کارکنان تازهکار باید مانند مدیران ارشد عمل کنند
چگونه میتوانید به فرزندتان کمک کنید تا در عصر هوش مصنوعی از رباتها پیشی بگیرند؟
فرزند شما در آستانه یک انقلاب صنعتی به چه مهارتهایی نیاز دارد؟ این همان پرسشی بود که «رابرت کمپبل» (Robert Campbell) در قرن هجدهم، ناخواسته تلاش کرد برای والدین ساکن لندن به آن پاسخ دهد. حالا مجدداً در عصر هوش مصنوعی نیز سؤال مشابهی مطرح میشود.
راهنمای او که در سال ۱۷۴۷ منتشر شد، توصیههای مفیدی درباره انتخاب دورههای کارآموزی داشت و در کنار آن، توصیهای ارائه میکرد که عمل به آن بهمراتب دشوارتر بود: «استعداد، خلقوخو و منش فرزندان خود را پرورش دهید.»
مهارت طراحی میتوانست یک کابینتساز معمولی را به استادی ماهر تبدیل کند. کسی هم که قصد داشت به حرفه پارچهفروشی لوکس وارد شود، یعنی معادل خریداران صنعت مد لوکس در آن دوران، «بههیچوجه نباید فردی دستوپاچلفتی و ناشی» میبود. این راهنما حتی توصیههایی برای دوری از «وسوسههای فراوانی که جوانان در این شهر بزرگ در معرض آن قرار دارند» ارائه میکرد؛ از جمله اینکه زنان صنعتگر میتوانستند درآمد خوبی داشته باشند، مشروط بر اینکه گرفتار مصرف نوشیدنی الکلی نشوند.
والدین امروزی دیگر مجبور نیستند با تب مصرف نوشیدنی الکلی در دهه ۱۷۴۰ دستوپنجه نرم کنند. بااینحال، بسیاری از آنها نگران تهدید بزرگتری برای آینده فرزندانشان هستند: هوش مصنوعی؛ فناوریای که ممکن است دنیای کار را با سرعتی بسیار بیشتر از موتور بخار متحول کند.

هیچکس دقیقاً نمیداند این تحول چگونه رخ خواهد داد و بسیاری از پیشبینیهای آخرالزمانی درباره آن، در خوشبینانهترین حالت زودهنگام بودهاند. برای نمونه، «جفری هینتون» (Geoffrey Hinton)، از پیشگامان بریتانیایی هوش مصنوعی در سال ۲۰۱۶ پیشبینی کرد که این فناوری ظرف پنج سال جایگزین متخصصان تصویربرداری پزشکی خواهد شد. اما برخلاف این پیشبینی، هوش مصنوعی تقاضا برای این متخصصان را افزایش داده است. پیشبینیهای دیگری نیز به نتیجه نرسیدهاند. «ایوان بلر» (Euan Blair)، مدیر شرکت آموزشی مولتیورس (Multiverse)، میگوید: «زمان زیادی از دورانی نمیگذرد که مردم میگفتند باید به همه مهندسی پرامپت آموزش دهیم. حالا این کار تقریباً بیفایده به نظر میرسد.»
مسیرهای شغلی متعارف همین حالا نیز در حال دگرگونی هستند. توصیه ساده «رو حسابدار شو» دیگر چندان مناسب به نظر نمیرسد؛ زیرا بخش بزرگی از وظایف این حرفه در حال خودکارسازی است و استخدام افراد در موقعیتهای شغلی سطح ورودی نسبت به سال گذشته ۲۹ درصد کاهش یافته است. در اقتصاد بریتانیا که بخش خدمات بر آن تسلط دارد، بسیاری از مشاغل دیگر در سطوح ابتدایی نیز در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، یک جوان یا والدینی که بیشازحد بر زندگی فرزندشان نظارت و دخالت میکنند، چه باید کنند؟ نسخه امروزی رابرت کمپبل میتوانست چند راهنمایی ارائه دهد.
- نخست اینکه افراد برخوردار از مهارتهای فنی مناسب همچنان با تقاضای بالایی در بازار کار مواجه خواهند بود. بهعنوانمثال بریتانیا با کمبود متخصصان هوش مصنوعی روبهرو است؛ بنابراین، تبدیلشدن به یکی از این متخصصان مزیت اقتصادی قابلتوجهی دارد، بهویژه در بخش خدمات مالی که همین حالا نیز جزو حوزههای پردرآمد محسوب میشود.
- دوم اینکه حتی اگر بیشتر کارکنان در توسعه هوش مصنوعی نقشی نداشته باشند، از درک و شناخت این فناوری بهرهمند خواهند شد. ]در اینجا دولتها میتوانند در نقش سیاستگذار به تدوین برنامههای آموزشی بپردازند.[
البته کیفیت این آموزشها یکسان نیست و برخی دورهها چیزی فراتر از مجموعهای از اسلایدهای قدیمی و منسوخشده نیستند. بااینحال، این اقدام نقطه شروعی محسوب میشود. افرادی که توانایی یادگیری خودآموز دارند، بیش از دیگران مورد توجه کارفرمایان قرار خواهند گرفت؛ زیرا هزینهای که کارفرمایان برای آموزش کارکنان خود صرف میکنند، به پایینترین سطح در بیش از یک دهه گذشته رسیده است.
تنها شمار اندکی از شرکتهای پیشرو و مشتاق، دورههای آموزشی مناسبی در زمینه هوش مصنوعی ارائه میدهند. یکی از آنها شرکت لجستیکی Evri است. در مرکز صنعتی این شرکت در حومه شهر بارنزلی واقع در شمال انگلستان، کارکنان اداری دور لپتاپهای خود جمع شدهاند. آنها در یک «هکاتون» شرکت کردهاند که زیر نظر یکی از مدرسان مولتیورس برگزار میشود؛ مدرسی که علاقه زیادی به نظریههای مدیریت تغییر دارد.
شرکتکنندگان در دو سوی وعده ناهاری شامل رولهای سوسیس و تخممرغهای اسکاتلندی، بهصورت تیمی مجموعهدادهها را پاکسازی میکنند و در تمرینی برای بهینهسازی تحویل بستههای پستی از هوش مصنوعی بهره میگیرند. سپس رویداد را با ارائههایی که به کمک هوش مصنوعی تولید شدهاند، به پایان میرسانند. جوانان بااستعداد میتوانند چنین فعالیتهایی را بهتنهایی نیز انجام دهند.
اما توسعه مهارتهای نرم در انزوا برای آنها دشوارتر خواهد بود. در واقع، مهارتهای ارتباطی، قضاوت و تصمیمگیری و تیمسازی ممکن است مهمترین ویژگیهایی باشند که افراد باید در عصر هوش مصنوعی پرورش دهند. دادههای لینکدین نشان میدهد که در میان کارکنان حوزه فروش حاضر در این پلتفرم، ایجاد روابط با مشتریان پرتقاضاترین مهارت است. در مقابل، سواد هوش مصنوعی در رتبه پنجم قرار دارد. علاوه بر این، «سو دوک» (Sue Duke)، مدیر سیاستگذاری جهانی لینکدین خاطرنشان میکند که احتمال یافتن شغل برای افرادی که با یکی از کارکنان فعلی یک شرکت ارتباط دارند، هفت برابر بیشتر است. بهعبارتدیگر، شبکهسازی و ایجاد روابط اجتماعی تقریباً بهاندازه دوران کمپبل اهمیت دارد.

واقعیت تلخ این است که جوانان امروزی باید این ویژگیها را در مراحل بسیار ابتداییتری از مسیر حرفهای خود نسبت به نسلهای گذشته، به نمایش بگذارند. با ناپدیدشدن موقعیتهای شغلی سطح ورودی، کارکنان تازهکار باید از توانایی رهبری و تصمیمگیری در سطح مدیرانی برخوردار باشند که بسیار باتجربهتر و مسنتر از آنها هستند. همچنین، برای آنکه بتوانند جایگاه رقابتی خود را حفظ کنند، باید سازگاری و انعطافپذیری بیشتری داشته باشند. «هیو میلوارد» (Hugh Milward) از شرکت فناوری مایکروسافت میگوید: «ما در حال ورود به عصری بیسابقه از مهارتآموزی و یادگیری هستیم.»
دانشگاههای بریتانیا بر تأکید خود بر تفکر انتقادی میبالند؛ مهارتی که برای ارزیابی خروجی مدلهای زبانی بزرگِ احتمالاتی مفید است. گنجاندن چنین شیوه تفکری در دورههای آموزش حرفهای، گزینههای بسیار بیشتری را در بازار کار پیش روی جوانان قرار خواهد داد. مزایای بالقوه این تحول قابلتوجه است. هوش مصنوعی باید علاوه بر ایجاد فرصتهای فراوان، انسانها را از انجام کارهای ملالآور و تکراری نیز رها کند.
گزارش حاضر در نسخه October 24th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.