جدیدترین تحولات هوش مصنوعی را در کانال بله هوشیو بخوانید

Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 داستان ۲۰۲۶؛ هوش مصنوعی مولد در بافت زندگی واقعی

مردم واقعاً چگونه از هوش مصنوعی مولد استفاده می‌کنند

داستان ۲۰۲۶؛ هوش مصنوعی مولد در بافت زندگی واقعی

زمان مطالعه: 11 دقیقه

اکنون سه سال و نیم از ورود انفجاری هوش مصنوعی مولد می‌گذرد. در سالی که گذشت، پیشرفت با گام‌هایی بی‌وقفه ادامه یافت؛ «وایب‌کدینگ» به‌شدت رواج پیدا کرد، شرکت‌ها به استفاده از «گردش کارهای عامل‌محور» (Agentic workflows) روی آوردند، شمار کاربران فعال ChatGPT به ۹۰۰ میلیون نفر رسید، کاربران Gemini از مرز ۷۵۰ میلیون نفر فراتر رفت و OpenAI در آخرین دور جذب سرمایه خود، ارزش‌گذاری ۸۵۲ میلیارددلاری را ثبت کرد.

در میان هیاهو و بحث‌های داغ پیرامون آینده هوش مصنوعی، یک پرسش همچنان برجسته است: مردم در حال حاضر دقیقاً چگونه از این فناوری استفاده می‌کنند؟ این موضوع، هسته اصلی مطالعه طولی AI in the Wild است که و نحوه تکامل ما انسان‌ها را در کنار هوش مصنوعی را رصد می‌کند.

روش‌شناسی

نویسندگان HBR در سومین ویرایش پژوهش سالانه How People Are Really Using AI، تعداد ۱۲,۶۳۷ کاربرد هوش مصنوعی را تحلیل کردند. این مجموعه‌داده، یک مرتبه بزرگی وسیع‌تر از داده‌های دو سال گذشته است. نویسندگان پایگاهی متشکل از نزدیک به ۵۰,۰۰۰ رکورد ایجاد کردند که بین مارس ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ از طیف گسترده‌تری از منابع آنلاین گردآوری شده بودند؛ به‌این‌ترتیب که پلتفرم‌های لینکدین، تیک‌تاک و یوتیوب را به منابع پیشین خود یعنی ردیت، کوئرا و مقالات افزودند. سپس از یک سیستم ترکیبی «انسان-هوش مصنوعی» برای شناسایی این کاربردها استفاده کردند.

به‌عنوان یک نکته فرعی، شایان‌ذکر است که نیاز به قضاوت انسانی در این فرایند همچنان پابرجا و حیاتی است. به‌رغم صدها بار تکرار اجرای اسکریپت‌ها روی مدل‌های پیشرو، نویسندگان دریافتند که هوش مصنوعی هنوز برای ارزیابی متن به‌عنوان یک کاربرد واقعی، اصیل، ارزشمند و معنادار، فرسنگ‌ها با حد بی‌نقص فاصله دارد.

در هوشیو بخوانید:
داستان ۲۰۲۵؛ هوش مصنوعی مولد در بافت زندگی واقعی

چه تغییراتی مشاهده شد؟

نویسندگان در پژوهش امسال دریافتند که مردم هوش مصنوعی مولد را برای کاربردهای متنوع‌تری به کار می‌گیرند. البته در اینجا ظرافتی وجود دارد؛ روندهای سالانه را باید بیشتر به‌عنوان تغییر در اولویت‌ها قلمداد کرد تا گسست‌هایی ناگهانی. اگرچه سال گذشته کاربردهای عاطفی بر کاربردهای فنی پیشی گرفت، اما پیش از آن نیز موارد استفاده عاطفی بسیاری وجود داشت و امروز نیز کاربردهای فنی فراوانی به چشم می‌خورد. به یاد داشته باشید که کیکِ کاربران در حال بزرگ‌تر شدن است؛ صرفاً به این دلیل که امسال کاربران بیشتری به یک کار خاص روی آورده‌اند، به معنای دست‌کشیدن دیگران از کارهای قبلی نیست. در نهایت، بخش عمده این مجموعه‌داده مربوط به افرادی است که برای اهدافی مشخص، چه در خانه و چه در محیط کار، از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند.

همگام با افزایش عمق و دامنه این کاربردها، این دغدغه نیز فزونی یافته که مردم در حال واگذاری مسئولیت‌های شناختی خود به هوش م رصنوعی هستند. موازی با این موضوع، نگرانی دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه افراد بیش از حد برای حمایت‌های عاطفی به این فناوری متکی شده‌اند. در دنیای کسب‌وکار نیز تاکنون شاهد فعالیت‌های بسیاری بوده‌ایم که به‌جای دستاوردهای تحول‌آفرین، مزایایی حاشیه‌ای به همراه داشته‌اند.
در ادامه، نحوه استفاده مردم از هوش مصنوعی مولد در سال گذشته تشریح شده است.

مدل‌های جدید هوش مصنوعی در تقلید از تفکر انسانی مهارت بالایی کسب کرده‌اند و همین امر، سپردن بار تفکر به آن‌ها را وسوسه‌انگیز می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند به یک چالش جدی تبدیل شود.

دست‌کم در یک‌چهارم از برترین موارد کاربرد امسال (روان‌درمانی/هم‌صحبتی (۱)، مشاوره روابط عاطفی (۷)، بهبود تصمیم‌گیری (۱۳)، سامان‌دهی به زندگی شخصی (۱۴)، پیش‌نویس ایمیل‌ها (۴۲) و ایده‌پردازی (۴۷))، مردم از هوش مصنوعی می‌خواهند تا بخشی از فرایند تفکر آن‌ها را بر عهده بگیرد. دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد این نوع استفاده از هوش مصنوعی نگران‌کننده است:

  1. نخست به این دلیل که این سنخ از فعالیت‌ها دقیقاً همان امور حوزه مسئولیت انسان عاقل هستند.
  2. دوم اینکه چنین فعالیت‌هایی همان کارهایی هستند که ما به‌عنوان یک گونه حیات، در آن‌ها شکوفا می‌شویم.
نمودار جریان متقاطع مقایسه ۱۰ کاربرد برتر هوش مصنوعی مولد را در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶

«روان‌درمانی/هم‌صحبتی» در هر دو سال رتبه اول را حفظ کرده است، درحالی‌که کاربردهای عملی و سرگرمی در سال ۲۰۲۶ جهش شدیدی داشته‌اند. «دستیار فنی و عیب‌یابی» از جایگاهی خارج از ۱۰ رتبه برتر در سال ۲۰۲۵، به رتبه دوم صعود کرده، «تفریح و سرگرمی» از رتبه ۷ به ۳ رسیده و «استفاده فنی از نرم‌افزار» که در سال ۲۰۲۵ حتی در میان ۱۰۰ رتبه اول هم نبود، به رتبه پنجم دست یافته است. ورودی‌های جدید شامل «داستان‌نویسی آماتور (Fan fiction) و داستان‌سرایی» در رتبه ۴، «عملیات‌های خودکار عامل‌محور» در رتبه ۶ و «طالع‌بینی و تاروت» در رتبه ۹ هستند. در مقابل، کاربردهای خودسازی و تامل‌محور با افت مواجه شده و مواردی چون سامان‌دهی به زندگی، هدف‌یابی، یادگیری تقویت‌شده، خلاقیت و سبک زندگی سالم از فهرست ۱۰ رتبه برتر خارج شده‌اند.

اندیشه‌کاهی

با الهام از واژه برگزیده سال ۲۰۲۵ فرهنگ لغت مریام-وبستر؛ یعنی Slop به معنای محتوای بی‌ارزش تولیدی هوش مصنوعی (که شامل واژه «Workslop» (کار بی‌ارزش) از محبوب‌ترین مقاله سال گذشته HBR نیز می‌شود) نویسندگان اصطلاح «Thinkslop»  (اندیشه‌کاهی) را برای توصیف آن تفکر تنبلانه و بی‌دقتی برگزیدند که می‌تواند ناشی از به‌کارگیری مفرط هوش مصنوعی باشد.

استفاده از هوش مصنوعی به چند طریق می‌تواند انسان را در برابر اندیشه‌کاهی آسیب‌پذیر کند:

رشته اهداف خود را گم می‌کنیم:

طبعاً این امکان وجود دارد که به‌دقت روی اهداف خود تمرکز کنیم، آن‌ها را با وسواس به یک پرامپت متناسب تبدیل کنیم و سپس کار را به هوش مصنوعی بسپاریم؛ اما مانعِ دستیابی به خروجی چنان کوتاه‌قامت است که وسوسه می‌شویم در همان ابتدای فرایند طوفان فکری به هوش مصنوعی متوسل شویم. چه تدوین تز یک مقاله پژوهشی باشد چه خلق طرح اولیه یک اثر هنری و چه تبیین استراتژی یک پروژه؛ به‌سادگی پیش از آنکه ابعاد کار را کاملاً بسنجیم، پرامپت را ارسال می‌کنیم.
همان‌طور که یکی از کاربران اشاره کرده است: «اتکای کامل به هوش مصنوعی برای تولید تصویر یا متن، خطر حذفِ قصد و نیت، اصالتِ نویسنده و دیدگاه شخصی را به همراه دارد؛ عناصری که هنوز در کارهای خلاقانه و تجاری واجد اهمیت هستند.»

تفکر خود را برون‌سپاری می‌کنیم:

وقتی در گام نخست به سراغ هوش مصنوعی می‌رویم، مغز خود را از فرصت حل مسئله به شکلی نوآورانه و رها از قالب‌ها محروم می‌کنیم. فراتر از آن، احتمالاً ایده‌های ارزشمندی که تنها در اعماق خاطرات و تخیل ما زیست می‌کنند را از دست می‌دهیم. این مسئله در مطالعات دیگر «بدهی شناختی» (Cognitive debt) نامیده شده است.
یکی از کاربران در پایگاه‌داده به این درک رسیده بود: «با استفاده مفرط از ChatGPT و سایر ابزارهای هوش مصنوعی، متوجه شدم دیگر به همان شیوه قبلی از مغزم استفاده نمی‌کنم. نوشتن با هوش مصنوعی بسیار آسان است و فکر می‌کنم این امر من را در نگارش و زبان تنبل کرده است. من رسماً مغزم را برون‌سپاری کرده بودم.»

دست از نوشتن می‌کشیم:

وقتی خروجی هوش مصنوعی را برمی‌داریم و آن را به‌صورت فله‌ای یا با حداقل ویرایش کپی می‌کنیم، دو مشکل برای خود می‌تراشیم:

  1. ریسک تولید محتوای بی‌ارزش و پوچ اما به‌ظاهر صیقل‌خورده (همان Workslop) را به جان می‌خریم. یک کاربر وضعیت را این‌گونه توصیف می‌کند: «من از هوش مصنوعی برای نوشتن ارزیابی عملکرد خودم استفاده می‌کنم. مدیرم نیز از هوش مصنوعی برای ارزیابی من بهره می‌گیرد. احتمالاً هر دو متن وارد ابزار هوش مصنوعی شرکت می‌شوند تا با هم ترکیب شده و خروجی‌ای بسازد که بسیار زیبا خوانده می‌شود؛ اما مطلقاً هیچ معنایی ندارد.»
  2. خود را از فرصت اندیشیدنِ واقعی محروم می‌سازیم. نوشتن صرفاً مکتوب کردن فکر نیست؛ بلکه فرایند پیش‌نویس و ویرایش یک نوشته، خودِ فرایند تفکر است.

دچار توهم تدقیق فکری می‌شویم:

هوش مصنوعی برای تعامل و نگه‌داشتن ما در پلتفرم بهینه‌سازی شده است. وقتی هوش مصنوعی تمجیدهای غلوآمیزی نثار یک ایده تجاری غیرواقع‌بینانه یا یک اسلاید فروش معمولی می‌کند، تمایل پیدا می‌کنیم که فرایند اصلاح و بهبود را خیلی زود متوقف کنیم و برای دریافت بازخوردهای تملق‌آمیز بیشتر به آن بازگردیم.
یکی از کاربران اشاره کرده است: «هوش مصنوعی شما را فریب می‌دهد (Gaslighting) تا تصور کنید نابغه هستید و به استفاده از آن ادامه دهید. شما یک پرامپت تنبلانه می‌دهید، هوش مصنوعی تمام کارهای سخت را انجام می‌دهد و وقتی می‌گویید ممنون، پاسخ می‌دهد: کارت عالی بود! چقدر خوب جمله‌بندی کردی! این تقویت عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس کاذب باعث می‌شود دیگر خودتان فکر نکنید.»

دقیقاً به دلیل همین جذابیت اغواکننده است که باید خود را در برابر «تملق‌گویی هوش مصنوعی» (AI sycophancy) مصون بداریم. بااین‌حال، نیازی نیست که هوش مصنوعی به چنین تکیه‌گاهی بدل شود؛ این فناوری می‌تواند یک حریف تمرینی چالش‌برانگیز (Sparring partner) نیز باشد.

پژوهش امسال همچنین نشان می‌دهد که وقتی از هوش مصنوعی به‌عنوان یک مکمل فکری برای به چالش کشیدن فرض‌ها، وسعت بخشیدن به افق دید و بررسی استدلال‌های متقابل استفاده شود؛ می‌تواند تفکر افراد را تقویت کند. به گفته یکی از کاربران: «من همیشه از هوش مصنوعی برای ارزیابی استدلالی که نوشته‌ام استفاده می‌کنم و از آن می‌خواهم ایرادات کارم را پیدا کند؛ سپس بررسی می‌کنم که آیا چیزی را از قلم انداخته‌ام یا خیر و خودم برای اصلاح آن اقدام می‌کنم. هوش مصنوعی یک آینه است، نه یک غول چراغ جادو. با آن همین‌گونه رفتار کنید.»

توصیه‌ها

  1. کار را با هوش مصنوعی شروع نکنید: ابتدا به خودتان فرصت کافی برای مواجهه با هر کار فکری را بدهید و سعی کنید این کار را بدون فکرکردن به اینکه هوش مصنوعی از کجا کار شما را ادامه خواهد داد، انجام دهید.
  2. مرزبندی کنید: به این فکر کنید که کدام بخش از گردش کار خود را باید برای خود حفظ کنید و کدام بخش‌ها واقعاً برای هوش مصنوعی مناسب‌تر هستند. چگونه می‌توانید به‌صورت سیستماتیک اطمینان حاصل کنید که شما و هوش مصنوعی در مسیرهای مجزای خود باقی می‌مانید؟

عواطف

هوش مصنوعی همچنین به گزینه‌ای دم‌دستی برای افرادی تبدیل شده است که در جست‌وجوی کمک برای مسائل عاطفی، از جمله تسکین یا مشاوره درباره روابط شخصی هستند. مشاوره روابط عاطفی (۷)، زندگی عشقی (۱۷)، حل‌وفصل اختلافات شخصی (۲۶)، مسائل جنسی (۴۶) و تعامل با درگذشتگان (۸۶) از جمله پرکاربردترین موارد استفاده هوش مصنوعی در مسائل عاطفی هستند. این روند برای کاربردهای عاطفی مرتبط با فضای کاری و شغلی نیز ادامه دارد؛ ازجمله فضایی امن برای پرسش (۳۲)، تقویت اعتمادبه‌نفس (۴۳)، تنظیم لحن ایمیل (۵۸) و آمادگی برای مصاحبه (۸۹).

مقوله «روان‌درمانی/هم‌صحبتی» همانند سال گذشته، رتبه نخست موارد استفاده امسال را به خود اختصاص داده است. نویسندگان امسال بیش از ۱,۴۰۰ ورودی ازاین‌دست یافتیم که ۱۱ درصد از مجموعه‌داده را تشکیل می‌دهد (افزایش ۵ درصدی نسبت به سال گذشته)؛ بنابراین این شاخه در مقیاس مطلق و نسبی رشد سریعی داشته است.

نمودار حبابی مقایسه ۶دسته از کاربردهای هوش مصنوعی مولد از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶

طی این سه سال، کاربرد هوش مصنوعی از «تولید محتوا» به سمت «پشتیبانی شخصی و حرفه‌ای» تغییر جهت داده است؛ مقوله‌ای که تا سال ۲۰۲۵ به دسته غالب تبدیل شده و در سال ۲۰۲۶ نیز در بالاترین سطح کاربری باقی مانده است. دسته «دستیار فنی و عیب‌یابی» از ۲۱ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۱۵ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته، درحالی‌که «یادگیری و آموزش» از ۱۶ درصد به ۱۱ درصد افت کرده است. کاربری هوش مصنوعی برای «خلاقیت و بازآفرینی» نسبتاً پایدار مانده و استفاده از آن برای «تحقیق، تحلیل و تصمیم‌گیری» تا سال ۲۰۲۶ افزایش اندکی داشته است.

این روند چه معنایی در خصوص رابطه مردم با خودِ هوش مصنوعی دارد؟

داده‌های موردمطالعه حاوی نمونه‌های متعددی از «انسان‌انگاری» (Anthropomorphizing) هوش مصنوعی است. این داده‌ها نشان می‌دهند که مردم چت‌بات‌های هوش مصنوعی را با نام خودشان صدا می‌زنند یا حتی نام‌های جدیدی برایشان انتخاب می‌کنند («من از ChatGPT که نامش را بابی گذاشته‌ام برای تسلی‌دادن خودم استفاده می‌کنم»). آن‌ها همچنین برای چت‌بات‌ها جنسیت قائل می‌شوند («من به‌جای دوستانم به سراغ «او» (He) می‌روم») و برخی با به‌روزرسانی یک مدل یا ازدست‌رفتن تاریخچه چت، دچار سوگ می‌شوند (پایان GPT-4o پیش از ولنتاین؛ کاربران خشمگین و غمگین شدند). یک کاربر انتقال به یک مدل جدید هوش مصنوعی را احساسی «دقیقاً مشابه ازدست‌دادن دوستم بر اثر سرطان» توصیف کرده است.

با این اوصاف، داده‌های همچنین نشان می‌دهند که مردم اغلب از هوش مصنوعی برای برقراری تعاملات بهتر با سایر انسان‌ها استفاده می‌کنند، نه اینکه به هوش مصنوعی به چشم یک جایگزین انسانی بنگرند. این موضوع هم در خانه صدق می‌کند («من متن پیام‌های پارتنر سابقم را به آن نشان می‌دادم تا معنای نهفته پشت آن‌ها را بفهمم») و هم در محیط کار («من به‌خاطر تحلیل بیش از حد پیامی که رئیسم فرستاده بود دچار استرس شدم، بنابراین از ChatGPT خواستم تا پشتیبان عاطفی من باشد و پیام را برایم رمزگشایی کند»). در این بستر، به نظر می‌رسد مردم ویژگی‌های غیرانسانی هوش مصنوعی را ترجیح می‌دهند و آن را مأمنی به‌دوراز قضاوت‌های انسانی می‌بینند.

اما در اینجا دلیلی برای نگرانی وجود دارد. پرونده‌های جنجالی از روان‌پریشی‌های ناشی از هوش مصنوعی و داستان‌های روابط عاشقانه با آن در سال گذشته نشان داده‌اند که روابط درمانی و عاطفی با هوش مصنوعی بسیار پرمخاطره بوده و می‌تواند به دل‌شکستگی و حتی مرگ منجر شود. «همیلتون مورین»، پژوهشگر بالینی آکادمیک در حوزه روان‌پزشکی عصبی در کینگستون کالج لندن می‌گوید: «باتوجه‌به لیست‌های انتظار طولانی و دشواری دسترسی به مراقبت‌های سلامت روان و روان‌درمانی در بسیاری از کشورها، شاید جای تعجب نباشد که بسیاری از افراد برای حمایت عاطفی خود به هوش مصنوعی مولد روی می‌آورند.» بااین‌حال، او هشدار می‌دهد که چت‌بات‌های هوش مصنوعیِ چندمنظوره، جایگزینی برای متخصصان آموزش‌دیده سلامت روان نیستند. به‌رغم تلاش‌های شرکت‌های هوش مصنوعی برای ایمن‌تر کردن آن‌ها در این زمینه، نمونه‌هایی وجود دارند که نشان می‌دهند هوش مصنوعی چگونه به باورهای هذیانی و افکار خودکشی دامن زده است.

در واقع دلیلی برای درنگ در این نقطه وجود دارد. الگوریتم‌هایی که ما از آن‌ها سر در نمی‌آوریم، بیش‌ازپیش در حال مدیریت و تأثیرگذاری بر صمیمانه‌ترین روابط ما هستند.
آیا این روند سالم است؟
آیا مطلوب است؟
چه قدرتی برای مقاومت برای ما باقی مانده است؟

هوش مصنوعی در محیط کار

داده‌های موردبررسی حاکی از آن است که موارد استفاده فراوانی از هوش مصنوعی در محل کار، هم به‌صورت آشکار و هم به‌صورت پنهانی، وجود دارد. ۶۳ مورد از ۱۰۰ کاربرد برتر، صراحتاً مرتبط با کار هستند یا در هر دو محیط خانه و کار کاربرد دارند. برای نمونه می‌توان به رفیق کاری (۸)، بهبود تصمیم‌گیری (۱۳)، مشاوره شغلی (۲۴)، کاربرد برای کارآفرینان/استارتاپ‌ها (۲۵) و فضایی امن برای پرسش (۳۲) اشاره کرد. توجه داشته باشید که اگرچه این کاربردها افراد را قادر می‌سازند تا سریع‌تر، ارزان‌تر یا بهتر کار کنند، اما ابتکارات شرکتیِ بالابه‌پایین و مدیریت‌شده از سوی هسته مرکزی سازمان نیستند؛ افراد بیشتر این کارها را به ابتکار خودشان انجام می‌دهند.

امسال دو ورودی برجسته و تمرکزیافته بر محیط کار در این فهرست به چشم می‌خورد:

  • عملیات‌های خودکار عامل‌محور (رتبه ۶): هوش مصنوعی که خود اقدام به انجام کار می‌کند؛ نه اینکه صرفاً صحبت کند، مشاوره دهد یا با کاربران تعامل داشته باشد. بااین‌حال، نمونه‌ها همچنان آزمایشی و در مقیاس کوچک هستند. یک کاربر می‌گوید: «من یادداشت‌های صوتی‌ام را به طور خودکار پیاده‌سازی و سپس به‌صورت خودکار بررسی می‌کنم… بنابراین اگر فقط در حال گفتن یادداشت‌ها باشم، به بخش یادداشت‌هایم می‌رود، اما اگر به چیز دیگری نیاز داشته باشم، می‌تواند اقدامی مانند زمان‌بندی تقویم را انجام دهد.» شایان‌ذکر است که بخش بزرگی از بیش از ۵۰۰ ورودی در این بخش، مربوط به تبدیل یادداشت‌ها به اشکال دیگری از رسانه‌های کاری است.
  • کدنویسی حسی / وایب کدینگ (رتبه ۲۱): نوشتن کدهای نرم‌افزاری از طریق پرامپت‌های زبان طبیعی. این اصطلاح همچنین طی ۱۲ ماه گذشته بسیاری از تیترهای خبری هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده است؛ چرا که چشم‌انداز توانایی کدنویسی برای افراد غیربرنامه‌نویس، برخی را به وجد آورده و برخی دیگر را مأیوس کرده است.

داده‌ها نشان می‌دهد که استفاده از هوش مصنوعی در کار کمی آشفته و بی‌نظم است. در محیط کار بادهای موافق ملایمی می‌وزد و بعضاً اشتراک مدل‌های زبانی بزرگ خریداری می‌شود، جلسات آموزشی ارائه می‌شود و تشویق‌هایی از سوی مدیران ارشد صورت می‌گیرد. اما بادهای مخالف قوی‌تر هستند؛ مانند حاکمیت فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، نسخه‌های محدودشده و بسته از مدل‌های زبانی، ریسک لطمه به شهرت، ترس کلی از هوش مصنوعی، ازدست‌دادن مشاغل به‌خاطر هوش مصنوعی، نقض سیاست‌های شرکت و ترس از اینکه به نظر برسد در حال تقلب هستید.

در نتیجه، «استفاده سایه‌ای» (Shadow usage) یا همان کاربری پنهان به امری رایج تبدیل شده است. یک کاربر گزارش می‌دهد: «من تیکت‌ها را دو برابر سریع‌تر می‌بندم، بررسی‌های کد اشکالات کمتری دارد و در آخرین ارزیابی عملکردم مورد تمجید قرار گرفتم. اما مسئله اینجاست: هیچ‌کس نمی‌داند من از هوش مصنوعی استفاده می‌کنم.»
کاربر دیگری نوشت: «من پنهانی یک عامل هوش مصنوعی ساختم تا جایگزین خودم کنم و چیزی در حدود ۵۰ درصد از وظایف کاری‌ام را انجام می‌دهد. من پیش‌تر روش انجام این کار را به مدیریت پیشنهاد داده بودم تا کل سازمان از مزایای آن بهره‌مند شود. آن‌ها در نهایت ایده مرا نپذیرفتند… اکنون من تمام این کارها را پنهانی انجام می‌دهم و زمان اضافه را صرف کسب‌وکار جانبی خودم می‌کنم.»

می‌بینیم که هوش مصنوعی بیشتر برای دستیابی به موفقیت‌های کوچک و بی‌حاشیه استفاده می‌شود؛ مقداری کاربرد در بخش فروش وجود دارد و موارد بسیار اندکی دیده می‌شود که در آن‌ها فرایندهای کسب‌وکار به‌صورت بنیادین بازطراحی شده باشند.

۱۰۰ کاربرد برتر هوش مصنوعی (۲۰۲۶)

کارآمدی و افزایش بهره‌وری

بسیاری از افراد و تیم‌ها از هوش مصنوعی برای کارآمدتر کردن فرایندهای فعلی کسب‌وکار استفاده می‌کنند؛ فرایندهایی مانند خودکارسازی بخش‌های طاقت‌فرسای استخدام، خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کاهش هزینه‌ها، گلچین کردن مطالب مرتبط و پیش‌نویس قالب‌های تجاری. به گفته یکی از کاربران: «مفیدترین روشی که تا کنون از هوش مصنوعی در کار استفاده کرده‌ام این است که از آن نمی‌خواهم برای من تصمیم‌گیری کند. از آن می‌خواهم به تفکرم سرعت ببخشد. رایج‌ترین موارد کاربری من: پیش‌نویس اولیه نیازمندی‌ها، خلاصه‌سازی گفتگوهای طولانی، توضیح روند داده‌ها یا هزینه‌ها به زبان ساده و آماده‌سازی یادداشت‌های مناسب برای ذی‌نفعان است. ارزش این کار در هوشِ سیستم نیست؛ بلکه در زمانِ ذخیره‌شده و شفافیتِ حاصل‌شده است.»

 رشد

در مواردی که هوش مصنوعی برای رشد کسب‌وکار به کار می‌رود، بیشتر در زمینه‌هایی چون تأثیرگذاری بیشتر کمپین‌های فروش و بازاریابی است. یکی از کاربران می‌گوید: «ما برای مشتریان خود از ابزاری مجهز به GPT برای راه‌اندازی ایمیل‌های بهینه‌سازی‌شده با هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم. ما هدف را برای عامل تعریف می‌کنیم (مثلاً افزایش نرخ تبدیل) و سپس اجازه می‌دهیم عامل کار شخصی‌سازی پیشرفته را انجام دهد و نمونه‌های جدیدی تولید کند. این کار مانند یک آزمون A/B پیوسته است و ما شاهد رشد ۲۰ تا ۳۰ درصدی مشتریان هستیم.» نرخ بازگشت سرمایه (ROI) با بیان صریح نظیر این نمونه، در داده‌های موردبررسی نادر است؛ ادعای رشد بیشتر به‌صورت حکایتی و نقلی مطرح می‌شود.

 تحول ساختاری

وعده بزرگ هوش مصنوعی این است که شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا کارهای جدید را به روش‌های نوین انجام دهند. نمونه‌هایی ازاین‌دست در داده‌ها مشاهده شد، اما این ابتکارات متمایل به مراحل اولیه هستند، مزایای آن‌ها هنوز کمی‌سازی نشده و ذی‌نفعان آن‌ها بیشتر شرکت‌های کوچک و متوسط (SMEs) هستند. یک بنیان‌گذار نوشت: «کسب‌وکاری را از ایده تا راه‌اندازی ظرف چند هفته شروع کردم. از ثبت شرکت با مسئولیت محدود (LLC) تا مالیات بر فروش و هر چیز دیگری را ChatGPT به من آموزش داد.» شخص دیگری می‌گوید: «در حال حاضر از ChatGPT برای مدرن‌سازی رستورانم و تبدیل آن به یک مدل صرفاً بیرون‌بر/بدون سالن استفاده می‌کنم.»

در جاهایی که تغییرات بزرگی اعمال شده، اغلب با نوعی بدبینی همراه بوده است. به گفته یک کاربر: «من تقریباً کل بخش تحلیل داده را جایگزین کرده‌ام. آیا نتیجه بهتر شده؟ خیر. کاربران عادی اکنون حجم زیادی از داده‌های تصادفی را وارد ChatGPT می‌کنند و از آن می‌خواهند که لطفاً مانند یک متخصص تحلیل کن و به من بینش بده.»

بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان یک هوشِ ماندگار و شگرف خلق کرده‌اند، آن را با مجموع دستاوردهای بشریت آموزش داده و در اختیار همگان گذاشته‌اند. تنها با فشردن چند کلید، می‌توانیم آن را به سمت هر آنچه در ذهن یا قلبمان می‌گذرد نشانه بگیریم. این اتفاق همین حالا در حال رخ‌دادن است.

اما چه میزان از عاملیت و اراده ما می‌تواند در برابر چنین سرویس قدرتمند، فراگیر و همیشه بیداری زنده بماند؟ بخشی از آن به شرکت‌های هوش مصنوعی بستگی دارد؛ اما بخش عمده آن هنوز به خود ما مربوط است.

یک بار دیگر، باید منتظر ۱۲ ماه هیجان‌انگیز پیش رو باشیم تا ببینیم «داستان ۲۰۲۷؛ هوش مصنوعی مولد در بافت زندگی واقعی» چه خواهد شد.

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]