راهنمای کلیدی نیو ساینتیست؛ انقلاب هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در دادگاه
آیا باید از هوش مصنوعی در سیستم قضایی استفاده کرد؟ اگر بله، ازبین نص صریح قانون یا روح قانون کدام یک را میبایست اجرا کند؟
اگرچه هنوز برنامه مخصوصی برای قاضیهای مبتنی هوش مصنوعی وجود ندارد، اما این پرسشی است که دولت بریتانیا هماکنون با آن دستوپنجه نرم میکند، چرا که در حال بررسی کاربردهای بالقوه هوش مصنوعی در سیستم دادگاههای انگلستان است. بااینوجود، وکلا و دانشمندان علوم رایانه هشدار میدهند که سیستمهای فعلی نمیتوانند از عهده ابهام و ظرافتهایی که اغلب در موقعیتهای حقوقی موردنیاز است، برآیند.
«وینیجا جین» (Vinija Jain) که قبلاً عضوی از دانشگاه استنفورد بوده و اکنون در آمازون مشغول به کار است، به همراه همکارانش ارزیابی کردند که مدلهای زبانی بزرگ چگونه درباره افرادی قضاوت میکنند که اقدامات مبهم اخلاقی مانند دزدی غذا برای سیرکردن اعضای گرسنه خانواده که ناشی از شرایط آنهاست را انجام میدهند. درحالیکه مردم ممکن است درباره اینکه آیا فقر یا نیاز در این سناریوها عامل کاهنده (Mitigation) بوده یا نه اختلافنظر داشته باشند، مدلهای هوش مصنوعی درک یا همدلیای که ممکن است از تصمیمگیرندگان انسانی انتظار داشته باشیم را نداشتند و تقریباً همیشه قانونشکنان فرضی را گناهکار تشخیص دادند؛ امری که میتواند در بافت سیستم حقوقی فاجعهبار باشد.
جین میگوید: «آن آزادی عملی که قضات دارند که در آن میتوانند بگویند: بسیار خب، این کار اشتباه است، اما در این وضعیت فعلی موجه است؛ چیزی نیست که ما واقعاً بتوانیم انتظار داشته باشیم یک مدل زبانی بزرگ بهخوبی یک قاضی انسان انجام دهد.»
اما پتانسیل صرفهجویی در زمان توسط هوش مصنوعی، پیشنهادی وسوسهانگیز برای خدمات عمومی کمبودجه است. «یومنا هاشم» (Youmna Hashem) از اندیشکده و گروه پژوهشی هوش مصنوعی بریتانیا و مؤسسه آلن تورینگ، به همراه همکارانش گزارشی منتشر کردهاند که در آن کمیسازی کردهاند چه تعداد از تعاملات بین شهروندان و دولت که تخمین زده میشود سالانه ۱ میلیارد مورد در بریتانیا باشد؛ میتواند به هوش مصنوعی واگذار شود. این گروه تخمین زد که ۸۴ درصد این تعاملات «بهشدت قابلخودکارسازی» هستند، اگرچه حوزه جرم و عدالت به دلیل پیچیدگیشان، دارای «ظرفیت پایین» برای اتوماسیون توسط هوش مصنوعی تلقی شدند.
هاشم میگوید هوش مصنوعی میتواند در دادگاهها در نقشهای محدود، مانند رونویسی از روی پروندهها، صرفهجویی زیادی در زمان ایجاد کند؛ اما برای تصمیمگیری نمیتواند مؤثر باشد. او میگوید: «من فکر میکنم حتی اگر خود فناوری وجود داشته باشد و عملکرد نسبتاً خوبی هم داشته باشد، همچنان این سؤال وجود دارد که آیا ما باید آن را در حوزههایی که پیامدهای سنگینی دارند پیادهسازی کنیم یا خیر.»
«بورکهارد شفر» (Burkhard Schafer) از دانشگاه ادینبورگ میگوید مفهومی در مطالعات حقوقی به نام «قاضی هرکول» (Judge Hercules) وجود دارد؛ یک قاضی ابرانسان که تمام رویههای قضایی، تمام تصمیمات پیشین و تمام حقایق پرونده را میداند و میتواند به یک تصمیم حقوقی بینقص برسد. این شبیه چیزی به نظر میرسد که ممکن است از یک قاضی هوش مصنوعی بخواهیم، اما شفر تردید دارد که فناوری موجود بتواند از پس این کار برآید.
شفر میگوید قاضیها میتوانند اقدامات خودجوشی از همدلی یا انعطاف مبتنی بر صلاحدید در قوانین را زمانی که درست یا عادلانه است، از خود نشان دهند؛ اما این سکه دو رو دارد. درحالیکه قاضیها حتی برای انواع خاصی از جرایم یا حتی شهرتهای فردی ارفاق یا سختگیری دارند، یک مدل هوش مصنوعی حداقل یکدست خواهد بود. شفر میگوید: «ما عقل سرد میخواهیم که رهاییبخش است. قوانین در نهایت ما را آزاد میکنند.»
اما این عقل سرد مشکلات خاص خود را به همراه دارد. مشکلاتی مانند قوانین موسوم به «سه اخطاره» (Three strikes) در ایالات متحده که میتواند باعث شود فردی با دو محکومیت قبلی، اگر در حال دزدیدن یک قرص نان دستگیر شود با حکم حبس ابد اجباری مواجه شود. شفر میگوید تحت این نوع سیستم، قاضی عملاً تبدیل به رایانه میشوند که بهراحتی میتوانند با هوش مصنوعی جایگزین شود. به عقیده شفر هیچکدام از این گزینهها مطلوب نیستند.
به گفته شفر: «آنچه ما معمولاً در اکثر سیستمهای حقوقی میبینیم این است که هر دو عنصر در یک تنش ناخوشایند در کنار هم وجود دارند و ما بهعنوان انسان، در زندگیکردن با این ابهامات مهارت داریم.»
