پژوهش حاضر از دانشگاه کنتیکت امریکا و دانشگاه فودان چین گزارش به بررسی این پرسش میپردازد که ظهور هوش مصنوعی مولد چگونه میتواند ترکیب نیروی کار و ساختار سلسلهمراتبی سازمانها را تغییر دهد. نویسندگان با ارائه یک مدل نظری، دو بُعد اصلی استقرار هوش مصنوعی مولد را بررسی میکنند: اتوماسیون در برابر تقویت نیروی انسانی و استقرار در سطح کارکنان در برابر سطح متخصصان. نتایج نشان میدهد اثر هوش مصنوعی بر ساختار سازمانی برخلاف تصور رایج، صرفاً به میزان استفاده از فناوری وابسته نیست و به نحوه و محل استقرار آن بستگی دارد.
اتوماسیون در سطح کارکنان میتواند نیاز سازمان به نیروهای کممهارت را کاهش دهد، درحالیکه استفاده تقویتی از هوش مصنوعی میتواند توانایی کارکنان را افزایش داده و نیاز به مهارتهای اولیه را کاهش دهد. در سطح متخصصان نیز هوش مصنوعی با افزایش ظرفیت پشتیبانی متخصصان، امکان استفاده از نیروی کار گستردهتر و کمتخصصتر را فراهم میکند. یکی از یافتههای مهم گزارش این است که با بهبود قابلیتهای هوش مصنوعی مولد، سطح کنترل مدیران ابتدا ممکن است کاهش یابد و سپس افزایش پیدا کند؛ به این معنا که ساختارهای سازمانی لزوماً بلافاصله مسطح نمیشوند، بلکه ممکن است در مسیر تحول، ابتدا به لایههای مدیریتی بیشتری نیاز داشته باشند و در مراحل بعدی به سمت سازمانهای مسطحتر حرکت کنند.