پیشبینی کارشناسان
هوش مصنوعی چگونه تا سال ۲۰۳۵ توازن قدرت جهانی را تغییر خواهد داد
آینده هوش مصنوعی و نظم جهانی هر دو محل مناقشهاند؛ رابطه میان این دو نیز چنین وضعیتی دارد. سیاستگذاران با چالش هدایت آیندهای مواجهاند که با عدم قطعیت عمیق فناورانه تعریف میشود.
برای کمک به سیاستگذاران در این مسیر، «شورای روابط خارجی امریکا» (CFR) از کارشناسان سیاست خارجی خواست پیشبینی کنند که قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو و ساختارهای حکمرانی که ممکن است حول این قابلیتها شکل بگیرند، چگونه بر نظم جهانی اثر خواهند گذاشت.
پیشبینیهای سال ۲۰۳۵
برای ترسیم چشمانداز دیدگاههای کارشناسان درباره آینده هوش مصنوعی و نظم جهانی، CFR از رهبران حوزه سیاست خارجی که در زمینههای هوش مصنوعی، مطالعات امنیتی، حکمرانی، جامعه مدنی و حقوق دانش و تجربه داشتند، نظرسنجی کرد. در مجموع، بیش از ۳۵۰ صاحبنظر از سراسر جهان در این مطالعه مشارکت کردند. از کارشناسان خواسته شد درباره قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو اظهارنظر کنند؛ قابلیتی که خود هدفی متغیر و در حال تحول است. در ادامه، سناریوهای جایگزین و محتملی ارائه شدهاند که سیاستگذاران دولتی، کسبوکارها و رهبران جامعه مدنی میتوانند برای راهبردگذاری مؤثر از آنها استفاده کنند. CFR دولتها را بر اساس تمرکز قابلیتهای و انسجام حکمرانی به ۴ گروه تقسیم کرده است:

جهان ۱: رژیمهای رقیب (Rival Regimes)
ویژگی: توزیع متمرکز قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو و حکمرانی پراکنده هوش مصنوعی
- تعداد اندکی از بازیگران توانایی توسعه هوش مصنوعی پیشرو را دارند و هیچ مجموعه قواعد مشترکی بر نحوه رقابت آنها حاکم نیست.
- بازیگران خارج از دولتها و شرکتهای پیشرو، بهجای آنکه هوش مصنوعی پیشرو را شکل دهند، آن را به کار میگیرند و در چارچوب شرایطی فعالیت میکنند که رهبران این حوزه تعیین کردهاند.
- خطر تشدید رقابت و تبدیل آن به مناقشه میتواند افزایش یابد؛ عواملی مانند شفافیت محدود درباره قابلیتهای فناورانه و نبود توافقهایی برای کاهش برداشتهای نادرست از اقدامات یکدیگر یا انتقال مقاصد، میتوانند به این روند دامن بزنند.
- این سناریو بیش از هر سناریوی دیگری وضعیت کنونی را توصیف میکند.
جهان ۲: چندقطبیگرایی پراکنده (Fragmented Multipolarity)
ویژگی: توزیع پراکنده قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو و حکمرانی پراکنده هوش مصنوعی
- بازیگران دولتی و غیردولتی متعددی میتوانند هوش مصنوعی پیشرو را توسعه دهند، اما هیچیک از آنها از قدرت بازاری یا هنجاری کافی یا اراده سیاسی لازم برای تعیین یک نظام حکمرانی مشترک برخوردار نیست.
- دولتها در چارچوب رژیمهای ملی رقیب، هوش مصنوعی حاکمیتی را دنبال میکنند. همزمان، افزایش قدرت چانهزنی بازیگران غیردولتی، نظم دولتمحور موجود را تحتفشار قرار میدهد. ممکن است قدرت بهجای بلوکهای باثبات، حول ائتلافهای موقت و فناوریمحور بازسازماندهی شود.
- با گسترش توانایی توسعه هوش مصنوعی پیشرو، خطر سوءاستفاده نیز افزایش مییابد؛ آن هم در شرایطی که سازوکارهای مشترک اندکی برای پاسخگوکردن بازیگران وجود دارد.
جهان ۳: انجمن قدرتهای بزرگ (Great Power Concert)
ویژگی: توزیع متمرکز قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو و حکمرانی منسجم هوش مصنوعی
- تعداد اندکی از بازیگران توانایی توسعه هوش مصنوعی پیشرو را دارند و دولتها و شرکتهای پیشرو بر سر مجموعهای از قواعد برای مدیریت رقابت خود به توافق میرسند.
- دولتها و نهادهای چندجانبهای که از قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو برخوردار نیستند، میتوانند در شکلدهی به این قواعد نقش داشته باشند؛ اما ثبات این نظم به پایبندی قدرتهای پیشرو به این قواعد وابسته است.
- نظم حاصل از این وضعیت میتواند سلسلهمراتب موجود میان شمال و جنوب جهانی را تثبیت و نهادینه کند.
جهان ۴: حکمرانی فراگیر (Inclusive Governance)
ویژگی: توزیع پراکنده قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو و حکمرانی منسجم هوش مصنوعی
- بازیگران دولتی و غیردولتی متعددی میتوانند هوش مصنوعی پیشرو را توسعه دهند و یک رژیم چندجانبه گسترده، با مشارکت طیف وسیعی از بازیگران، قواعد مشترکی را تعیین میکند.
- جنوب جهانی، قدرتهای میانه و سازمانهای بینالمللی توانمندتر میشوند؛ زیرا هم قابلیتها و هم فرایند تدوین قواعد، بهجای آنکه متمرکز باشند، میان بازیگران مختلف توزیع شدهاند.
- این سناریو شاید برای جنوب جهانی، قدرتهای میانه و سازمانهای بینالمللی خوشبینانهترین گزینه باشد، اما درعینحال پایینترین شانس تحقق را دارد. این وضعیت درست در نقطه مقابل جایگاهی قرار دارد که جهان امروز در آن ایستاده است.

پیشبینی درباره تمرکز و توزیع قابلیتها
در این نظرسنجی از پاسخدهندگان خواسته شد پیشبینی کنند که قابلیتهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۵ تا چه اندازه متمرکز و حکمرانی هوش مصنوعی تا چه اندازه منسجم خواهد بود. آنها برای این منظور از طریق اسلایدر، امتیازی بین صفر تا ۱۰۰ ارائه کردند.

حکمرانی
در میان کارشناسان، اجماع گستردهای وجود داشت مبنی بر اینکه بعید است حکمرانی هوش مصنوعی به انسجام برسد. بیش از ۸۰ درصد کارشناسان، انتظار خود از انسجام حکمرانی را پایین ارزیابی کردند؛ یعنی امتیازی کمتر از ۵۰ در مقیاس صفر تا ۱۰۰. همچنین ۵۲ درصد مشخصاً امتیازی کمتر از ۳۰ ارائه کردند. پاسخها در بخش مربوط به انسجام پایین، در محدودهای گسترده پیرامون عدد ۳۰ متمرکز بودند؛ میانگین امتیاز ۳۲ و میانه آن ۲۹ بود و در سمت امتیازهای بالاترِ انسجام نیز دنبالهای نسبتاً محدود دیده میشد.

قابلیتها
در میان کارشناسان مورد بررسی، درباره نحوه توزیع قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو اجماع روشنی وجود نداشت. بسیاری از آنها (۴۶ درصد) انتظار دارند قابلیتهای هوش مصنوعی همچنان متمرکز باقی بماند؛ به این معنا که تنها دو تا سه بازیگر قادر به توسعه مدلهای پیشرو باشند؛ حتی با این درک که «پیشرو بودن» مفهومی متغیر است. در مقابل، بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۴ درصد) انتظار دارند قابلیتهای پیشرو به دهها کشور و بازیگر غیردولتی گسترش پیدا کند.
کارشناسان دیدگاههای مشخصی داشتند: پاسخها دارای توزیع دومُدی بودند و بهصورت جداگانه در دو سوی مقیاس تجمع داشتند، درحالیکه در محدوده میانی، میزان تمرکز کمترین مقدار را داشت. تنها ۱۰ درصد پاسخدهندگان در نزدیکی نقطه میانی قرار گرفتند؛ یعنی امتیازی بین ۴۰ تا ۶۰ در مقیاس ۱۰۰ امتیازی ارائه کردند. این وضعیت میتواند بازتاب اختلافنظر درباره معتبر ماندن قوانین مقیاسپذیری یا ناشی از تفاوت در برداشت کارشناسان از مفهوم توزیع و گسترش قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو باشد.

سطح اطمینان
پاسخدهندگان میزان بالایی از فروتنی معرفتی (Epistemic Humility) از خود نشان دادند. این موضوع احتمالاً بازتاب دشواری ذاتی پیشبینی برای یک بازه زمانی یکدههای است؛ بهویژه زمانی که موضوع پیشبینی، فناوریهایی جدید و با سرعت تحول بسیار بالا هستند.

نقاط عطف تعیینکننده
تأثیر رویدادها بر قابلیتها
در این نظرسنجی از پاسخدهندگان خواسته شد بررسی کنند چه رویدادهایی میتواند برآورد آنها درباره میزان توزیع یا تمرکز قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو تا سال ۲۰۳۵ را تغییر دهد.

چنانکه انتظار میرفت، بیش از ۶۰ درصد اعلام کردند که ملیشدن یک آزمایشگاه هوش مصنوعی پیشرو یا وقوع یک حادثه جدی با پیامدهایی برای امنیت ملی یا ایمنی عمومی، به تمرکز قابلیتها منجر خواهد شد. بیش از ۶۵ درصد نیز معتقد بودند عرضه یک مدل پیشرو و بزرگ متنباز یا شکلگیری یک ائتلاف محاسباتی در جنوب جهانی، باعث توزیع و گسترش قابلیتهای هوش مصنوعی پیشرو خواهد شد.
نکته قابلتوجه این بود که بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۳ درصد) اعلام کردند وقوع یک درگیری میان ایالات متحده و چین به تمرکز بیشتر قابلیتهای هوش مصنوعی منجر خواهد شد؛ احتمالاً به این دلیل که چنین درگیریای واشنگتن و پکن را به افزایش سرمایهگذاریهای خود در هوش مصنوعی و حفاظت سختگیرانهتر از پیشرفتهایشان در این حوزه سوق خواهد داد. این پاسخ تا حدی غیرمنتظره بود، زیرا واشنگتن و پکن همین حالا نیز رقابت شدیدی با یکدیگر دارند.
شگفتآورتر آنکه ۴۳ درصد معتقد بودند یک معاهده بینالمللی الزامآور به تمرکز قابلیتهای هوش مصنوعی منجر خواهد شد. پاسخدهندگان ممکن است در استدلال خود از قیاس با سلاحهای هستهای استفاده کرده باشند و فرض گرفته باشند که این معاهده مشابه یک توافق کنترل تسلیحات در دوران جنگ سرد خواهد بود؛ توافقی که با هدف محدودکردن تعداد بازیگران و جلوگیری از اشاعه آزمایشگاههای هوش مصنوعی پیشرو طراحی شده است.
پاسخدهندگان درباره اینکه اعتراضات گسترده علیه هوش مصنوعی به تمرکز یا توزیع قابلیتها منجر خواهد شد نیز دیدگاه متعادلتری داشتند: ۲۲ درصد انتظار تمرکز، ۲۵ درصد انتظار توزیع و ۵۴ درصد انتظار داشتند این اعتراضات تأثیر حداقلی داشته باشند. تنها ۵ درصد در هر یک از دو سوی طیف، انتظار تغییر شدید به سمت توزیع یا تمرکز داشتند.
تأثیر رخدادها بر حکمرانی
از پاسخدهندگان خواسته شد بررسی کنند چه عواملی میتواند برآورد آنها درباره میزان انسجام یا پراکندگی حکمرانی هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۵ را تغییر دهد.

بیش از ۷۰ درصد پاسخدهندگان معتقد بودند یک معاهده بینالمللی الزامآور یا یک حادثه جدی مرتبط با هوش مصنوعی، حکمرانی را به سمت انسجام بیشتر سوق خواهد داد. همچنین ۴۴ درصد، یعنی بزرگترین گروه پاسخدهندگان، پیشبینی کردند اعتراضات ضد هوش مصنوعی نیز همین اثر را خواهد داشت. بااینحال، بسیاری دیگر از کارشناسان درباره تأثیر اعتراضات بدبین بودند؛ بهطوری که ۳۵ درصد انتظار داشتند اعتراضات ضد هوش مصنوعی تأثیر حداقلی بر انسجام حکمرانی داشته باشد. تنها ۹ درصد انتظار داشتند یک حادثه مرتبط با هوش مصنوعی پیامدهای حداقلی داشته باشد.
بیش از نیمی از پاسخدهندگان (۵۳ درصد) معتقد بودند درگیری میان ایالات متحده و چین باعث پراکندگی حکمرانی خواهد شد. هرگونه درگیری مستقیم احتمالاً توسعه و استقرار هوش مصنوعی را شتاب خواهد بخشید و دستیابی به یک توافق دوجانبه میان آمریکا و چین که پاسخدهندگان آن را محتملترین سازوکار برای ایجاد یک نظام حکمرانی گسترده و الزامآور میدانند را از دسترس خارج خواهد کرد.
پرسشهای سیاستگذاری
در این نظرسنجی مجموعهای از پرسشهای سیاستگذاری مرتبط با توزیع و حکمرانی هوش مصنوعی نیز از پاسخدهندگان پرسیده شد؛ از جمله اینکه چه کسانی قدرت اجرای استانداردهای فناوری را در اختیار خواهند داشت، مزایای هوش مصنوعی چگونه توزیع خواهد شد و هوش مصنوعی چه تأثیری بر ثبات راهبردی خواهد گذاشت.
چارچوب حکمرانی مبتنی بر توافق دوجانبه
باتوجهبه ظرفیتهای فناورانه و سیاسی واشنگتن و پکن، بزرگترین گروه پاسخدهندگان معتقد بودند محتملترین عامل ایجاد یک توافق چندجانبه الزامآور درباره حکمرانی هوش مصنوعی، یک توافق دوجانبه میان ایالات متحده و چین خواهد بود. اتحادیه اروپا نیز که در حال حاضر چارچوبهای نظارتی قدرتمندی برای حریم خصوصی دادهها، امنیت سایبری، تعدیل محتوا و رقابت دیجیتال دارد، بهعنوان یکی از بازیگران مهم در پیشبرد حکمرانی جهانی موردانتظار بود.

بازیگرانی که استانداردها را تعیین میکنند
پاسخدهندگان انتظار دارند پراکندگی حکمرانی جهانی در سطح عملیاتی نیز بازتاب پیدا کند؛ بهگونهای که بازارها و دولتهای مختلف، استانداردهای رقیب و متفاوتی برای پاسخگویی، امنیت، شفافیت و ایمنی مدلهای هوش مصنوعی پیشرو اتخاذ کنند.

اهرمهای قدرت بازیگران غیردولتی
هنگامی که سران کشورها در نشست سالانه گروه هفت (G7) در ژوئن ۲۰۲۶ در آلپ فرانسه گرد هم آمدند، مدیران عامل OpenAI، DeepMind، آنتروپیک شرکت فرانسوی هوش مصنوعی Mistral و دیگر شرکتهای هوش مصنوعی نیز در این نشست حضور داشتند.
حضور این مدیران عامل برای پاسخدهندگان نظرسنجی تعجبآور نبود، زیرا نزدیک به ۷۰ درصد آنها معتقدند آزمایشگاههای هوش مصنوعی پیشرو، بازیگران غیردولتیای خواهند بود که بیشترین اهرم سیاسی را از هوش مصنوعی به دست میآورند.

توزیع دستاوردهای بهرهوری
سیاستگذاران در بسیاری از کشورها درباره ضرورت برخورداری از «هوش مصنوعی حاکمیتی» (Sovereign AI) برای مصونماندن از فشارهای خارجی و تضمین توزیع گسترده مزایای هوش مصنوعی بحث میکنند. پاسخدهندگان نظرسنجی نسبت به موفقیت تلاشهای جنوب جهانی بدبین هستند؛ اندکی بیش از ۵۰ درصد انتظار دارند دستاوردهای اقتصادی در اختیار گروه کوچکی از اقتصادهای توسعهیافتهتر متمرکز شود. پاسخدهندگان مشاغل یقهسفید، از جمله فناوری اطلاعات و خدمات اداری پشتیبانی را بخشی میدانند که بیشترین احتمال آسیبدیدن از این تحولات را دارد. در مقابل، آنها درباره تأثیر هوش مصنوعی بر کشفهای علمی و مراقبتهای سلامت خوشبینتر بودند.

مسیرهای توسعه جنوب جهانی
اگر جنوب جهانی قرار باشد به یک بازیگر مهم در حوزه هوش مصنوعی تبدیل شود، بیشتر پاسخدهندگان معتقد نیستند که این اتفاق در نتیجه ایجاد ائتلافهای جدید یا مانور سیاسی هوشمندانه رخ خواهد داد. از دید آنها، این تحول در نتیجه تغییر عمدهای در مسیر توسعه هوش مصنوعی پیشرو رخ خواهد داد؛ یعنی حرکت از مدلهایی با نیازمندیهای سنگین به داده، انرژی، توان محاسباتی و سرمایه به سمت مدلهای کوچکتر و کممصرفتری که در لبه شبکه (Edge) اجرا میشوند.

سامانههای نظامی و درگیری قدرتهای بزرگ
پاسخدهندگان معتقدند ازدسترفتن کنترل سامانههای خودمختار، شتاب گرفتن حملات سایبری، تصمیمگیریهای عجولانهای که موجب اشتباه و محاسبه نادرست میشوند و سایر ریسکهای ناشی از ادغام هوش مصنوعی در سامانههای نظامی، احتمال درگیری میان قدرتهای بزرگ را افزایش میدهند.

شکاف سازگاری نهادهای داخلی
در یک نظرسنجی در مارس ۲۰۲۶، ۷۴ درصد آمریکاییها معتقد بودند دولت برای تنظیم و مقرراتگذاری استفاده از هوش مصنوعی بهاندازه کافی اقدام نمیکند. پاسخدهندگان نظرسنجی CFR نیز نگرانی مشابهی داشتند؛ تنها ۵ درصد معتقد بودند نهادهای داخلی همگام با توسعه هوش مصنوعی حرکت میکنند. جابهجایی مشاغل، عقبگرد دموکراتیک و تسخیر مقرراتی (Regulatory Capture) توسط شرکتهای قدرتمند هوش مصنوعی، از مهمترین نگرانیها هستند.


درباره دادهها
این نظرسنجی از ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ تا ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ انجام شد. نتایج در مجموع منعکسکننده ۳۶۲ پاسخ است که از میان آنها ۲۳۷ نفر به تمام بخشها پاسخ دادند و ۱۱۹ نفر تنها به دو بخش نخست پاسخ دادند.
از میان پاسخدهندگانی که اطلاعات جمعیتشناختی اختیاری خود را تکمیل کردند (۲۳۲ نفر)، بزرگترین گروه حوزه حرفهای اصلی خود را روابط بینالملل یا مطالعات امنیتی اعلام کردند (۲۸ درصد). پس از آن، پژوهش در حوزه هوش مصنوعی یا علوم کامپیوتر (۱۷ درصد)، «سایر» (۱۵ درصد)، دولت یا سازمان چندجانبه (۱۳ درصد)، اقتصاد یا توسعه (۱۰ درصد)، حکمرانی یا حقوق بینالملل (۹ درصد) و جامعه مدنی یا کنشگری (۸ درصد) قرار داشتند.

از نظر بخش فعالیت نیز ۳۳ درصد بخش خصوصی را بهعنوان بخش اصلی فعالیت خود معرفی کردند؛ ۲۲ درصد در دانشگاه یا مؤسسه پژوهشی، ۱۲ درصد در دولت، ۱۱ درصد در اندیشکده یا مؤسسه سیاستگذاری، ۱۰ درصد در بخش خصوصی و مشخصاً در حوزه آزمایشگاههای هوش مصنوعی یا زیرساخت، ۶ درصد در جامعه مدنی یا سازمان غیردولتی، ۴ درصد در سازمان چندجانبه یا بینالمللی و ۲ درصد در بخش «سایر» فعالیت داشتند.
اکثریت پاسخدهندگان (۸۴ درصد) در آمریکای شمالی مستقر بودند. ۵ درصد اروپا، ۶ درصد سایر مناطق یا «جهانی»، ۳ درصد شرق آسیا و اقیانوسیه را بهعنوان محل اصلی فعالیت خود اعلام کردند. همچنین کمتر از ۱ درصد پاسخدهندگان در هر یک از مناطق آفریقای جنوب صحرا، جنوب و جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا، یا آمریکای لاتین و کارائیب مستقر بودند.
از نظر سنی، ۴۱ درصد از پاسخدهندگانی که به این پرسش پاسخ دادند (۲۳۱ نفر)، ۶۵ سال یا بیشتر داشتند؛ ۲۸ درصد در بازه سنی ۳۵ تا ۴۹ سال، ۲۸ درصد در بازه ۵۰ تا ۶۴ سال و ۱ درصد کمتر از ۳۵ سال داشتند. از نظر جنسیت، ۶۸ درصد مرد، ۲۹ درصد زن و ۳ درصد ترجیح دادند جنسیت خود را اعلام نکنند.