هوش مصنوعی
دادههای مرور وب NIO نشان میدهند که کاربران بیشتر از طریق شبکههای اجتماعی با محتوای مرتبط با هوش مصنوعی مواجه میشوند تا از طریق وبسایتهای خبری. منظور از محتوای مرتبط با هوش مصنوعی، محتوایی است که بر اساس کلیدواژههای مرتبط، در این دسته قرار گرفته است (برای جزئیات بیشتر، به پیوست B گزارش Are Women Being Left Out of AI? مراجعه کنید).
درحالیکه ۴۱ درصد از افراد حاضر در پنل دستکم از یک وبسایت خبری بازدید کرده بودند که حاوی حداقل یک کلیدواژه مرتبط با هوش مصنوعی بود، ۶۸ درصد با چنین کلیدواژهای در شبکههای اجتماعی مواجه شده بودند. بخشی از این تفاوت به الگوی کلی استفاده از این دو نوع وبسایت مربوط میشود:
- ۶۲ درصد از افراد حاضر در پنل از یک وبسایت خبری بازدید کرده بودند
- ۷۶ درصد در طول دوره گردآوری دادهها دستکم یک بار از شبکههای اجتماعی استفاده کرده بودند.

دادهها همچنین تفاوتهای جنسیتی را هم در میزان بازدید بانوان و آقایان از شبکههای اجتماعی و وبسایتهای خبری و هم در فراوانی مواجهه آنها با محتوای مرتبط با هوش مصنوعی در این بسترها نشان میدهند. درصد بانوان و آقایانی که محتوای مرتبط با هوش مصنوعی را در یک وبسایت خبری دیده بودند، تقریباً مشابه بود. بااینحال، کلیدواژههای مرتبط با هوش مصنوعی در ۱۸ درصد از بازدیدهای آقایان از وبسایتهای خبری دیده میشد، درحالیکه این رقم برای بانوان ۱۲ درصد بود.
در شبکههای اجتماعی، سهم بیشتری از بانوان در مقایسه با آقایان با محتوای مرتبط با هوش مصنوعی مواجه شدند؛ موضوعی که بهطورکلی استفاده بیشتر بانوان از شبکههای اجتماعی را منعکس میکند. بااینحال، محتوای مرتبط با هوش مصنوعی در نرخهای تقریباً مشابهی از بازدیدهای بانوان و آقایان مشاهده شد: ۱۵ درصد برای آقایان و ۱۳ درصد برای بانوان.
در نهایت، ۱٫۳ درصد از عبارتهای جستوجوی آقایان حاوی کلیدواژهای مرتبط با هوش مصنوعی بود، درحالیکه این سهم برای بانوان ۰٫۶ درصد بود. همچنین، ۱۱ درصد از بانوان در عبارتهای جستوجوی خود دستکم یک کلیدواژه مرتبط با هوش مصنوعی داشتند؛ این نسبت برای آقایان ۱۳ درصد بود. تفاوتهای مشاهدهشده در جستوجوها از نظر آماری معنادار نیستند.

بانوان نسبت به هوش مصنوعی بدبینتر هستند
این دسته از یافتهها میزان اعتماد به هوش مصنوعی، اعتمادبهنفس، ارزش ادراکشده ناشی از استفاده از آن، واکنشهای عاطفی به این فناوری و عوامل بازدارنده استفاده را بررسی میکند.
نگرانی و دلواپسی، در میان هر دو جنسیت، بالاترین امتیاز را در میان احساسات مرتبط با هوش مصنوعی دارند. بانوان این احساسات را شدیدتر تجربه میکنند و در مقایسه با آقایان، ترس و اضطراب بیشتری گزارش میدهند. در مقابل، آقایان در تمام احساسات مثبت، شامل کنجکاوی، اشتیاق، خوشبینی، علاقه و هیجان، امتیاز بالاتری نسبت به بانوان دارند.

اعتمادبهنفس در استفاده از هوش مصنوعی و ارزش ادراکشده آن نیز از الگوی مشابهی پیروی میکنند، هرچند اختلافها در این دو شاخص متعادلتر است. بانوان در مقایسه با آقایان، ارزش ادراکشده کمتری برای هوش مصنوعی گزارش میدهند؛ میانگین امتیاز بانوان ۲٫۰ و آقایان ۲٫۳ در مقیاسی چهاردرجهای است. اعتمادبهنفس بانوان در استفاده از این فناوری نیز پایینتر است: ۲٫۵ در برابر ۲٫۷ در همان مقیاس چهاردرجهای.
برای هر دو جنسیت، «یادگیری موضوعی جدید» و «پروژههای خلاقانه» بالاترین امتیازها را در میان وظایف مختلف کسب کردهاند (تصویر A11 و A12 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?). شکافهای جنسیتی در میان افراد دارای تحصیلات بالا و افرادی که مسئولیت خانهداری دارند، گستردهتر است (تصویر A13 و A14 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).

اعتماد به هوش مصنوعی در مجموع پایین است. هیچ منبع واحدی وجود ندارد که اکثریت پاسخدهندگان به آن اعتماد داشته باشند تا اطلاعات دقیقی درباره هوش مصنوعی ارائه کند. بانوان در تمام سنجههای اعتماد، سطح پایینتری از آقایان گزارش میدهند. نزدیک به یکچهارم بانوان، معادل ۲۳ درصد به هیچیک از گروههای مورد پرسش اعتماد ندارند؛ این رقم در میان آقایان ۱۵ درصد است.
متخصصان فنی و پژوهشگران مستقل، معتبرترین منابع اطلاعات درباره هوش مصنوعی به شمار میروند. در مقابل، کارفرمایان و همکاران مورداعتمادترین گروهها برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی هستند. (تصاویر A15 تا A17 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).

اعتماد پایین و ارزش ادراکشده اندک با توضیحاتی که بانوان و آقایان درباره علت استفادهنکردن بیشتر از هوش مصنوعی ارائه میکنند، همخوانی دارد. نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی و بیاعتمادی به خروجیهای هوش مصنوعی، دو مانع اصلی استفاده بیشتر از این فناوری در میان هر دو جنسیت هستند. پس از آنها، ترجیح انجام وظایف بدون کمک هوش مصنوعی که در میان بانوان رایجتر است و ارزش ادراکشده پایین قرار دارند؛ مانعی که در میان آقایان بیشتر دیده میشود.
در مقابل، ابراز ترس از قضاوت دیگران، کمتر رایج است. این عامل در رتبههای پایین فهرست موانع گزارششده قرار دارد و تنها ۵ درصد از بانوان و ۶ درصد از آقایان آن را انتخاب کردهاند (تصویر A18 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).
اگرچه بانوان این موانع اصلی را با فراوانی بیشتری گزارش میکنند، بانوان و آقایان از نظر اهمیت نسبی این موانع رتبهبندی مشابهی ارائه میدهند. این یافته با پژوهشهای گستردهتری همسو است که نشان میدهند نگرانی درباره حریم خصوصی و قابلاعتماد بودن هوش مصنوعی، تقریباً یکچهارم شکاف استفاده از این فناوری میان بانوان و آقایان را توضیح میدهد.

بانوان دسترسی کمتری به منابع و حمایتهای مرتبط با هوش مصنوعی دارند
این بخش بررسی میکند که شرایط حرفهای محیط کار چگونه با استفاده از هوش مصنوعی و ارزش ادراکشده آن ارتباط دارند. در مجموع، یافتههای گزارش نشان میدهند که کارکردن در محیطی که به استفاده از هوش مصنوعی تشویق میکند و دسترسی به آموزش و راهنمایی حرفهای را فراهم میکند، با استفاده بیشتر از این فناوری، اعتمادبهنفس بالاتر در استفاده از آن و ارزش ادراکشده بیشتر ارتباط دارد؛ این الگو در میان بانوان و آقایان مشاهده میشود.

بااینحال، در میان پاسخدهندگان شاغل، احتمال اینکه بانوان در محیطهای کاری برخوردار از این حمایتها فعالیت کنند، کمتر است (تصاویر A19 تا A21 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?). افزون بر این، شکافهای جنسیتی اغلب حتی در میان افرادی که از آموزش، راهنمایی حرفهای و تشویق بیشتری برخوردارند نیز باقی میمانند.

همچنین، احتمال اشتغال بانوان در وهله نخست کمتر از آقایان است. در میان افراد شاغل نیز بانوان بیشتر در مشاغلی متمرکز هستند که وظایف آنها بیشترین میزان مواجهه با خودکارسازی بهوسیله هوش مصنوعی مولد را دارند. در سطح جهانی، ۴٫۷ درصد از اشتغال بانوان در مشاغل دارای بالاترین میزان مواجهه با این فناوری قرار میگیرد؛ این رقم برای آقایان ۲٫۴ درصد است. در کشورهای پردرآمد، شکاف حتی بیشتر است: ۹٫۶ درصد از مشاغل بانوان در برابر ۳٫۵ درصد از مشاغل آقایان. این تفاوت بازتابی از تفکیک جنسیتی مشاغل است؛ به این معنا که بانوان بیش از آقایان در مشاغل دفتری و اداری حضور دارند، مشاغلی که هوش مصنوعی مولد میتواند وظایف مربوط به آنها را آسانتر انجام دهد.
در پژوهشی جداگانه درباره محققان نیز مشخص شد که افزایش بهرهوری آقایان پس از عرضه ChatGPT بیش از ۶ واحد درصد از افزایش بهرهوری بانوان بیشتر بوده است. دادههای محیط کار در همان پژوهش نشان میداد که شمار آقایانی که حتی این ابزار را امتحان کرده بودند، بسیار بیشتر از بانوان بود: ۶۵ درصد در برابر ۴۷ درصد (Tang et al. 2025).

بانوان هم در سامانههای هوش مصنوعی و هم در میان متخصصان این حوزه کمتر حضور دارند
این دسته از یافتهها برداشت افراد از میزان بازنمایی بانوان در هوش مصنوعی، دیدگاه آنها درباره رفتار ناعادلانه این فناوری با گروههای مختلف و شواهد مستند سوگیری در خود سامانههای هوش مصنوعی را بررسی میکند.
پس از کنارگذاشتن پاسخهای «مطمئن نیستم»، در میان پاسخدهندگان از هر دو جنسیت نوعی توافق شکل گرفت؛ بدین ترتیب که:
- دیدگاهها و نیازهای آقایان در فرایند توسعه هوش مصنوعی و محتوای تولیدشده بهوسیله آن بهتر بازنمایی میشود.
- آقایان بیشتر با اخبار و محتوای آنلاین مرتبط با هوش مصنوعی پیوند داده میشوند.
- بانوان کمتر در جایگاه متخصصان و صاحبنظران دیده میشوند.
- بانوان بیشتر با هنر، مراقبتهای سلامت، آموزش و تأثیرات اجتماعی مرتبط دانسته میشوند.
- آقایان بیشتر با رهبری کسبوکار، مهندسی، دولت و سیاستگذاری و امنیت ملی پیوند داده میشوند (تصویر A22 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).

در زمینه شناخت چهرهها، حتی شناختهشدهترین بانو در حوزه هوش مصنوعی در این پیمایش؛ یعنی «دانیلا آمودی»، همبنیانگذار آنتروپیک، با میزان شناخت ۴۹ درصد، اندکی کمتر از دو مردی شناخته شده بود که کمترین میزان شناخت را در میان آقایان داشتند؛ یعنی «جنسن هوانگ» و «داریو آمودی»، هرکدام با ۵۰ درصد. «فیفی لی» و «میرا موراتی» هرکدام از سوی ۴۶ درصد پاسخدهندگان شناخته شدند؛ رقمی برابر با سهم افرادی که اعلام کردند دو نام ساختگی و متعارفنما، یعنی «سوزان میلر» و «کریگ دالتون» را میشناسند.
بالاترین میزان شناخت به رهبران مرد فناوری اختصاص داشت که شهرت عمومی آنها بسیار فراتر از حوزه هوش مصنوعی امتداد یافته است؛ ازجمله «تیم کوک» با ۶۶ درصد، «ساندار پیچای» با ۵۳ درصد و «ساتیا نادلا» با ۵۲ درصد. میزان شناخت «ایلان ماسک»، «مارک زاکربرگ» و «جف بزوس» از این هم بیشتر بود و برای هر سه نفر از ۸۵ درصد فراتر رفت. «سم آلتمن»، شناختهشدهترین رهبر مرتبط به طور مشخص با هوش مصنوعی، در ۶۴ درصد موارد نام برده شد (تصویر A6 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).
مشاهیر هوش مصنوعی
آشنایی با افراد و چهرههایی که مسیر هوش مصنوعی را تغییر دادند
این یافتهها با دادههای مرور وب NIO همخوانی دارند. بر اساس این دادهها، به ترتیب ۱۷ درصد، ۱۱ درصد، ۷ درصد و ۰٫۳ درصد از افراد از صفحهای وب بازدید کرده بودند که نام «سم آلتمن»، «جنسن هوانگ»، «داریو آمودی» یا «ساتیا نادلا» در آن دیده میشد. در مقابل، این نسبت برای نامهای «دانیلا آمودی»، «میرا موراتی» و «فیفی لی» به ترتیب ۱٫۶ درصد، ۱٫۳ درصد و ۰٫۱ درصد بود.
در زمینه رفتار ناعادلانه، احتمال اینکه بانوان درباره این موضوع که آیا هوش مصنوعی با گروهی ناعادلانه رفتار میکند یا خیر، اظهار عدماطمینان کنند، بیشتر از آقایان است: ۴۲ درصد در برابر ۳۱ درصد. در مقابل، آقایان بیشتر از بانوان معتقدند که هوش مصنوعی با هیچ گروهی رفتار ناعادلانه ندارد.
بانوان و آقایان تقریباً با نرخ یکسانی وجود سوگیری در هوش مصنوعی را گزارش میکنند و هر دو گروه، افراد سیاهپوست و افراد کمدرآمد را از جمله گروههایی میدانند که بیشتر از دیگران با رفتار ناعادلانه این فناوری مواجه میشوند. در زمینه جنسیت نیز احتمال اینکه هر گروه جنسیت خود را گروهی بداند که با آن رفتار ناعادلانه شده است، اندکی بیشتر است (تصویر A23 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).
اگرچه سهم مشابهی از بانوان و آقایان، به ترتیب ۵۸ درصد و ۵۹ درصد، معتقدند هوش مصنوعی نسبت به برخی گروهها سوگیری دارد و ۴۷ درصد از بانوان و ۴۳ درصد از آقایان خود را عضو گروه جمعیتیای میدانند که به باور آنها هوش مصنوعی با آن ناعادلانه رفتار میکند، تنها ۱۱ درصد از بانوان و ۱۰ درصد از آقایان گزارش میدهند که شخصاً آسیب مرتبط با هوش مصنوعی را تجربه کردهاند (تصویر A24 در گزارش Are Women Being Left Out of AI?).
این یافته نشان میدهد که برداشت افراد از سوگیری هوش مصنوعی ممکن است بیش از آنکه از تجربه شخصی آنان ناشی شود، تحتتأثیر شبکههای اجتماعی و پوشش رسانهای شکل بگیرد.

سنجش بهتر
هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر است. پژوهشهای آینده باید این شکافها را در طول زمان رصد کنند و تفاوتهای میان بانوان در گروههای جمعیتی مختلف را بررسی کنند؛ تفاوتهایی که ممکن است در میانگینهای ملی پنهان بمانند. همچنین، لازم است بررسی شود که مردم چگونه فراتر از رسانههای خبری سنتی با اطلاعات مربوط به هوش مصنوعی مواجه میشوند، چگونه مستقیماً با این فناوری تعامل میکنند و این تجربهها چه تأثیری بر نگرشها و رفتارهای آنان میگذارند.

