درسهای از تاریخچه تعامل در شرایط بحران برای هوش مصنوعی
در صورت بروز بحران هوش مصنوعی، آیا چین تلفن آمریکا را جواب خواهد داد؟
آمریکاییها خواهان یک خط تماس اضطراری در شرایط وقوع یک بحران هوش مصنوعی هستند، اما چینیها در گذشته چندان روی خوشی به آن نشان ندادهاند.
در همان روزی که یک جنگنده آمریکایی در سال ۲۰۲۳ یک بالن جاسوسی چینی را سرنگون کرد، مقامهای پنتاگون تلاش کردند از خط تماس نظامی با چین استفاده کنند. «لوید آستین»، وزیر دفاع وقت آمریکا میخواست مستقیماً با «وی فنگهه»، همتای چینی خود گفتوگو کند تا از تشدید تنش جلوگیری شود. اما یک مشکل وجود داشت. ژنرال وی حاضر نشد تماس را پاسخ دهد. یک سخنگوی ارتش چین گفت آمریکا «فضای مناسب برای گفتوگو را ایجاد نکرده است». این نخستینبار هم نبود که چین از پاسخدادن به خط تماس خودداری میکرد. «کورت کمپبل» در سال ۲۰۲۱، زمانی که ارشدترین مقام امور آسیا در کاخ سفید بود به یاد میآورد که این خط تماس «ساعتها و ساعتها در اتاقی خالی زنگ میخورد.»
آیا یک خط تماس اضطراری برای بحرانهای مرتبط با هوش مصنوعی عملکرد بهتری خواهد داشت؟ دولت ترامپ ظاهراً چنین اعتقادی دارد. یکی از معدود نتایج دیدار شی جینپینگ و دونالد ترامپ در واشنگتن در ۲۴ سپتامبر، توافق برای ایجاد یک «کانال ارتباطی» دوجانبه درباره حوادث مرتبط با هوش مصنوعی بود. دو طرف همچنین توافق کردند دور دوم گفتوگوهای ازسرگرفتهشده هوش مصنوعی را تا ماه نوامبر برگزار کنند؛ زمانی که قرار است آقای شی و آقای ترامپ بار دیگر در چین با یکدیگر دیدار کنند. هیچیک از دو طرف جزئیاتی درباره نحوه عملکرد این کانال ارتباطی هوش مصنوعی ارائه نکردهاند. اما مقامهای آمریکایی که پیشنهاددهنده این ایده بودند، آن را با خطوط تماس میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد مقایسه کردهاند.
با توجه به افزایش نگرانیها درباره اینکه مدلهای هوش مصنوعی ممکن است بشریت را نابود کنند، این ایده برای بسیاری منطقی به نظر میرسد. بااینحال، میان افرادی که تلاش کردهاند یک خط تماس با چین ایجاد کنند یا از چنین خطی استفاده کنند، این پیشنهاد اغلب با واکنشهایی از جنس چشمغرهرفتن مواجه میشود. «دنیل کریتنبرینک»، معاون پیشین رئیس سفارت آمریکا در پکن که در کاخ سفید و وزارت خارجه نیز بهعنوان یکی از مقامهای ارشد امور آسیا فعالیت کرده است میگوید: «تلاشهای زیادی برای باز نگهداشتن کانالهای ارتباطی انجام شده است. این خطوط تماس عمدتاً ناکارآمد بودهاند.» به گفته او، در زمان وقوع بحران، نظام چینی «معمولاً خاموش میشود.»
همکاری واقعی در حوزه هوش مصنوعی احتمالاً از دسترس چین و آمریکا خارج خواهد ماند
جنگ سرد درسهای ارزشمندی میدهد. پس از آنکه بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ تقریباً به یک جنگ هستهای منجر شد، خط تماس میان رهبران آمریکا و شوروی ایجاد شد. ایده اولیه این بود که رهبران دو کشور بتوانند بهسرعت و مستقیماً با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، نه از طریق پیامهای دیپلماتیکی که انتقال آنها ممکن بود ساعتها طول بکشد. اگرچه ارتباطات دیپلماتیک خیلی زود سرعت گرفت؛ خط تماس، فوریت و اهمیت بحران را منتقل میکرد و به ایجاد اعتماد کمک میکرد. البته این خط همیشه موجب کاهش تنشها نمیشد؛ دو طرف حتی از آن برای تهدید یکدیگر نیز استفاده میکردند. اما این خط تماس، در کنار سایر سازوکارهای ارتباطی، به جلوگیری از یک آرماگدون و آخرالزمان هستهای کمک کرد.
تلاشهای آمریکا برای ایجاد سازوکاری مشابه با چین، از همان ابتدا با مشکل مواجه بود. یک خط تماس ریاستجمهوری در سال ۱۹۹۸ و در واکنش به بحرانی ایجاد شد که دو سال پیش از آن رخ داده بود؛ بحرانی که طی آن چین موشکهایی را به آبهای نزدیک تایوان شلیک کرد و آمریکا را واداشت دو ناو هواپیمابر به منطقه اعزام کند. بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۹۹ تلاش کرد پس از آنکه آمریکا به طور تصادفی سفارت چین در بلگراد، پایتخت صربستان را بمباران کرد، از این خط تماس استفاده کند. اما همتای او، «جیانگ زمین» به مدت یک هفته از پاسخدادن به تماس خودداری کرد. دو سال بعد نیز مقامهای آمریکایی پس از آنکه یک هواپیمای جاسوسی آمریکا با یک جنگنده چینی برخورد کرد و مجبور شد در یک پایگاه هوایی نظامی در هاینان، جزیرهای در جنوب چین، فرود بیاید، به مدت ۱۲ ساعت برای برقراری ارتباط با هر مقام چینی در دولت این کشور با مشکل مواجه شدند.

یکی از نتایجی که آمریکا از این تجربه گرفت این بود که به یک خط تماس با فرماندهان نظامی چین نیز نیاز دارد. این خط در سال ۲۰۰۸ راهاندازی شد و امکان برقراری تماسهای صوتی رمزگذاریشده میان دفتر وزیر دفاع آمریکا در پنتاگون و ژونگنانهای، مجموعه محل استقرار رهبران چین در پکن را فراهم میکرد و به وزارت دفاع چین نیز متصل بود.
بااینحال، تماسها باید ۴۸ ساعت زودتر هماهنگ میشدند. خیلی زود مشخص شد که رویکرد چین به مدیریت بحران تغییر نکرده است. در سال ۲۰۰۹، کشتیهای نیروی دریایی و نیروهای انتظامی چین یک کشتی آمریکاییِ پایش اقیانوسی را در دریای چین جنوبی محاصره کردند. تماسهای آمریکا از طریق خط تماس بیپاسخ ماند.
این حوادث الگویی مشخص را آشکار میکنند. به نظر میرسد چین تمایلی به برداشتن تلفن ندارد، زیرا میخواهد زمان کافی برای جمعآوری اطلاعات و تدوین پاسخ داشته باشد. اما چین اغلب در بهتعویقانداختن امور نیز مزیتی میبیند، زیرا این کار اهرم فشار بیشتری در برابر آمریکاییها در اختیارش قرار میدهد؛ آمریکاییهایی که معمولاً میخواهند هر بحران را بهسرعت حلوفصل کنند. مانع دیگر این است که چین خود را طرف ضعیفتر میداند و تلاشهای آمریکا برای ایجاد سازوکارهای محدودکننده و حفاظتی را ترفندهایی برای محدودکردن فعالیتهای خود تلقی میکند. در مقابل، شوروی خود را از نظر نظامی همسطح آمریکا میدانست و در جلوگیری از جنگ هستهای منافع مشترکی با این کشور داشت.
بااینحال، همه پیشکسوتان دیپلماسی از طریق خط تماس با چین، بدبین نیستند. برخی میگویند خط تماس ریاستجمهوری در مذاکرات درباره موضوعات معمولتر، مانند سفر رهبران و همچنین هماهنگی واکنشها به مشکلاتی مانند بحران مالی جهانی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مفید بوده است. خط تماس نظامی نیز زمانی که چین نگران بود آمریکا در حوالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ قصد حمله به این کشور را داشته باشد، مؤثر واقع شد. برخی حامیان خط تماس نیز میگویند چین اکنون نگرانیهای کافی درباره ایمنی هوش مصنوعی دارد که واقعاً به تبادل اطلاعات با آمریکا علاقهمند باشد؛ دستکم در ابتدا، با تمرکز بر موضوعات مورد نگرانی مشترک، مانند مدلهای هوش مصنوعی خودمختار و انسانهای مخربی که ارتباطی با دولتها ندارند.
بااینحال، برایآنکه یک خط تماس هوش مصنوعی در زمان بحران مؤثر باشد، باید از چند جهت با خطوط تماس موجود تفاوت داشته باشد. نخست اینکه این خط باید مبتنی بر متن باشد، نه یک ارتباط صوتی. «درو تامپسون»، پژوهشگر مستقر در سنگاپور که در زمان فعالیتش بهعنوان مقام پنتاگون به مذاکره برای ارتقای خط تماس نظامی کمک کرده است میگوید: «تلفن در مرحله ابتدایی یک بحران کار نمیکند.» به گفته او، این خط «در انتهای بحران کار میکند؛ پس از آنکه طرف چینی فرصت برگزاری یک جلسه کمیته را پیدا کرده باشد». او استفاده از فکس را ترجیح میدهد. این روش به هر دو طرف زمان میدهد محتوای پیام را بررسی کنند و برای پاسخ آماده شوند. همچنین مشکل برنامهریزی برای گفتوگوهای زنده را از میان میبرد و خطر ترجمههای نادرست یا سوءتفاهمهای ناشی از نحوه بیان و لحن را کاهش میدهد.

ارتباطات مکتوب امکان مواجهه با تغییرات ناگهانی در ترکیب نیروهای انسانی را نیز فراهم میکنند. به گفته یکی از مشاوران دولت چین، این موضوع اکنون اهمیت ویژهای دارد، زیرا شی جینپینگ اخیراً پاکسازی گستردهای را در میان فرماندهی عالی ارتش این کشور انجام داده است.
به گفته «لوسی لو»، پژوهشگر سیاستگذاری هوش مصنوعی در Carnegie Endowment for International Peace، بهبود دیگر میتواند توافق بر سر آستانههایی باشد که استفاده از خط تماس را فعال میکنند. او همچنین پیشنهاد میکند یک کانال ارتباطی جداگانه ایجاد شود که افرادی متخصص در هوش مصنوعی در آن فعالیت کنند و برای تبادل معمول اطلاعات درباره حوادث جزئی و بهترین رویهها مورداستفاده قرار گیرد.
در دیدارهای اخیر، یکی از مدلهای بالقوهای که میان کارشناسان چینی و غربی هوش مصنوعی مورد بحث قرار گرفته، سازوکار منظم دیگری برای ارتباطات نظامی است که در سال ۱۹۹۸ ایجاد شد. بر اساس توافق مشورتی دریایی نظامی، افسران آمریکایی و چینی سالانه دو بار با یکدیگر دیدار کردهاند (بهجز دورههایی که چین تمام ارتباطات نظامی را تعلیق کرده است) تا درباره حوادث مرتبط با ایمنی هوایی و دریایی گفتوگو کنند؛ برخی از این موارد سپس از طریق خط تماس نظامی پیگیری میشوند.
مشخص نیست که آیا چین و آمریکا به مرحلهای رسیدهاند که درباره چنین جزئیاتی گفتوگو کنند یا خیر. آنها هنوز مشخص نکردهاند دقیقاً چه کسانی باید در گفتوگوهای ازسرگرفتهشده هوش مصنوعی مشارکت داشته باشند؛ گفتوگوهایی که در حال حاضر از سوی آمریکا توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری و از سوی چین توسط هه لیفنگ، یکی از معاونان نخستوزیر هدایت میشود. همچنین پیش از دیدار دوباره رهبران دو کشور در ماه نوامبر، آنها درگیر مذاکره درباره موضوعات دیگری خواهند بود؛ از جمله تمدید طولانیتر آتشبس تجاری.
بااینحال، اعلام ایجاد خط تماس هوش مصنوعی، در مجموع، گامی مثبت بود. اکنون آنها باید کاری کنند که این خط واقعاً کار کند.
گزارش حاضر در نسخه October 3rd 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.