۱۶ کارگاه عملی هوش مصنوعی برای فعالان محتوا و رسانه ثبت‌نام با ۵۰٪ تخفیف
Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
جیتکس ترکیه
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 اسلاپونومیکس؛ چه کسانی در سیل محتوای هرز هوش مصنوعی برنده می‌شوند و چه کسانی می‌بازند؟

اقتصاد محتوای هرز

اسلاپونومیکس؛ چه کسانی در سیل محتوای هرز هوش مصنوعی برنده می‌شوند و چه کسانی می‌بازند؟

زمان مطالعه: 4 دقیقه

سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، نوشته است که «دستاوردهای شگفت‌انگیز» از توقف تغییرات اقلیمی گرفته تا تأسیس مستعمرات فضایی با کمک هوش مصنوعی ممکن خواهد شد.

او تنها مدیر فناوری‌ای نیست که چنین امیدهای بزرگی دارد. «ساتیا نادلا» (Satya Nadella)، مدیرعامل مایکروسافت، باور دارد هوش مصنوعی «فناوری تعریف‌کننده زمانه ماست». مارک زاکربرگ نیز استدلال کرده که هوش مصنوعی امکان کشف «چیزهایی را فراهم می‌کند که امروز حتی قابل‌تصور هم نیستند»

اما تازه‌ترین دستاورد این فناوری معجزه‌آسا، ظهور گربه‌های اسکیت‌باز، مادربزرگ‌های کشتی‌گیر و آلبرت انیشتینی است که در قفس مبارزه می‌کند! از زمان عرضه اپلیکیشن ساخت ویدئوی Sora توسط OpenAI، شبکه‌های اجتماعی پر شده‌اند از ویدئوهای فراواقعی و سورئال و عجیبی که صرفاً با یک پرامپت تولید می‌شوند. متا نیز اپلیکیشن رقیبی به نام Vibes راه‌اندازی کرده که نتایج مشابهی دارد. با صدرنشینی Sora در فهرست دانلود اپل، اینترنت به‌سرعت در حال انباشته‌شدن از ویدئوهای غریب و غیرواقعی است که با عنوان تحقیرآمیز «تفاله» یا «اسلاپ» (slop) شناخته می‌شوند.

ویدئو تنها تازه‌ترین شکل از این پدیده است. «اسلاپ متنی» از نخستین چت‌بات‌ها آغاز شد. اگر در آمازون به دنبال کتاب جدیدی بگردید، نتایج جست‌وجو اغلب پر است از نسخه‌های جعلی و بی‌کیفیت کتاب‌ها که توسط هوش مصنوعی نوشته شده‌اند. سپس نوبت به «اسلاپ تصویری» رسید، وقتی تصاویر دست‌کاری‌شده‌ای از پاپ فرانسیس با کاپشن پافر یا عکس‌هایی در سبک انیمه استودیوی Ghibli به‌صورت گسترده در فضای مجازی پخش شد. در ادامه، «اسلاپ صوتی» نیز وارد فهرست پخش‌ها شد. اسپاتیفای در سال گذشته ۷۵ میلیون قطعه «هرز» (spammy) را از پلتفرم خود حذف کرد و گفت هوش مصنوعی باعث شده تا «ورود اسلاپ به اکوسیستم» آسان‌تر شود.

البته منصفانه نیست که همه محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را «اسلاپ» بنامیم. کمتر کسی هست که با دیدن پاپ بالنسیاگا نخندیده باشد یا تصویر پروفایل خود را در سبک Ghibli تغییر نداده باشد. اما هرچه نامش را بگذاریم، نفوذ سریع محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در تمام قالب‌های رسانه‌ای، پرسش‌های مهمی را درباره آینده صنایع خلاق مطرح می‌کند. در جهانی پر از محتوای بی‌نهایت که توسط بی‌شمار خالق ساخته می‌شود، چه کسانی برنده‌اند و چه کسانی بازنده؟

اسلاپونومیکس؛ چه کسانی در سیل محتوای هرز هوش مصنوعی برنده می‌شوند و چه کسانی می‌بازند؟

واضح است که برندگان این موج، همان هنرمندانی هستند که پیش‌تر از ناتوانی در تحقق ایده‌هایشان مأیوس بودند. همان‌طور که اینستاگرام پانزده سال پیش با فیلترهای جذاب خود همه را به عکاس تبدیل کرد، اکنون هوش مصنوعی می‌تواند هرکسی را به نویسنده، هنرمند، آهنگ‌ساز یا فیلم‌ساز تبدیل کند. این «دموکراتیزه‌شدن تولید محتوا» تنها صرفاً راهی برای بروز خلاقیت نیست؛ بلکه به بخشی از مردم امکان می‌دهد از آن درآمد کسب کنند. یوتیوب در سال گذشته حدود ۳۲ میلیارد دلار به بیش از سه میلیون خالق محتوا پرداخت کرده است، از بزرگ گرفته تا کوچک. اسپاتیفای نیز بیش از ۱۰ میلیارد دلار حق امتیاز به صاحبان آثار پرداخت کرده است و هوش مصنوعی در حال شتاب دادن به توانایی مردم عادی برای تولید و در نهایت کسب درآمد از «اسلاپ‌های شخصی‌شان» است.

این روند برای پلتفرم‌ها نیز خبر خوبی است. البته اسلاپ خطراتی هم دارد؛ اسپاتیفای هشدار داده که تجربه شنیداری کاربران با ورود آهنگ‌های بی‌کیفیت آسیب می‌بیند و OpenAI نیز اعتراف کرده که اجازه تولید رایگان ویدئو برای همه کاربران هزینه‌ای بسیار بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت، داشته است. اما کمک به مردم برای تولید ویدئوی خوش‌ساخت (و نیز تصویر، صدا و متن) فرصتی است برای معکوس کردن روندی که طی آن کاربران شبکه‌های اجتماعی کمتر از گذشته پست می‌گذاشتند. علاوه بر این، وقتی محتوا توسط جمعی گسترده از کاربران تولید شود، پلتفرم‌ها در موقعیت قدرت بیشتری قرار می‌گیرند. صنعت موسیقی برای مدت‌ها تحت سلطه چند شرکت بزرگ ضبط بود که در سال ۲۰۱۷، ۸۷ درصد از پخش‌های اسپاتیفای را در اختیار داشتند. اما از آن زمان، با بارگذاری ده‌ها میلیون ترک شخصی، سهم شرکت‌های بزرگ به ۷۱ درصد کاهش یافته است. تسلط روزافزون «اسلاپ» بر توجه کاربران، قدرت چانه‌زنی دارندگان حقوق آثار اصلی را در همه حوزه‌ها کاهش خواهد داد.

طبیعتاً این گروه آخر بیش از همه نگران‌اند. اسلاپ نه‌تنها با آثارشان رقابت می‌کند، بلکه به گفته آن‌ها حقوق مالکیت معنوی‌شان را نیز نقض می‌کند. شرکت‌های دیزنی و یونیورسال از Midjourney شکایت کرده‌اند؛ درحالی‌که سونی، وارنر و یونیورسال موزیک نیز علیه دو شرکت تولید محتوای صوتی با هوش مصنوعی اقامه دعوی کرده‌اند.  OpenAI ابتدا اعلام کرد دارندگان حقوق معنوی می‌توانند از استفاده آثارشان در Sora انصراف دهند، اما پس از اعتراض انجمن فیلم آمریکا و دیگران، مجبور شد این سیاست را به سیستم «موافقت اختیاری» تغییر دهد. تا کنون رویکرد اصلی صنعت هوش مصنوعی، طلب بخشش به‌جای اجازه‌گرفتن بوده است. یکی از ویدئوهای وایرال‌شده در Sora همین ذهنیت را به‌خوبی نشان می‌دهد: سم آلتمن در دشتی پر از کاراکترهای پوکمون ایستاده و می‌خندد: «امیدوارم نینتندو از ما شکایت نکند!»

بااین‌حال، برای مشهورترین خالقان محتوا، اسلاپ دو فرصت را فراهم می‌کند. نخست آن که شواهد کمی مبنی بر این‌که موج عظیم محتوای کاربرمحور باعث کاهش توجه به بزرگ‌ترین ستارگان شده است وجود دارد؛ برعکس، در دریایی از محتوای بی‌پایان، کاربران برای یافتن بهترین آثار به الگوریتم‌ها تکیه می‌کنند و بسیاری از آن‌ها در نهایت به همان مقصد مشترک می‌رسند. از سال ۲۰۱۷ تعداد هنرمندانی که از اسپاتیفای بیش از ۱۰۰۰ دلار در سال درآمد دارند سه برابر شده؛ تعداد کسانی که بیش از ۵ میلیون دلار درآمد دارند چهار برابر و آن‌هایی که بیش از ۱۰ میلیون دلار می‌گیرند، هفت برابر شده است. الگوهای مشابهی در صنعت کتاب و فیلم نیز دیده می‌شود؛ جایی که با وجود افزایش حجم محتوا، بزرگ‌ترین آثار موفق‌تر از همیشه‌اند. بازندگان اصلی اسلاپ، خالقان حرفه‌ای هستند که نتوانسته‌اند به سطح بالای موفقیت برسند و اکنون باید با میلیون‌ها رقیب جدید بر سر باقیمانده توجه مخاطبان رقابت کنند.

دوم، اسلاپ فرصتی تازه برای شتاب دادن به آنچه «کشف» نامیده می‌شود فراهم می‌کند. سم آلتمن به ظرفیت «فن‌فیکشن تعاملی» (interactive fan fiction) اشاره کرده است؛ جایی که کاربران می‌توانند شخصیت‌های محبوب را در زمینه‌هایی جدید زنده کنند. صدور مجوز رسمی برای استفاده از آثار دارای حق نشر در تولید اسلاپ می‌تواند طرفداران را هیجان‌زده کرده و مخاطبان تازه‌ای برای آن آثار جذب کند.

بسیاری از خالقان هنوز از دوران پیشین اینترنت دل‌چرکین‌اند، زمانی که صنعت موسیقی با بحران نابودی ناشی از دزدی دیجیتال روبه‌رو شد و یوتیوب کلیپ‌های تلویزیونی را بدون اجازه پخش می‌کرد. اما برخی دیگر از همان دوره درس متفاوتی گرفته‌اند؛ بسیاری از فعالان صنعت موسیقی و تلویزیون سال‌ها از پذیرش واقعیت استریم سر باز زدند و میلیاردها دلار را صرف مبارزه‌ای بی‌نتیجه کردند، تا سرانجام ناچار شدند با پلتفرم‌ها توافق کنند و از محتوایشان درآمد کسب کنند. نباید همان اشتباه را در برابر هوش مصنوعی تکرار کنند. هر جا «اسلاپ» هست، پول هم هست.

گزارش حاضر در نسخه October 18th 2025 نشریه The Economist منتشر شده است.

اسلاپونومیکس؛ چه کسانی در سیل محتوای هرز هوش مصنوعی برنده می‌شوند و چه کسانی می‌بازند؟

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]