نگاهی به زندگی مرد شماره یک فناوری
چگونه جنسن هوانگ به تیلور سوئیفت دنیای هوش مصنوعی تبدیل شد؟
رئیس انویدیا، ارزشمندترین شرکت جهان، هر تابستان برای شرکت در Computex، بزرگترین نمایشگاه سختافزار رایانهای آسیا به زادگاهش تایوان بازمیگردد. او معمولاً در طول اقامتش سری هم به غذاخوریهای خیابانی میزند، در شهر قدم میزند و با مردم گفتوگو میکند. او با رفتاری صمیمانه در بازار شبانه راوخه قدم میزد، دسرهای ماچا را امتحان میکرد و با صاحبان یک غرفه ذرت کبابی شوخی میکرد که اگر اجازه دهند ابتدای صف جا بزند، شام همه کسانی را که در صف هستند حساب خواهد کرد. جمعیت زیادی از تایوانیها پشت سر او حرکت میکردند؛ به امید گرفتن یک سلفی، امضا یا چند کلمه شوخی و گفتوگو با او. همان شب، هوانگ روی کاشیهای دستشویی یک رستوران نوشت: «جنسن اینجا بود.» بلافاصله صفی شکل گرفت، مردم میخواستند از این یادگار ارزشمندِ او عکس بگیرند.
شب دیگری، هوانگ به همراه مدیران چند شرکت فناوری کرهجنوبی به رستورانی رفت. وقتی از خودرو پیاده شد، جمعیت با تلفنهای همراهی که در هوا بالا گرفته بودند به سمتش هجوم بردند و تیم محافظانش بهسختی توانستند جمعیت را مهار کنند. مدیران فناوری کرهای ماتومبهوت به نظر میرسیدند؛ گویی تصادفاً سر از مراسمی درآورده بودند که قرار نبود در آن حضور داشته باشند. اما هوانگ کاملاً راحت به نظر میرسید. لبخند زد، دست تکان داد و مقابل دوربینها ژست گرفت و سپس وارد رستوران شد. برخی از افراد حاضر در جمعیت تیشرتها و جاکلیدیهایی با تصویر هوانگ داشتند که در مرکز همایشها با استقبال فراوانی به فروش میرسید.
اگر تبوتاب هوش مصنوعی را به دوره «تب طلا» (Gold Rush) تشبیه کنیم، هوانگ مردی است که بیلها را در اختیار دارد. انویدیا، شرکتی که او آن را به همراه چند نفر دیگر بنیان گذاشت تراشههای فوقالعاده قدرتمندی را طراحی و عرضه میکند که حدود دوسوم توان محاسباتی هوش مصنوعی جهان را تأمین میکنند. مدیران بزرگترین شرکتهای فناوری جهان و دولتهایی که در تلاشاند زیرساخت هوش مصنوعی داخلی خود را بسازند، برای دستیابی به پردازندههای ارزشمند انویدیا به سراغ او میروند. بازارهای مالی نیز شیفته او هستند؛ یک تعریف و تمجید گذرای رئیس انویدیا که همیشه با کت چرمی دیده میشود، میتواند ارزش سهام یک شرکت را بهشدت افزایش دهد.
بااینحال، همین موضوع بهتنهایی نمیتواند تبوتابی که هوانگ در تایپه ایجاد میکند را توضیح دهد. مارک زاکربرگ و سم آلتمن مدیران قدرتمند شرکتهای فناوری هستند، اما تصور اینکه آمریکاییها برای دیدن آنها در صف بایستند یا تیشرتهایی با تصویر چهرهشان را بخرند دشوار است. زاکربرگ یکبار هوانگ را «مثل تیلور سوئیفت، اما برای دنیای فناوری» توصیف کرده بود.
«جنسنمانیا»، نامی که در تایوان برای این شور و هیجان به کار میرود تا حدی ناشی از ستایش یک قهرمان بومی است. هوانگ که پیش از مهاجرت به آمریکا در این جزیره متولد شد، بزرگترین داستان موفقیت تجاری تایوان به شمار میرود. او همچنین روابطعمومی بینالمللی بینظیری برای صنعت الکترونیک این جزیره انجام داده و تایوان را «مرکز ثقل» انقلاب هوش مصنوعی نامیده است. بیشتر تراشههای پیشرفته رایانهای جهان توسط یک شرکت تایوانی، یعنی شرکت تولیدکننده تراشههای نیمهرسانای تایوان یا همان TSMC ساخته میشوند. سیاستمداران تایوان، جزیرهای که تنها تعداد معدودی از دولتها آن را بهعنوان کشوری مستقل به رسمیت میشناسند، امیدوارند نقش حیاتی آن در رونق هوش مصنوعی بتواند برای تایوان کمی قدرت نرم ایجاد کند. این قدرت نرم بهشدت موردنیاز است؛ زیرا رفتار روزبهروز جسورانهتر چین باعث شده امنیت تایوان تا حد زیادی به تمایل دیگر کشورها برای دفاع از آن وابسته باشد؛ بهویژه آمریکا.
هوانگ فقط جایگاه تایوان را ارتقا نداد؛ او همچنین باعث شده بسیاری از تایوانیها ثروت بسیار بیشتری به دست آورند. یک مهندس جوان که برای دیدن هوانگ مقابل یک رستوران منتظر بود، به من گفت: «جنسن برای سبد سرمایهگذاری من فوقالعاده بوده است.» شاخص TAIEX، شاخص معیار بازار سهام تایوان طی یک سال گذشته ۹۰ درصد رشد کرده و این بازار را به پنجمین بازار سهام بزرگ جهان تبدیل کرده است. بخش بزرگی از این رشد بازتابدهنده افزایش خارقالعاده ارزش TSMC است؛ شرکتی که تراشههای موردنیاز انویدیا را تولید میکند. از سال ۲۰۲۳، ارزش بازار این شرکت تایوانی بیش از پنج برابر شده و به حدود ۲ تریلیون دلار رسیده است؛ دهها شرکت تأمینکننده محلی آن نیز همزمان با این رشد رونق گرفتهاند.

جنسنمانیا تا حدی مدیون نیز خود هوانگ هم هست. برخلاف دیگر غولهای سیلیکونولی، هوانگ آگاهانه تلاش میکند توجه و حمایت عموم مردم را به دست آورد. یک شب در تایپه، هنگامی که در رستورانی همراه والدینش شام میخورد، بیرون آمد و برای خبرنگارانی که منتظرش بودند، سینیهایی از نانهای بخارپز آورد. این شخصیت عمومی برای کسبوکار او نیز مفید است. تحلیلگران به نویسنده اکونومیست گفتند جایگاه هوانگ بهعنوان یک ستاره باعث میشود تولیدکنندگان تایوانی مشتاق همکاری با او باشند؛ با این امید که بخشی از درخشش او نصیب آنها نیز شود. این موضوع زمانی که زنجیرههای تأمین هوش مصنوعی تحتفشار هستند و شرکتهای تراشهسازی برای جذب تولیدکنندگان با یکدیگر رقابت میکنند؛ نه اینکه تولیدکنندگان در پی مشتری باشند، برای انویدیا مزیت ایجاد میکند. پس از Computex امسال، هوانگ مستقیماً به سئول پرواز کرد و آنجا مدیران شرکتهای کرهای تولیدکننده تراشههای حافظه را به گفتوگو و مذاکره کشاند. بیدلیل نیست که تایوانیها با محبت به هوانگ لقب «پدر مردم» را دادهاند.
نویسنده اکونومیست میگوید وقتی نزدیک به دو دهه پیش بهعنوان طراح تراشه برای نخستینبار در کنفرانسهای سختافزاری مانند Computex شرکت کرد، این رویدادها کسلکننده بودند. مهندسانی که چندان در برقراری روابط اجتماعی مهارت نداشتند، دور هم جمع میشدند تا رکهای سرور را بررسی کنند، درباره مشخصات حرارتی بحث کنند و بر سر قیمت قطعات مذاکره کنند. خبرنگاران به مایکروسافت و گوگل علاقه داشتند و شرکتهای تایوانی تولیدکننده تراشه که نیروی محرکه گجتهای شرکتهای بزرگ فناوری بودند، خارج از صنعت تقریباً ناشناخته باقی میماندند.
اما آموزش مدلهای پیشرفته و مرزی هوش مصنوعی به حجم خیرهکنندهای از زیرساخت محاسباتی نیاز دارد و طی چند سال گذشته، تولیدکنندگان سختافزار ناگهان به مرکز توجه آمدهاند. هیجان حاکم بر Computex کاملاً محسوس بود و فقط به دلیل پهپادهایی که در فضای مرکز همایش به پرواز درمیآمدند، نبود. برخلاف غرفههای نمایشگاهی بیروحی که از گذشته به یاد بودند، این بار پاویونهای عظیم و نورپردازیشده با نور نئون برپا شده بود. رباتهای انساننما در راهروها حرکت میکردند و غرفهداران به بازدیدکنندگان کیسههای پارچهای و بابلتی میدادند. Computex حالا برنامه اصلی خود را پیدا کرده است. صف ورود به سالن اصلی کنفرانس برای سخنرانی هوانگ از ساعتها قبل آغاز شده بود و هزاران نفر در آن حضور داشتند.
وقتی سرانجام هوانگ با کت چرمی مشکی همیشگیاش روی صحنه ظاهر شد، سالن منفجر از هیجان شد. هوانگ سخنانش را با تشکر از تأمینکنندگان و شرکای خود در تایوان آغاز کرد و لوگوی تولیدکنندگان معمول تجهیزات الکترونیکی روی صفحه پشت سر او ظاهر شد؛ گویی قرار بود از آنها نیز نام برده شود. اما نخستین «تأمینکنندهای» که هوانگ نام برد، یک فروشنده میوه در بازار شبانه تونگهوا بود. پس از آن نام یک فروشگاه محلی دامپلینگ آمد و سپس نام مجموعهای از دیگر غذاخوریها و حضار نیز با اشتیاق از این بخش استقبال کردند.
مسیر هوانگ به مرکز صحنه اقتصاد جهانی، مسیری غیرمتعارف بود. او در سال ۱۹۶۳ در تایوان متولد شد و در ۹سالگی به همراه برادر بزرگترش برای زندگی نزد عموی خود به آمریکا فرستاده شد. عموی آنها بهاشتباه یک مدرسه اصلاح و تربیت در کنتاکی را با یک مدرسه شبانهروزی نخبه اشتباه گرفت و آنها را به آنجا فرستاد. هوانگ در خوابگاه میخوابید و از او انتظار میرفت توالتهای آنجا را تمیز کند، اما برای حضور در کلاسهای آن مدرسه بیش از حد کمسن بود. در عوض، در مدرسه محلی تحصیل کرد؛ جایی که بچههای دیگر بهخاطر لهجهاش او را مورد آزار و اذیت قرار میدادند و به او توهین نژادپرستانه «چینک» میگفتند. هوانگ بعدها گفته است آن سالها او را مقاومتر و سختجانتر کردند.
دو سال پس از ورود این دو پسر به آمریکا، والدینشان نیز به آنها پیوستند و خانواده در اورگن ساکن شد. هوانگ در آنجا مهندسی برق خواند و سپس به جنوب و سیلیکونولی رفت. او در سال ۱۹۹۳ به همراه دو مهندس دیگر انویدیا را بنیان گذاشت. تراشههایی که بعدها انویدیا را مشهور کردند، یعنی واحدهای پردازش گرافیکی (GPU)، در آن زمان محصولی بودند که عمدتاً برای بازیهای ویدئویی استفاده میشدند و بازار نیز رقابت شدیدی داشت. انویدیا با طراحی تراشههای بهتر و مهمتر از آن، رساندن سریعتر آنها به بازار به جایگاه مسلط دست یافت.

تا اواسط دهه ۲۰۱۰، هوانگ متقاعد شده بود که هوش مصنوعی رایانش را متحول خواهد کرد و GPUها که تواناییشان در انجام همزمان تعداد زیادی محاسبات، آنها را برای مدلهای هوش مصنوعی بسیار مناسب میکرد، به اجزای سازنده ضروری این فناوری تبدیل خواهند شد. سالها چنین دیدگاهی غیرمتعارف بود. همیشه از هوش مصنوعی بهعنوان تحول بزرگ بعدی یاد میشد، اما زمان موعود آن هیچگاه واقعاً فرانمیرسید. در نوامبر ۲۰۲۲، OpenAI نخستین نسخه عمومی ChatGPT را عرضه کرد. تقاضا برای تراشههای انویدیا که ChatGPT با استفاده از آنها آموزشدادهشده بود، بهشدت افزایش یافت. ارزش بازار انویدیا تنها طی سه سال از ۳۴۰ میلیارد دلار به ۵ تریلیون دلار رسید.
موفقیت این شرکت تنها به طراحی هوشمندانه تراشه وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن در مدیریت روابط با شرکای زنجیره تأمین و همچنین محیط سیاسیای که بر همه آنها تأثیر میگذارد نیز وابسته است. قهرمانان شرکتهای نرمافزاری اغلب بهعنوان نابغههایی تنها به تصویر کشیده میشوند، اما تولید سختافزار ذاتاً پروژهای مشارکتی است. جدیدترین محصول انویدیا به نام Vera Rubin NVL72، یک ابررایانه کامل هوش مصنوعی برای آموزش و اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی است. این سامانه شامل ۱.۳ میلیون قطعه، بیش از هزار تراشه و نرمافزار موردنیاز برای بهکارگیری آنهاست. ساخت چنین سامانهای مستلزم همکاری صدها تأمینکننده، تولیدکننده و شرکت نرمافزاری است.
رونق هوش مصنوعی رقابتی شدید برای دستیابی به این قطعات ایجاد کرده است و بخش بزرگی از وظیفه هوانگ، اطمینان از اولویتدادن تأمینکنندگان به سفارشهای انویدیاست. پول در این میان کمک میکند. انویدیا از ترازنامه عظیم خود استفاده کرده تا قراردادهای چندساله با تولیدکنندگان منعقد کند. هوانگ همچنین نیاز دارد تأمینکنندگانش تولید بیشتری داشته باشند. تحلیلگران معتقدند هوانگ چندین بار در برابر احتیاط TSMC درباره سرمایهگذاری در ظرفیت تولید جدید ایستادگی کرده است.
هوانگ تاکنون توانسته این زنجیره تأمین پیچیده را روان نگه دارد. اما چالشهای دیگری در حال بروز هستند؛ از جمله تهدید رقابت از سوی بزرگترین مشتریان انویدیا. آلفابت، آمازون، متا و مایکروسافت هر یک در تلاشاند با توسعه تراشههای هوش مصنوعی اختصاصی خود، وابستگیشان به انویدیا را کاهش دهند. در همین حال، قیمت سهام انویدیا به شاخصی برای سنجش احساسات سرمایهگذاران درباره مدتزمان ادامه رونق هوش مصنوعی تبدیل شده و چندین بار در سال جاری کاهش یافته است.
پاسخ هوانگ این است که انویدیا را هرچه بیشتر به آینده هوش مصنوعی گره بزند. او بهجای فروش صرف تراشه، میخواهد زیرساخت، نرمافزار و مدلهای هوش مصنوعی مورداستفاده صنعت را نیز ارائه کند. این راهبرد به دیپلماسی بیشتر در زنجیره تأمین نیاز خواهد داشت؛ بنابراین جای تعجب نداشت که هوانگ در طول حضورش در این کنفرانس، در حال معاشرت و رایزنی با شرکای تولیدکننده در سالن نمایشگاه دیده شد. کارکنانش توضیح دادند که او عمداً از غرفه تأمینکنندگان بازدید میکند، زیرا حضورش جمعیت را جذب میکند و برای آنها تبلیغات میکند. هنگامی که از غرفهای به غرفه دیگر میرفت تا با مهندسان و مدیران گفتوگو کند، فریادهای «جنسن! جنسن!» در سراسر سالن طنینانداز میشد. تنها در اواخر بعدازظهر بود که به نظر میرسید خسته شده است؛ روی زمین یکی از غرفهها چهارزانو نشست تا همراه یک مدیر تایوانی نوشیدنی بنوشد. صدها هوادار دور آنها جمع شدند تا این لحظه را با تلفنهای همراهشان ثبت کنند.

وقتی نویسنده اکونومیست از او خواست که خودش را بشناسند، نه انویدیا را، اندکی معذب به نظر رسید. گفت در صحبت درباره خودش راحت نیست و از پیش عذر خواست که اگر نتواند پاسخ خوبی به پرسشها بدهد. او روی صحنه مجریای پرشور و سرزنده است، اما در گفتوگوی خصوصی تقریباً نجوا میکند و جملاتش را آهسته و با دقت بیان میکند. نویسنده اکونومیست از او پرسیدم زندگیاش از زمان عرضه ChatGPT چگونه تغییر کرده است. افسانههای سیلیکونولی پر است از بنیانگذارانی که یکشبه به چهرههایی مشهور تبدیل شدهاند. صعود هوانگ حدود سه دهه طول کشیده بود و شاید همین موضوع باعث شده بود زمانی که سرانجام به ابرستاره تبدیل شد، این تغییر برایش حتی عجیبتر باشد. او اصرار داشت که در واقع هیچچیز تغییر نکرده است. همانطور لباس میپوشید و به تعبیر خودش هنوز «هر بار یک پا را داخل شلوارش میکند.»
هوانگ فقط مجبور نشده بود به مشهورشدن عادت کند؛ او همچنین خود را در مرکز رقابت ژئوپلیتیکی میان آمریکا و چین یافته بود. از اکتبر ۲۰۲۲، دولت آمریکا تلاش کرده است مانع دستیابی رقیب خود به تراشههای پیشرفته رایانهای شود. در همین حال، تأمینکنندگان انویدیا در تایوان زیر سایه تهدید اقدام نظامی چین زندگی میکنند. هوانگ ناگهان دریافت که باید با رهبران جهان، از جمله دونالد ترامپ، رابطهای نزدیک برقرار کند؛ ترامپ کسی بود که هوانگ برای کاهش محدودیتهای صادرات تراشه نزد او لابی کرده بود.
هوانگ گفت معاشرت با سیاستمداران ذاتاً برای او راحت نیست. بااینحال، او ثابت کرده است که در تبدیل اهداف خود به زبانی که برای سیاستمداران جذاب باشد مهارت دارد. او مراکز داده را بهعنوان «کارخانههای هوش مصنوعی» بازتعریف میکند؛ اصطلاحی که با علاقه ترامپ به تولید و صنعت همخوانی دارد. برای دولتهای خارجی که نسبت به وابستگی به شرکتهای آمریکایی محتاطاند، او مفهوم «هوش مصنوعی حاکمیتی» را مطرح کرده است؛ زیرساختی ملی که بر مبنای ارزشهای محلی ساخته شده و عمدتاً با فناوری انویدیا قدرت میگیرد.
در ماه مه، هوانگ مهارت دیپلماتیک خود را زمانی نشان داد که در سفر ترامپ به چین برای دیدار با رئیسجمهور شی جینپینگ همراه او شد. به نظر میرسد حضور هوانگ در این هیئت در آخرین لحظات قطعی شده بود؛ بسیاری زمانی که ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social اعلام کرد «جنسن هوانگ بزرگ» مسافر هواپیمای ایر فورس وان است، شگفتزده شدند. هوانگ در پکن با مقامهای چینی دیدار کرد و پذیرفت به عضویت هیئت مشاوران دانشگاه تسینگهوا، یکی از معتبرترین مؤسسات آموزش عالی چین، درآید.
جناحهای تندرو علیه چین به این موضوع مشکوکاند. «استیو بنن»، رئیس سابق استراتژیست کاخ سفید، هوانگ را «عامل نفوذ» حزب کمونیست چین خواند و خواستار بازداشت او شد. «الیزابت وارن»، سناتور دموکرات ایالت ماساچوست نیز گفته است لابیگری هوانگ برای فروش تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی به چین میتواند «به ارتش چین شتابی جدی بدهد و رهبری فناوری آمریکا را تضعیف کند.»
بااینحال، هوانگ برخلاف تصویری که از یک فرد سازشکار در برابر چین ممکن است انتظار رود، بهعنوان یک حامی علنی تایوان عمل کرده است. او میگوید تایوان امکان شکلگیری انویدیا را فراهم کرد و آن را «خانه کسبوکار» خود مینامد. انویدیا در حال ساخت یکی از بزرگترین دفاتر خود خارج از آمریکا در تایپه است و قصد دارد سالانه حدود ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری کند. این موازنه همیشه بهخوبی پیش نمیرود؛ در سال ۲۰۲۴، هوانگ با توصیف تایوان بهعنوان «یکی از مهمترین کشورهای جهان» چین را خشمگین کرد. او مجبور شد توضیح دهد که منظورش ستایش صنعت الکترونیک این جزیره بوده، نه بهرسمیتشناختن تایوان بهعنوان یک کشور. هوانگ در Computex با لحنی طعنهآمیز گفت، در دنیای امروز غول سختافزار هوش مصنوعی بودن «بزرگترین شغل ارتباطی تاریخ» است.

هوانگ برای واداشتن تأمینکنندگان به انجام خواستههایش تنها به جذابیت شخصی متکی نیست. به گفته «ریک تسای»، رئیس سابق TSMC که دههها با هوانگ همکاری کرده است، او همچنین «سختگیر» و «خستگیناپذیر» است. تسای رویکرد هوانگ به رابطه با تأمینکنندگان را «عدالت خشن» مینامد؛ درکی از این واقعیت که گاهی یکی از طرفین حق دارد و گاهی اشتباه میکند، اما در بلندمدت، بردها و باختها تقریباً یکدیگر را متعادل میکنند.
به نظر میرسد همین نوع «عدالت خشن» بر زندگی درون انویدیا نیز حاکم است. کارکنان میگویند هوانگ تحمل چندانی برای بهانهها ندارد و وقتی چیزی درست کار نمیکند، افراد را به چالش میکشد. حدود ۶۰ نفر مستقیماً به او گزارش میدهند که برای یک مدیرعامل زیاد و غیرمعمول است. او بازخورد خود را فوراً و بهصورت عمومی ارائه میکند و استدلالش این است که تمام افراد حاضر در اتاق میتوانند از این تجربه سخت و ناخوشایند یاد بگیرند.
در یک نشست خبری، هوانگ یکی از کارکنانش را به دلیل اینکه خیلی سریع برای گرفتن میکروفون از یک تحلیلگر جلو رفته بود، توبیخ کرد. وقتی خبرنگار BBC درباره ریسکهای ژئوپلیتیکی پیش روی تایوان از او پرسید، هوانگ در ابتدا پاسخی از پیش آمادهشده ارائه کرد. وقتی خبرنگار همچنان بر پرسش خود اصرار کرد، هوانگ با شوخی گفت شاید کسی باید به BBC کمک کند تا سؤال جدیدی پیدا کند. حضار خندیدند، اما ناراحتی هوانگ کاملاً مشهود بود. «روِ لِبِردیان»، مهندسی که بیش از دو دهه در انویدیا کار کرده و اکنون معاون این شرکت است گفت جلسات تیم اجرایی هوانگ از نگاه یک فرد بیرونی «رقتانگیز» به نظر میرسند. تمام گفتوگوها درباره مشکلات و چیزهایی است که از کار افتادهاند؛ خبرهای خوب بهندرت مطرح میشوند.
بااینحال، به گفته لبردیان، هوانگ فرهنگی ایجاد کرده است که در آن کارکنان میدانند اگرچه اشتباهاتشان بهصراحت مطرح خواهد شد، اما به دلیل مرتکب شدن اشتباه مجازات نمیشوند. تیم مدیران ارشد انویدیا طی دو دهه گذشته ثبات خود را حفظ کرده که اتفاقی نادر در این صنعت است. آنها همچنین پاداشهای مالی چشمگیری دریافت کردهاند. هوانگ دوست دارد با افتخار بگوید بیش از «هر مدیرعامل دیگری در جهان» مدیران میلیاردر ساخته است. کارکنان عادی شرکت نیز وضعیت بدی نداشتهاند.
وقتی نویسنده اکونومیست از هوانگ پرسید چه چیزی به او انگیزه میدهد، درباره استعمار سیارات دیگر، شکستدادن مرگ یا بازسازی بشریت صحبت نکرد. او با لحنی طعنهآمیز اشاره کرد که ایلان ماسک دوستش است، اما اهدافشان متفاوت است. او گفت اهداف خودش سادهترند و میخواهد کارکنان و شرکایش عملکرد خوبی داشته باشند. سپس با لبخند گفت: «شاید من بهاندازه کافی بلندپرواز نیستم.»
گزارش حاضر در نسخه September 5th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.
