جنجالهای پیرامون رمان Shy Girl
چتباتها اغلب نویسندگان بدی هستند، مانند بیشتر انسانها
جنجال بر سر هوش مصنوعی و یک رمان، پیشدرآمدی بر آینده کتابها است
فخرفروشی نسبت به رمان Shy Girl که ادعا میشود با کمک هوش مصنوعی نوشته شده است و بهطورکلی نسبت به نثر تولیدشده توسط هوش مصنوعی، کار آسانی است. خاطرجمع باشید که این یادداشت نیز چنین رویکردی خواهد داشت. بااینحال، نویسندگان انسانی که با حس برتریجویی به خود تسلی میدهند، باید محتاط باشند. برای سنتگرایان، داستان هوش مصنوعی و ادبیات داستانی و آینده هنر ممکن است بهسرعت به یک داستان ترسناک تبدیل شود.
راوی Shy Girl که خود یک داستان ترسناک و مشمئزکننده است، زنی است که توسط یک آدمربا مجبور میشود نقش یک سگ را بازی کند. این رمانِ جنجالی که در ابتدا توسط مؤلف منتشر شده بود، موردتوجه یک ناشر بزرگ به نام Hachette، قرار گرفت و قرار بود بهزودی در آمریکا منتشر شود. این کتاب در ماه نوامبر ۲۰۲۵ در بریتانیا عرضه شد؛ اما پس از آنکه خوانندگانِ که برخی از آنها به نرمافزارهای تشخیص ربات مجهز بودند، نشانههایی از دخالت ماشین را کشف کردند، کتاب جمعآوری شد. نویسنده کتاب «میا بالارد»، استفاده از هوش مصنوعی را تکذیب میکند و در عوض ادعا میکند که یک ویراستار این کار را انجام داده است.
هنگامی که مدلهای زبانی بزرگ سعی در نوشتن خلاقانه دارند، متن اغلب به طور همزمان یکنواخت و زننده از آب درمیآید. این مدلها با ناشیگری برای رسیدن به ظرافت تقلا میکنند و در مورد مسائل پیشپاافتاده، متکلف و اغراقآمیز عمل میکنند. همانند کتاب Shy Girl، این متون دارای استعارههای بیش از حد، تکراری و کاملاً عجیب هستند و کلماتی را ترکیب میکنند که روی کاغذ میتوانند کنار هم بیایند، اما در واقعیت هرگز نباید اینطور باشد. مدلهای زبانی بزرگ به جملات منقطعِ بدون فعل با کلمات کم یا حتی تککلمهای گرایش دارند. آنها به استفاده از صفتها و بندهای سهگانه معتاد هستند، مانند: «من بیدقت، بینظم و بیارزش هستم.»
برای برخی از خوانندگان، این نقصهای سبکی، نشانههایی از یک مشکل متافیزیکی است. آنها استدلال میکنند ازآنجاییکه یک ربات هیچ سلیقه، احساس یا تجربهای ندارد، هرگز نمیتواند صدای خاص خود را توسعه دهد. برای یک انسان، نوشتن به معنای انتخابکردن است و هر کلمه و جمله، تمرینی دشوار و پرمخاطره از آزادی است. با بهتصویرکشیدن دوباره جهان درحالیکه چیزی مشترک را بیان میکند، یک نوشته عالی پُلی میان زندگیها و ذهنها است. هوش مصنوعی نمیتواند با این امر برابری کند. هوش مصنوعی روح ندارد، بلکه تنها مجموعهای از الگوریتمهاست.
همانطور که یک ربات ادبی ممکن است بگوید: «خب حالا. تا حدودی. که چه؟» مشکلِ رمانتیکسازی و آرمانی کردن خلقوخوی انسانی این است که بخش اعظمی از آن بسیار افتضاح است. اگر سبک یک مدل زبانی بزرگ را در برابر «ولادیمیر ناباکوف» قرار دهید، بیروح و خشک به نظر میرسد؛ اما اگر آن را با یک رمان دلهرهآور عامهپسند مقایسه کنید، بسیار سرزندهتر جلوه میکند. در مورد اینکه خروجی هوش مصنوعی اقتباسی و تقلیدی است باید گفت که فقدان اصالت غالباً در صنعت نشر یک مزیت محسوب میشود؛ صنعتی که عاشق معرفی نویسندگان تازهکار بهعنوان وارثانِ نویسندگان باتجربه و کتابهای جدید بهعنوان ترکیبی از دو اثر موفق پیشین است.
مثال Shy Girl مانند یک شمشیر دولبه است. همانطور که نقدهای آنلاین گواهی میدهند، بسیاری از خوانندگان آن را دوست داشتند. اگرچه برخی احساس میکنند که به دلیل عدم اعلام محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی فریب خوردهاند، اما برخی دیگر کاملاً بیتفاوت هستند. در حال حاضر نیز برخی از رماننویسان ژانر عاشقانه آشکارا از چتباتها کمک میگیرند، استعارههای رایج مانند «از دشمنی تا عشق» یا «فاصله سنی» را به چتبات میدهند و از انجام کارهای طاقتفرسا طفره میروند. بهخاطر داشته باشید که مدلهای زبانی بزرگ امروزی تنها در سطح مبتدی هستند و بهسرعت در حال پیشرفت هستند. طولی نخواهد کشید که خوانندگان اصلی، داستانهای باکیفیت و سفارشیسازیشده بر اساس سلیقه خود را درخواست کنند؛ مانند کودکان بهانهگیری که داستانهایی درباره گربه خانواده میخواهد.
نویسندگان نیز برای کتابهایی که بدون رضایتشان جهت آموزش رقبای بیروحشان استفاده شده، شاکی و رنجیدهخاطر هستند. جبران خسارت برای این نقض حقوق که نوعی سرقت ادبی همهجانبه است، در حال حاضر توسط طرح دعوای گروهی و صنفی در حال بررسی و تعیین است. برای محافظت در آینده، برخی از نویسندگان و ناشران به طرحهایی امید بستهاند که گواهی میکند عناوین، توسط انسانها نوشته شدهاند؛ هرچند باتوجهبه اینکه افراد بیشتری از هوش مصنوعی برای وظایف بیشتری از تحقیق گرفته تا ویراستاری استفاده میکنند، این مرزبندیها ممکن است فروبریزد.
آیا نویسندگان فانی زنده خواهند ماند؟ احتمالاً بهترینهایشان و خواهیم دید چه میشود. استعارهای شگفتانگیز و درعینحال بینقص مانند «مرگ غبارآلود» یا «آخرین هجای زمان ثبتشده» از مکبث ممکن است همیشه فراتر از توان تصور یک چتبات باشد. آنها ممکن است هرگز سطری به شفافیت و ژرفای «هرگز، هرگز، هرگز، هرگز، هرگز» از مرثیه شاه لیر برای دختر به قتل رسیدهاش، تولید نکنند.
اما همانطور که قرار است در مورد هنر از بازیگری گرفته تا موسیقی و همچنین بسیاری از فعالیتهای دیگر صادق باشد، اینکه آیا یک انسانِ ستاره میتواند یک ماشین را شکست دهد، تنها سؤال موردتوجه نخواهد بود. حتی اگر آنها بتوانند، آیا خوانندگان برای نثر درجه یک آنها پول خرج خواهند کرد؟ چه تعداد از آنها؟ چه مقدار؟ آیا این امر میتواند صنعت سنتی کتاب را سرپا نگه دارد؟ پیام اخلاقی جنجال Shy Girl این نیست که نوشتن توسط هوش مصنوعی بد است یا باید ممنوع شود. بلکه باید با آن رقابت کرد و آن را شکست داد.
گزارش حاضر در نسخه April 4th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.