پژوهش حاضر از مدرسه کسبوکار هاروارد و دانشگاه نورثوسترن، به یکی از پرسشهای مهم درباره پیامدهای سازمانی هوش مصنوعی میپردازد: آیا هوش مصنوعی با جایگزینکردن بخشی از وظایف مدیریتی، سازمانها را مسطحتر میکند یا برعکس، با ایجاد نیازهای جدید برای هماهنگی و نظارت، به گسترش لایههای مدیریتی منجر میشود؟
پژوهشگران برای پاسخ به این پرسش، دادههای ۷٬۶۸۱ شرکت آمریکایی را در بازه ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۰ بررسی کردهاند و میزان مواجهه شرکتها با هوش مصنوعی را بر اساس حضور کارکنان دارای مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی اندازهگیری کردهاند. سپس با استفاده از یک طرح پژوهشی تفاوت در تفاوتها (Difference-in-Differences)، تغییرات ساختار سازمانی را تحلیل کردهاند.
یافته اصلی پژوهش روشن است: افزایش مواجهه با هوش مصنوعی با کاهش تعداد سطوح سلسلهمراتبی و همزمان افزایش دامنه نظارت مدیران همراه است؛ الگویی که نشاندهنده حرکت سازمانها به سمت ساختارهای مسطحتر است. این اثر در شرکتهای فنی، صنایع با شدت اتوماسیون بالاتر و سازمانهایی که مدیران و کارکنان آنها از تخصص فنی بیشتری برخوردارند، پررنگتر مشاهده شده است. اهمیت این مطالعه در آن است که بحث درباره اثر هوش مصنوعی را از سطح بهرهوری فردی و جایگزینی مشاغل فراتر میبرد و نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند در خودِ معماری سازمان، نحوه توزیع اختیار و نقش مدیران نیز تغییر ایجاد کند.