مدیرعامل اپل پس از ۱۵ سال، عوض خواهد شد
معمای جانشینی در اپل؛ آیا دستور پخت تیم کوک برای جان ترنس هم جواب میدهد؟
گاهی یک شرکت بازتابی از روح زمانه خود میشود. شرکت Ford و خودروی Model T حالوهوای پیشرو و جاهطلبانه دهه بیست میلادی را به تصویر کشیدند. IBM نماد خوشبینی فناورانه نخستین عصر رایانه در دهه ۱۹۷۰ بود. General Electric جلوهای از سرمایهداری بیرحمانه دهه ۱۹۹۰ را نمایندگی میکرد. در بخش بزرگی از این قرن، شرکت شاخص روزگار اپل بوده است. آیفون دروازهای شیک و مینیمال به اقتصاد فراگیر و همهجانبه اپلیکیشنها، به همان اندازه بازتاب دهنده روح زمانه بوده که مدل موهای پرحجم نماد دهه ۱۹۸۰ بودند. حالا مدیرعامل اپل پس از ۱۵ سال، عوض خواهد شد.
گرایش اپل به جهانیسازی و بهویژه تمرکز آن بر چین، نخست بهعنوان محل تولید گجتها و سپس بهعنوان بازار فروش آنها نیز چنین جایگاهی داشته است. در ۱۵ سال گذشته، این نماد دوران دیجیتال و تجارت آزاد توسط «تیم کوک» هدایت شده است. شاید «استیو جابز»، مدیر افسانهای پیش از او، خالق ایده iPhone بوده باشد، اما این «کوک» بود که آن را در جیب مشتری ۱.۵ میلیارد جای داد و نشان اپل را از سانفرانسیسکو تا سئول همهجا حاضر کرد.
میراث کوک
ارزش بازار اپل در دوران مدیریت «کوک» یازده برابر شده است و او، با احتساب همهچیز از جمله سودهای پرداختی، حدود ۴.۶ تریلیون دلار به جیب سهامداران اپل واریز کرده است. این یعنی بیش از ۸۵۰ میلیون دلار برای هر روز از دوران طولانی مدیریتش.
در ۲۰ آوریل، اپل اعلام کرد که این دوره مسئولیت در سپتامبر به پایان خواهد رسید. جانشین آقای کوک، «جان ترنِس»، باید تصمیم بگیرد که آیا این فرمول موفق یعنی گوشیهای هوشمند + زنجیرههای تأمین جهانی = یک تریلیون دلار سود خالص انباشته طی ۱۵ سال، برای عصر هوش مصنوعی و گسست ژئوپولیتیک نیاز به بازنگری دارد یا نه. این تصمیمی دشوار است و اهمیتی فراتر از خود اپل دارد.
وقتی آقای کوک سکان کار را به دست گرفت، راهبرد او نوعی شرطبندی بر آینده بود؛ هم بر آینده فناوری و هم بر آینده اقتصاد جهانی. از نظر فناوری، اپل روی این فرض ریسک کرد که همانگونه که جابز تصور میکرد، گوشی هوشمند به اصلیترین واسط میان انسانها و جهان دیجیتال تبدیل خواهد شد. این پیشبینی درست از آب درآمد. در نتیجه، خود آقای کوک هیچگاه مستقیماً بر عرضه محصولی به اندازه آیفون تحولآفرین نظارت نکرد. ایرپادها محبوباند و اپل ساعت بیشتری از کل سوئیس میفروشد، اما اینها در نهایت چیزی جز لوازم جانبی گوشی هوشمند نیستند.
ایده بلندپروازانه iCar بیسروصدا کنار گذاشته شد. بهجز برچسب قیمت ۳۵۰۰ دلاری Vision Pro، چه کسی چیز دیگری از آن را به یاد میآورد؟ اما آقای کوک با بهبود پیوسته iPhone، گسترش دامنه مدلهای تلفن و فروش آنها در نقاط بیشتری از جهان، یک امپراتوری بنا کرد.
اپل باید وضعیت هوش مصنوعی خود را سروسامان دهد
شرطبندی اقتصادی دوگانه اپل، بر زنجیرههای تأمین جهانی و چین، بازتابی از دامنه جهانیسازی بود. تا دهه ۲۰۱۰، بیشتر موانع تجاریِ کالاها از میان رفته بود. هر سال، کشورها محصولات و خدماتی به ارزش نزدیک به ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را با یکدیگر مبادله میکردند؛ رقمی که در دهه ۱۹۹۰ حدود ۴۰ درصد بود. سهم چین از اقتصاد جهانی از ۱۰ درصد در سال ۲۰۱۱ به ۱۷ درصد رسید؛ این کشور از یک دنبالهرو فناورانه به بازیگری بدل شد که اغلب در جایگاه پیشتاز قرار میگرفت و شمار فروشگاههای اپل در آن نیز از ۴ به ۵۰ افزایش یافت.
به نظر میرسد«آقای ترنِس» که سالها از چهرههای درونی اپل بوده متمایل است همین رویکرد را ادامه دهد.
خطر اینجاست که هوش مصنوعی و جنگهای تجاری، اپل را به شرکتی تبدیل کنند که بر گذشته شرط بسته است. این شرکت زمانی شکوفا خواهد شد که ساخت مدلهای هوش مصنوعی، سودآوری کمتری نسبت به فروش کاربردهای هوش مصنوعی و سختافزاری که این کاربردها بر روی آن اجرا میشوند داشته باشد؛ زمانی که موانع تجاری، زنجیرههای تأمین فرامرزی را از نو پیکربندی کنند، نه اینکه آنها را از میان ببرند؛ و زمانی که روابط چین و غرب پرتنش باشد، اما به گسست نینجامد.
فعلاً محافظهکاری نتیجه داده است. iPhoneها همچنان میتوانند با برچسب «Designed by Apple in California—Assembled in China» عرضه شوند یا بیش از پیش، با برچسب «in India». اپل باید وضعیت خود در حوزه هوش مصنوعی را سر و سامان دهد، اما پرهیز از ساخت مدل، تا حد زیادی این شرکت را از تبوتاب ۳ تریلیون دلاریِ سرمایهگذاری در مرکزهای داده دور نگه داشته است؛ تبوتابی که ممکن است به زیانهای سنگین ختم شود.
ارزش بازار این شرکت فاصله زیادی با رکورد تاریخی ۴.۲ تریلیون دلاری خود ندارد. اکنون بیش از هر زمان دیگری میتوان دید که چگونه همه اینها ممکن است تغییر کند. با این حال، بسیاری از اجزای جهانِ جهانیشده و مصرفمحوری که اپل در دوران آقای کوک به شکلگیری آن کمک کرد، ارزش حفظ شدن دارند و اگر بخت یار باشد، این اجزا پابرجا خواهند ماند.
این گزارش در مجله اکونومیست چاپ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شده است.