جدیدترین تحولات هوش مصنوعی را در کانال بله هوشیو بخوانید

Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 نابودی و توسعه به سبب هوش مصنوعی با نگاهی به تاریخ معاصر انقلاب‌های صنعتی

تقابل دو تفکر:

نابودی و توسعه به سبب هوش مصنوعی با نگاهی به تاریخ معاصر انقلاب‌های صنعتی

زمان مطالعه: 4 دقیقه

دیوید ام. سولومون (David M. Solomon) رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل گلدمن ساکس (Goldman Sachs) در یادداشتی در نیویورک‌تایمز نوشت: در گفت‌وگو با صدها رهبر کسب‌وکار طی چند ماه گذشته، شاهد شکافی عمیق در دیدگاه‌های آن‌ها نسبت به هوش مصنوعی بوده‌ام. یک گروه، «آخرالزمان شغلی» و بیکاری گسترده را در پیش رو می‌بیند؛ گروه دیگر آن را یک جهش بزرگ روبه‌جلو برای جامعه می‌داند.

مرا در گروه دوم قرار دهید؛ البته با چند نکته احتیاطی. آیا هوش مصنوعی بازار کار را مختل خواهد کرد؟ قطعاً. این گذار، مانند سایر لحظات مهم در تاریخ ما، چالش‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت، به‌ویژه به این دلیل که هوش مصنوعی کار را از بهره‌وری با ابعادی که پیش‌ازاین ندیده‌ایم جدا می‌کند. اما ایالات متحده سابقه طولانی در ایجاد مشاغل جدید در پاسخ به اختلالات دارد، از برق‌رسانی در دهه ۱۹۰۰ تا انقلاب دیجیتال در دهه ۱۹۹۰؛ هیچ دلیلی نمی‌بینم که فکر کنم این پویایی اکنون متوقف خواهد شد.

دیوید ام. سولومون، علاوه بر اداره گلدمن ساکس، یک تهیه‌کننده موسیقی الکترونیک است که با نام DJ D-Sol شناخته می‌شود.

شکی نیست که هوش مصنوعی زندگی روزمره ما را تغییر خواهد داد. اقتصاددانان گلدمن ساکس تخمین می‌زنند که در یک دهه آینده، هوش مصنوعی ممکن است ۲۵ درصد از ساعات کاری فعلی را خودکار کند. درحالی‌که درک چگونگی تأثیرپذیری افراد در مشاغل عملی مانند تهیه غذا، ساخت‌وساز یا خدمات دشوار است، افرادی که در مشاغل یقه‌سفید (white-collar) فعالیت می‌کنند، از جمله حسابداران، بانکداران و وکلا احتمالاً شاهد خودکارسازی بسیاری از وظایف خود خواهند بود. بر اساس یکی از مطالعات دانشگاه استنفورد، در مشاغلی مانند مهندسی نرم‌افزار یا پشتیبانی مشتریان که بیشترین حساسیت را نسبت به اتوماسیون گسترده‌تر دارند، اشتغال در سطح پایه تاکنون به میزان ۱۶ درصد نسبت به نقش‌هایی که به کمترین میزان در معرض خطر هستند، کاهش یافته است.

اما وقتی به مشاغل یا بخش‌هایی که ارتباط کمتری با اتوماسیون دارند نگاه می‌کنید، تصویر تغییر می‌کند. اقتصاددانان گلدمن ساکس تخمین می‌زنند که تقاضای روبه‌رشد برای مراکز داده از سال ۲۰۲۲ بیش از ۲۰۰،۰۰۰ شغل در بخش ساخت‌وساز ایجاد کرده است. درحالی‌که هوش مصنوعی مشاغلی را در برخی بخش‌ها از بین می‌برد، ممکن است منجر به رشد مشاغل در بخش‌های دیگر شود. گلدمن ساکس ممکن است به افراد کمتری در بخش گزارش‌دهی نظارتی یا جذب مشتری نیاز داشته باشد که این امر به ما اجازه می‌دهد بانکداران، معامله‌گران و مدیران دارایی بیشتری را استخدام کنیم که به طور مداوم با مشتریان در تعامل هستند.

البته، ما نمی‌توانیم هزینه‌های انسانی چنین اختلالی را نادیده بگیریم. انقلاب صنعتی تنها پس از آن استانداردهای زندگی را ارتقا داد که جامعه سختی‌های کار طاقت‌فرسا در کارخانه‌ها و معادن و زاغه‌های متعفنی را که با شهرنشینی سریع به وجود آمدند، تحمل کرد. در دهه‌های اخیر، اشتغال در بخش تولید به دلیل اتوماسیون و برون‌سپاری جهانی کاهش چشمگیری یافته است. این امر نیز باعث ایجاد مشکلات بزرگی برای بسیاری از خانواده‌ها و جوامع در سراسر ایالات متحده شد.

اما با وجود همه این چالش‌ها، من مدام با این واقعیت روبرو می‌شوم: استانداردهای زندگی برای اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق آمریکایی‌ها به طور قابل‌توجهی بالاتر از گذشته است. زمانی که من در سال ۱۹۶۲ به دنیا آمدم، یک بزرگسال آمریکایی به طور متوسط سیستم تهویه‌مطبوع نداشت، اما با کاهش قیمت کولرها، تقریباً همه ما خنک شدیم. در دهه ۱۹۵۰، تنها چند ابرشرکت مانند IBM رایانه داشتند؛ اکنون حدود ۹۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی با یک ابررایانه در دست خود قدم می‌زنند. در سال ۱۹۰۰، امید به زندگی جهانی در بدو تولد ۳۲ سال بود؛ امروزه، این رقم بیش از ۷۰ سال است.

شاید مهم‌تر از آن، رشد مشاغل است که از رشد جمعیت پیشی گرفته است. از سال ۱۹۶۲، اشتغال غیرنظامی در ایالات متحده تقریباً ۱۴۵ درصد افزایش یافته است، درحالی‌که جمعیت غیرنظامی ۱۶ سال و بالاتر حدود ۱۲۸ درصد افزایش یافته است. در آن زمان، شاهد ظهور بخش‌های جدیدی بوده‌ایم درحالی‌که بخش‌های دیگر رشد کرده یا محو شده‌اند. درحالی‌که اشتغال در بخش تولید در این دوره از ۱۵.۵ میلیون به ۱۲.۵ میلیون نفر کاهش یافت که عمدتاً ناشی از ازدست‌رفتن تقریباً ۲ میلیون شغل در تولید نساجی و پوشاک بود؛ صنعت مراقبت‌های بهداشتی اکنون بیش از ۱۸ میلیون نیروی انسانی را در استخدام خود دارد. اقتصاد ایالات متحده هنوز نوآورترین، پویاترین و کارآفرینانه‌ترین اقتصاد در جهان است.

درست است که حتی قابل‌اعتمادترین الگوهای تاریخی نیز می‌توانند شکسته شوند، اما سه دلیل وجود دارد که انتظار دارم اقتصاد ایالات متحده به‌اندازه همیشه تاب‌آور و پویا باقی بماند.

نخست، اگر تخمین ما درست باشد، هوش مصنوعی ۲۵ درصد از مشاغل را از بین نخواهد برد. آنچه محتمل‌تر است این است که افراد راه‌های سازنده‌تری برای صرف زمان خود پیدا خواهند کرد. زمانی که من یک تحلیل‌گر سال اول بانکداری بودم، کاری به‌سادگی ترسیم نمودار عملکرد یک سهام، به شش ساعت جست‌وجوی قیمت‌ها در نسخه‌های قدیمی وال‌استریت ژورنال روی میکروفیلم نیاز داشت. امروزه، یک تحلیل‌گر سال اولی می‌تواند این کار را در چند ثانیه انجام دهد و ما در سال‌های اخیر افراد بیشتری را نسبت به قبل استخدام کرده‌ایم. با ابزارهای پیچیده‌تر، پیچیدگی کار ما به طور طبیعی گسترش می‌یابد. آیا هیچ یک از ما احساس می‌کنیم که این روزها با وجود راحتی کار با اکسل، ایمیل یا زوم کارهای کمتری برای انجام‌دادن داریم؟

دوم، صرفاً به این دلیل که یک شغل می‌تواند جایگزین شود، به این معنا نیست که جایگزین خواهد شد. تلویزیون تقاضا برای سرگرمی‌های زنده را از بین نبرد و اینترنت نیز مشاوران املاک یا مربیان تناسب‌اندام را از کار بیکار نکرد. در عوض، این فناوری‌ها ارزش آن حرفه‌ها را برجسته کرد و ارتقا دادند. تغییرات تکنولوژیک و تغییرات فرهنگی به‌صورت همگام حرکت نمی‌کنند. به‌هرحال، حتی پس از دهه‌ها استفاده از دستگاه‌های خودپرداز، بانکداری دیجیتال و یکپارچه‌سازی بانک‌ها، میزان اشتغال در بانکداری امروز در همان سطحی است که در اواسط دهه ۱۹۹۰ بود.

سوم، بازار کار آمریکا پرطراوت است. درحالی‌که خالص ایجاد شغل حداکثر چند میلیون در سال است، رقم ناخالص بسیار بیشتر است. شرکت‌های آمریکایی سالانه بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون شغل را از بین برده و ایجاد می‌کنند. به‌راحتی می‌توان تصور کرد که با ایجاد نوآوری‌های بیشتر توسط هوش مصنوعی، این سرعت افزایش خواهد یافت و هم‌اکنون نیز شاهد انطباق اقتصاد هستیم. شرکت‌ها در حال حاضر به دنبال افرادی برای مدیریت هوش مصنوعی عامل‌محور و ادغام آن در طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها از اجرا و جریان‌های کاری گرفته تا انطباق و اعتبارسنجی هستند. تمامی این موارد نیازمند قضاوت انسانی است.

اگر هوش مصنوعی واقعاً مشاغل را از بین ببرد و احتمالاً با سرعتی بیشتر از آنچه دیده‌ایم؛ آنگاه سیاست‌های عمومی باید با تأمین مالی مهارت‌آموزی مجدد در مقیاس بزرگ یا ترویج هوش مصنوعی که به‌جای جایگزینی از نیروی کار پشتیبانی می‌کند، واکنش نشان دهد.

این امر باید یک اقدام و برنامه مشترک بین بخش‌های دولتی و خصوصی باشد. بخش دولتی باید مشوق‌هایی ایجاد کند و در صورت نیاز منابعی را فراهم کند؛ از جمله سرمایه‌گذاری بیشتر در هنرستان‌ها و کالج‌های محلی و بخش خصوصی باید به نیروی انسانی کمک کند تا مهارت‌های خود را ارتقا دهند و آموزش‌های حین کار را از نو بازآفرینی کنند.

الگوی تاریخی واضح است: اقتصاد ایالات متحده می‌تواند و با پیشرفت‌های عمده در فناوری سازگار خواهد شد. آنچه همچنین واضح است این است که پیش‌بینی‌های تندوتیز حتی درخشان‌ترین ذهن‌ها نیز اغلب به خطا می‌روند. در سال ۱۹۳۰، «جان مینارد کینز» (John Maynard Keynes) پیش‌بینی کرد که تا سال ۲۰۳۰، افراد تنها ۱۵ ساعت در هفته کار خواهند کرد. درحالی‌که چشم‌انداز او از آینده‌ای پر از اوقات فراغت هنوز محقق نشده است، این امر یادآوری خوبی است که ترس از یک آخرالزمان شغلی ممکن است کاملاً ظرفیت هوش مصنوعی را برای ایجاد یک احیای اقتصادی و بهره‌وری نادیده بگیرد.

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]