تقابل سیاستهای داخلی امریکا بر سر هوش مصنوعی
واکنش دوحزبی علیه هوش مصنوعی در آمریکا
«اکنون اغلب آمریکاییها میدانند که هوش مصنوعی میتواند هم تحولآفرین باشد و هم خطرناک. آنها در این مورد دچار سردرگمی نیستند.» این را «الکس بورس» دانشمند علوم رایانه و نماینده مجلس ایالتی نیویورک میگوید. «آنچه مردم میخواهند بدانند این است که آیا اساساً کسی در دولت قرار است کاری درباره آن انجام دهد یا نه.» بورس نیز با همین وعده وارد رقابت انتخاباتی شد و تنظیمگری هوش مصنوعی را به محور اصلی کارزار خود برای ورود به کنگره در انتخابات مقدماتی شلوغ حزب دموکرات در نیویورک در ۲۳ ژوئن تبدیل کرد.
در واکنش به اقدامات وی، برخی از شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی تلاش کردند او را از صحنه خارج کنند. گروهی که با سرمایه غولهای فناوری تأمین مالی میشد، میلیونها دلار هزینه کرد تا او را شکست دهد. یکی از دلایل اصلی نیز حمایت بورس از نسخهای ملی از قانونی بود که خود در تدوین آن در ایالت نیویورک مشارکت داشت؛ قانونی که شرکتهای هوش مصنوعی را ملزم میکند حوادث نگرانکننده را افشا کنند و هیچ مدلی را که «ریسک غیرمنطقیِ ایجاد آسیبهای بحرانی» داشته باشد، عرضه نکنند. در مقابل، گروه دیگری که از سوی شرکتهای دیگر هوش مصنوعی تأمین مالی میشد، میلیونها دلار برای حمایت از او هزینه کرد؛ دقیقاً به این دلیل که خواهان وضع چارچوبهای حفاظتی در سطح ملی بود. در نهایت، بورس با اختلافی اندک رقابت را به «مایکا لاشر»، نامزد سنتیتر واگذار کرد؛ نامزدی که او نیز وعده داده بود در برابر شرکتهای فناوری خواهد ایستاد.
وقتی هوش مصنوعی به مسئلهای انتخاباتی تبدیل میشود
پرسش درباره اینکه هوش مصنوعی چگونه جامعه را دگرگون خواهد کرد، در کشوری که این فناوری بیش از هر جای دیگری پیشرفته است؛ به موضوعی بهشدت سیاسی و مناقشهبرانگیز تبدیل شده است. هم در میان جمهوریخواهان و هم دموکراتها، جناحهایی وجود دارند که از ظرفیتهای بالقوه هوش مصنوعی استقبال میکنند و درعینحال نگراناند که تنظیمگری شتابزده و ناکارآمد باعث شود مدلهای چینی که تنها چند ماه از رقبای آمریکایی عقبتر هستند، فاصله خود را جبران کنند. «دیوید ساکس» از جمله مشاوران دونالد ترامپ است که از توسعه هرچه سریعتر هوش مصنوعی حمایت میکند. همانطور که ماجرای بورس نشان داد، خود صنعت هوش مصنوعی نیز بهشدت دچار اختلافنظر است. اما رأیدهندگان چنین نیستند.

بر اساس نظرسنجی مؤسسه YouGov، سهچهارم آمریکاییها معتقدند هوش مصنوعی باید تحت مقررات سختگیرانهتری قرار گیرد و میزان حمایت جمهوریخواهان از این موضوع تقریباً همسطح دموکراتهاست. همچنین، مطابق نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew، نزدیک به دوسوم آمریکاییها معتقدند توسعه این فناوری بیش از حد سریع پیش میرود، درحالیکه تنها ۲ درصد گفتهاند سرعت پیشرفت آن «بیش از حد کند» است. سیاستگذاری هنوز نتوانسته خود را با سرعت تحولات این حوزه هماهنگ کند.
افکار عمومی از سیاستمداران جلوتر است
هواداران هر دو حزب نگراناند که هوش مصنوعی زندگی مردم، فرصتهای شغلی و حتی آینده روابط عاطفی فرزندانشان را دگرگون کند. بر اساس نظرسنجی YouGov، در حدود ۴۵ درصد از پاسخدهندگان گفتهاند که «تا حدی» یا «بسیار زیاد» نگران این مسئله هستند که هوش مصنوعی در نهایت به انقراض بشر منجر شود. همچنین ۶۵ درصد نیز معتقدند این فناوری تعداد فرصتهای شغلی موجود در آمریکا را کاهش خواهد داد؛ این نگرانی در میان دموکراتها ۷۴ درصد و در میان جمهوریخواهان ۵۶ درصد است. افزون بر این، بیش از ۷۰ درصد مردم از تشدید مشکلات سلامت روان و تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست شرکتهای بزرگ فناوری ابراز نگرانی کردهاند.
شدت این نگرانیها، آمریکاییها را از سایر کشورها متمایز میکند. نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew در سال گذشته نشان داد که مردم آمریکا نسبت به هوش مصنوعی بدبینتر از شهروندان هر یک از ۲۴ کشور دیگر مورد بررسی هستند. نظرسنجی جدیدتر YouGov نیز نشان میدهد که ۶۱ درصد آمریکاییها معتقدند هوش مصنوعی «تأثیر بسیار زیادی» بر جامعه خواهد گذاشت، درحالیکه تنها ۵ درصد بر این باورند که تأثیر آن «اندک» یا «تقریباً هیچ» خواهد بود.
با وجود تمام وعدههایی که درباره افزایش ثروت، تولید داروهای جدید و سایر دستاوردهای بالقوه این فناوری مطرح میشود، آمریکاییها همچنان معتقدند پیامدهای منفی هوش مصنوعی بر آثار مثبت آن غلبه خواهد داشت؛ ۴۶ درصد این دیدگاه را دارند، درحالیکه تنها ۳۱ درصد ارزیابی مثبتی از آینده آن ارائه میکنند. دموکراتها فقط اندکی بدبینتر از جمهوریخواهان هستند.
برای جناح مترقی چپ، هوش مصنوعی مجموعهای از نگرانیهای ناخوشایند را در خود جای داده است. آنها بیم دارند که این فناوری مشاغل اتحادیههای کارگری را از بین ببرد، با ساخت مراکز داده در نزدیکی محل زندگی خود مخالفت میکنند و نسبت به توسعه آنها رویکردی شبیه جنبشهای «نه در حیاطخلوت من» (NIMBY) دارند، میلیاردرها را دوست ندارند و اگر صحبت به تریلیونر همپیمان ترامپ، یعنی ایلان ماسک برسد که قصد دارد مرکز داده فضایی بسازد، مخالفتشان دوچندان میشود.
«مالکوم کنیاتا»، نایبرئیس کمیته ملی حزب دموکرات میگوید: «غولهای فناوری امروز بسیار بدتر از سرمایهداران راهآهن یا زغالسنگ در دوران گتسبی بزرگ هستند.» «ایگور ولسکی» از گروه فشار «مالیات بر میلیاردرهای حریص» نیز میگوید: «با توسعه هوش مصنوعی، گروه کوچکی از مردان بسیار ثروتمند عمدتاً سفیدپوست، در تلاشاند آینده جوامع، جامعه و اقتصاد ما را تعیین کنند.»
مترقیها همچنین نگران تأثیر هوش مصنوعی بر روابط انسانی هستند. «موریس میچل»، رهبر حزب چپگرای Working Families Party که از دموکراتهایی مانند «زهران ممدانی»، شهردار نیویورک حمایت میکند میگوید: «من فرزندی دهساله دارم و نگرانم که خیلی زود فرزندم با یک چتبات هوش مصنوعی وارد رابطه شود.» او یادآور میشود که در نبود مقررات، برخی ابزارهای هوش مصنوعی «بهگونهای بازاریابی میشوند که گویی میتوانند جایگزین رواندرمانگران واقعی یا حتی دوستان واقعی شوند.»
چپ و راست؛ رقیب در سیاست، همنظر در نگرانی
بخشی از این نگرانیهای جناح چپ، در میان برخی چهرههای راستگرا نیز دیده میشود. «جاش هاولی»، سناتور جمهوریخواه از جمله جدیترین منتقدان این فناوری است و میگوید: «واکنش منفی رأیدهندگان هر روز بیشتر میشود.» به باور او، هوش مصنوعی میتواند ۴۰ تا ۵۰ درصد مشاغل دفتری سطح ابتدایی را دچار اختلال کند و سپس به سراغ مشاغل یدی نیز برود. هاولی معتقد است استفاده از هوش مصنوعی برای ایمنتر کردن رانندگی کامیونها قابلقبول است، اما کامیونهای خودران باید ممنوع شوند. از این منظر، او با اتحادیههای کارگری همنظر است. به گزارش Axios، او در دیدار ۱۶ ژوئن با اتحادیه Teamsters شرکتهای بزرگ را متهم کرد که «قطبنمای اخلاقی خود را ازدستدادهاند». او به اکونومیست گفت اگر هوش مصنوعی ثروت را فقط برای گروهی اندک تولید کند و دیگران را به حاشیه براند، «فکر نمیکنم بتوان دموکراسی را حفظ کرد.»

هاولی نیز مانند همتایان خود در جناح چپ، نگران پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی است. او میگوید جوانان بیش از حد به صفحهنمایش وابسته شدهاند و از ازدواج و فرزندآوری فاصله میگیرند و هوش مصنوعی «این روندها را شتاب خواهد بخشید». او نگرانی دیگری نیز دارد که ریشه در باورهای مذهبیاش دارد؛ اینکه ثروتمندانی که کنترل هوش مصنوعی را در دست دارند، خواهند کوشید با اتکا به فناوری خود را به ابرانسان تبدیل کنند و شاید حتی بخواهند «برای همیشه در فضای ابری زندگی کنند». مخالفت شدید هاولیِ پروتستان با این ایده، او را به مواضع پاپ نزدیک میکند؛ پاپ نیز اخیراً هشدار داده بود که «ترابشریتگرایی» (Transhumanism) ممکن است نخبگان فناور را به این باور برساند که برخی انسانها نسبت به دیگران «ارزش کمتری» دارند.
در هوشیو بخوانید:
تحلیل اکونومیست از هشدار پاپ نسبت به هوش مصنوعی
در عرصه عملی، مخالفت با هوش مصنوعی عمدتاً به شکل مقاومت در برابر احداث مراکز داده بروز پیدا کرده است؛ مراکزی که متهم به مصرف برق بیش از اندازه هستند. تاکنون در دستکم ۱۰ ایالت آمریکا، لوایحی برای توقف ساخت این مراکز پیشنهاد شده است. بااینحال، «برندن اشتاینهاوزر» جمهوریخواه و رئیس گروه لابی Alliance for Secure AI میگوید: «مخالفت با مراکز داده فقط درباره انرژی، آب، کاربری زمین یا آلودگی صوتی نیست؛ بلکه درباره تأثیر هوش مصنوعی بر جامعه نیز هست.» او میافزاید: «ذهنیت شتابگرایانه یا همان رویکرد let them cook نسبت به یک سال قبل نفوذ بسیار کمتری دارد. مردم میخواهند سرعت توسعه را کاهش دهند و این فناوری را بهدرستی پیش ببرند.»
قانونگذاری از هوش مصنوعی عقب مانده است
اما اینکه «سیاستگذاری درست» در حوزه هوش مصنوعی در عمل دقیقاً چه معنایی دارد، هنوز روشن نیست. فناوری و سیاست با سرعتهایی کاملاً متفاوت حرکت میکنند؛ در مدتی که کنگره صرف تعیین زمان یک جلسه استماع میکند، ممکن است یک مدل جدید هوش مصنوعی متولد شود. تاکنون دهها لایحه درباره هوش مصنوعی تدوین شده که برخی از آنها صدها صفحه حجم دارند و موضوعاتی از تشدید الزامات ایمنی تا محدودیتهای سختگیرانهتر برای نظارت را در بر میگیرند. بااینحال، هنوز هیچ قانون مهمی به تصویب نرسیده است.
رئیسجمهور میتواند سریعتر اقدام کند، اما عملکرد او نیز یکدست نبوده است. سال گذشته، دولت ترامپ از طریق فرمانهای اجرایی و ابتکارهای قانونگذاری تلاش کرد مقررات ایالتی مرتبط با هوش مصنوعی را بیاثر کند. چارچوب قانونگذاری هوش مصنوعی کاخ سفید که در ماه مارس منتشر شد، رویکردی نسبتاً سهلگیرانه داشت. اما تنها سه ماه بعد، ترامپ سیاستی بسیار سختگیرانه در پیش گرفت و دسترسی اتباع خارجی به قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی را ممنوع کرد؛ اقدامی که باعث شد شرکت Anthropic دسترسی به این مدلها را برای همه کاربران متوقف کند.

آیا هوش مصنوعی به مسئله اصلی انتخابات آمریکا تبدیل میشود؟
آمریکا به سیاستگذاری منسجمتری نیاز دارد. رسیدگی به پیامدهای بلندمدت احتمالی هوش مصنوعی از جمله بیکاری گسترده یا افزایش شدید نابرابری، مستلزم همراهی همزمان کنگره و رئیسجمهور خواهد بود. شاید بتوان در برخی حوزهها به اجماع رسید. «برنی سندرز»، سناتور چپگرا پیشنهاد میکند ۵۰ درصد سهام شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی مصادره و میان مردم عادی توزیع شود. ترامپ نیز معتقد است مردم باید در شرکتهای هوش مصنوعی سهم داشته باشند، هرچند توضیح روشنی درباره نحوه تحقق این ایده ارائه نمیکند. الگویی که بخشی از سود آینده شرکتهای فناوری را به رأیدهندگان اختصاص دهد، میتواند از حمایت هر دو حزب برخوردار شود. اگر این شرکتها بهاندازهای که حامیانشان پیشبینی میکنند قدرتمند شوند، فشار سیاسی برای بازتوزیع ثروت نیز ممکن است به سطحی برسد که دیگر نتوان در برابر آن مقاومت کرد.
در هوشیو بخوانید:
چگونه سود کلان هوش مصنوعی را توزیع کنیم؟
بااینحال، جزئیات چنین سیاستهایی محل اختلاف خواهد بود. بسیاری از چپگرایان و همچنین شمار قابلتوجهی از فعالان سیلیکونولی از ایده «درآمد پایه همگانی» (Universal Basic Income) حمایت میکنند، اما بسیاری از محافظهکاران معتقدند چنین سیاستی انگیزه مردم برای کارکردن را از بین میبرد. هاولی میگوید: «من از درآمد پایه همگانی متنفرم، چون در نهایت یعنی دولت به مردم پول بدهد تا کار نکنند و این استقلال آنها را از بین میبرد.»
با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای، آمریکا با وضعیتی روبهرو است که شاید در تاریخ معاصر خود نمونه مشابهی نداشته باشد. موضوعی که احتمالاً بیش از هر مسئله دیگری رأیدهندگان را نگران کرده، همان موضوعی است که هیچیک از دو حزب هنوز برنامهای منسجم برای آن ارائه نکردهاند. انتظار میرود این وضعیت تا پیش از انتخابات نوامبر تغییر کند. اگر استراتژیستهای دو حزب برای یافتن ایدههای تازه درمانده باشند، ابزار جدیدی در اختیار دارند که شاید بتواند به آنها کمک کند.
گزارش حاضر در نسخه June 27th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.