اصطلاحات بیاهمیت یا روشنگر
برای مدیران فناوری هوش مصنوعی، ما همه صرفاً «رایانههای گوشتی» هستیم
اصطلاحی که نخستینبار در محافل فلسفه و علومشناختی به کار میرفت، اخیراً ماهیتی شومتر به خود گرفته است؛ ما ما کردن گاو (Moo).
به نقل از نیویورکتایمز، رابطه میان ذهن و ماشین از دیرباز مایه شگفتی فلاسفه و دانشمندان بوده است؛ آنان همواره مغز انسان را به ساعت، زمانسنج و در دهههای اخیر به رایانه تشبیه کردهاند. در روزهای آغازین پیدایش هوش مصنوعی، پژوهشگران دانشگاهی با لحنی کنایهآمیز انسانها را «ماشینهای گوشتی» خطاب میکردند.
اخیراً این چارچوب مفهومی به ادبیات روزمره مدیران ارشد فناوری نیز رسوخ کرده است. ایلان ماسک در تابستان گذشته در شبکه اجتماعی X نوشت: «همه ما در مقایسه با ابرهوش دیجیتال، رایانههای گوشتی نادانی بیش نیستیم.»
«آندری کارپاتی» (Andrej Karpathy) از مدیران ارشد هوش مصنوعی و یکی از بنیانگذاران OpenAI نیز در پستی پربازدید در GitHub نوشت: «پژوهشهای هوش مصنوعی پیشتر توسط رایانههای گوشتی انجام میشد؛ آن هم در فواصل میان غذاخوردن، خوابیدن، سایر سرگرمیها و همگامسازیهای هرازگاهی از طریق اتصال امواج صوتی در مناسکی تحت عنوان جلسه گروهی.»
«لری الیسون» (Larry Ellison)، همبنیانگذار و رئیس هیئتمدیره اوراکل در رویدادی در سال ۲۰۲۵ اظهار داشت: «مغز اندامی بسیار تخصصی است. مدلهای هوش مصنوعی نیز چنین هستند؛ اما ما در حال ساخت یک رایانه گوشتی ۲۰ واتی نیستیم؛ بلکه در حال توسعه یک مغز هوش مصنوعی ۱.۲ میلیارد واتی هستیم.»
این مقایسه میان انسان و ماشین و این تلویح که رایانههای غیرگوشتی برتر هستند؛ مورد استقبال عموم مردمی که نسبت به آینده هوش مصنوعی مضطرباند، قرار نگرفته است. این موضوع با روند گستردهتری همسو است که در آن، مدیران ارشد انسانها را در برابر رباتها قرار میدهند و به این نتیجه میرسند که انسانها در این مقایسه کم میآورند. هنگامی که سم آلتمن در ماه فوریه بیان کرد که اگرچه آموزش چتباتها نیازمند برق است، اما «آموزش یک انسان نیز انرژی زیادی میطلبد»؛ رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی بهسرعت به این اظهارات واکنش نشان دادند و آن را انسانستیزانه و حتی پادآرمانشهری توصیف کردند.
«رافائل میلییر» (Raphaël Millière)، دانشیار دانشگاه آکسفورد و عضو مؤسسه اخلاق در هوش مصنوعی این دانشگاه میگوید: «انسانها مدتهاست در تلاشاند تا ذهن را از طریق قدرتمندترین فناوری در دسترس خود تبیین کنند.» اما وی خاطرنشان کرد که اخیراً استعاره رایانه گوشتی از یک قیاس تبیینی به ادبیاتی بازاریابی تبدیل شده است که هدف آن «تغییر ادراک عمومی در خصوص میزان شبهانسانی و هوشمندی مدلهای پیشگام» است. او افزود که چنین مقایسههایی میتواند برای مردم نگرانکننده باشد؛ تا حدی به این دلیل که تصورکردن خودمان بهعنوان «گوشت»، تصوری «تاریک» و انسانزدایانه است.
«رزا کائو» (Rosa Cao)، فیلسوف دانشگاه استنفورد که به مطالعه رابطه میان هوش طبیعی و مصنوعی میپردازد معتقد است که تشبیه سیستمهای هوش مصنوعی به سیستمهای انسانی گویای این مطلب است که «اگر سیستمهای مصنوعی اکنون بهخوبی مغزها یا حتی بهتر از آنها هستند، پس باید با همان احترامی که برای انسانها قائل هستیم، با آنها نیز رفتار کنیم»؛ این امر بدان معناست که خالقان این فناوری نیز باید بیشازپیش مورد تحسین و ستایش قرار گیرند.
«جاش ردستون» (Josh Redstone)، فیلسوف دانشگاه کارلتون اظهار داشت: «مغز احتمالاً یکی از پیچیدهترین، اگر نگوییم پیچیدهترین، اشیا در کیهانِ شناختهشده است.» هرگونه قیاسی با ماشینها، از درک میزان پیچیدگی مغز ما عاجز است. اگرچه برخی فیلسوفان (از جمله خود او) قیاس گوشت را مفید میدانند، جامعه عمومی تمایلی ندارد که به نوع بشر اینگونه نگاه کنند. به گفته او، این قیاس «آنچه را که ما درباره خودمان خاص میپنداریم، نادیده میگیرد.»
در سال ۲۰۲۲، در پاسخ به پستهای یکی دیگر از مدیران ارشد درباره انسانها و هوش مصنوعی، ماسک به شکلی غیرمستقیمتر به مفهوم گوشت اشاره کرد. او در پستی در X نوشت: «رایانه ما از گوشت ساخته شده است!» و آن را به داستان کوتاهی متعلق به سال ۱۹۹۱ با عنوان «آنها از گوشت ساخته شدهاند» اثر «تری بیسون» (Terry Bisson) پیوند داد.
در این داستان، دو مسافر بینسیارهای از اینکه درمییابند انسانها میتوانند از مغزهای گوشتی خود برای تفکر استفاده کنند، شوکه میشوند. یکی از آنها به دیگری میگوید: «گوشتِ متفکر! از من میخواهی به گوشتِ متفکر باور داشته باشم!» موجود فضایی دیگر پاسخ میدهد: «بله، گوشتِ متفکر! گوشتِ دارای خودآگاهی!» و میگوید: «گوشت تمامِ ماجراست! متوجه قضیه میشوی؟»