اینستاگرام F-35 نیست؛ اما هوش مصنوعی شاید F-22 آینده باشد
اخبار این روزها مملو از تحلیلهایی است که توافق صلح تحقیرآمیز با ایران را نشانهای از افول قدرت آمریکا میدانند. اما چنین برداشتی شاید عجوللانه باشد.
در ۱۲ ژوئن، دولت ترامپ به شرکت آنتروپیک دستور داد دسترسی کاربران خارجی به Fable و Mythos؛ جدیدترین و پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی مرزی این شرکت را مسدود کند. در یک لحظه، همگان دریافتند که دولت آمریکا میتواند تصمیم بگیرد چه کسانی مجاز به استفاده از مهمترین فناوری جهان باشند. قدرتی فراتر از این بهسختی قابلتصور است.
دولت ایالات متحده این اقدام را در واکنش به آنچه قفلشکنی یا «جیلبریک» (Jailbreak) مدل Fable خوانده شد، انجام داد؛ یعنی پرامپتی که سازوکارهای حفاظتی مدل را برای جلوگیری از کاربردهایی مانند نفوذ به سامانههای رایانهای یا ساخت سلاحهای زیستی دور میزد. بهاحتمال زیاد، هدف اصلی دولت این بود که آنتروپیک این مدلها را برای همه کاربران غیرفعال کند و محدودکردن دسترسی کاربران خارجی تنها ابزاری برای رسیدن به این هدف بود. در نهایت نیز آنتروپیک دقیقاً همین کار را انجام داد، هرچند همزمان اعلام کرد نگرانیها درباره مدلهایش بیش از حد بزرگنمایی شده است. مبنای حقوقی این دستور همچنان نامشخص است و بعید به نظر میرسد این ممنوعیت دوام چندانی داشته باشد.
بااینحال، آنچه اهمیت دارد، این واقعیت است که دسترسی جهانی به پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی ممکن است تنها به تصمیمی در دفتر بیضی کاخ سفید وابسته باشد. دولت آمریکا پیشتر نیز در ماه مارس نشان داده بود که برای اعمال فشار بر شرکتهای توسعهدهنده مدلهای مرزی تردیدی ندارد؛ یعنی زمانی که آنتروپیک را بهعنوان «ریسک زنجیره تأمین» معرفی کرد. اکنون نیز نشان داده است که در صورت لزوم، کاربران این فناوری را نیز از این فشارها مستثنا نخواهد کرد.
در هوشیو بخوانید:
پنتاگون رسماً Anthropic را بهعنوان ریسک زنجیره تأمین ایالات متحده معرفی کرد
آمریکا اکنون باید تصمیم بگیرد این قدرت عظیم تازه را چگونه به کار گیرد. سایر کشورهای جهان نیز باید مشخص کنند در برابر آن چه راهبردی اتخاذ خواهند کرد. در شرایطی که بسیاری از کشورها خود را برای مواجهه با آمریکایی غیرقابلپیشبینی در حوزههایی مانند صنایع دفاعی و تجارت آماده میکنند، اکنون باید با شکل تازهای از وابستگی به بزرگترین اقتصاد جهان نیز کنار بیایند.
این نخستینبار نیست که آمریکا تلاش میکند دسترسی به فناوریهای پیشرفته را محدود کند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، این کشور همکاری خود با برنامه تسلیحات هستهای بریتانیا را متوقف کرد. زمانی که فناوری رمزنگاری مدرن در دهه ۱۹۷۰ ظهور کرد، صادرات آن را ممنوع کرد؛ هرچند بعدها ناچار شد میان داشتن متحدانی با زیرساختهای امن و استفاده انحصاری از فناوریهای محرمانه برای تقویت توان تهاجمی خود، نوعی توازن برقرار کند. آمریکا هنوز هم پیشرفتهترین تجهیزات نظامی خود را حتی با نزدیکترین متحدانش به اشتراک نمیگذارد؛ جنگنده F-22 را صرفاً برای خود نگه داشت و متحدانش به جنگنده F-35 دسترسی پیدا کردند.
بااینحال، امکان کنترل دسترسی به یک فناوری، به ماهیت آن فناوری و توان رقبا برای توسعه مستقل آن بستگی دارد. همکاری هستهای آمریکا با بریتانیا در دهه ۱۹۵۰ تنها پس از آنکه بریتانیا فناوری بومی خود را توسعه داد، ازسرگرفته شد. در مورد سایر کشورها نیز آمریکا از طریق «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای»، مصوب ۱۹۶۸ عمل کرد. اما روشهای رمزنگاری هرگز قابلمهار نبودند و در نهایت بهصورت عمومی در دسترس قرار گرفتند. امروزه نیز بسیاری از کشورها توانایی انجام حملات سایبری را در اختیار دارند.
هوش مصنوعی مرزی، شباهتهایی با همه این نمونهها دارد. اگر پیشرفتهترین مدلها بتوانند زیرساختهای حیاتی را از کار بیندازند یا کاربران را در ساخت عوامل بیماریزای آماده ایجاد همهگیری یاری دهند؛ همانند سلاحهای هستهای، در اختیار عموم قراردادن آنها بیش از حد خطرناک خواهد بود. اما همانند الگوریتمهای رمزنگاری، تضمین اینکه قابلیتهای اختصاصی و پیشرفته هرگز کپی نشوند، بسیار دشوار است.
مدلهای وزنباز که هر کسی میتواند آنها را دانلود کند، ممکن است به پیشرفت خود ادامه دهند و به طور گسترده منتشر شوند. در امنیت سایبری، حتی یک برتری کوچک میتواند مزیت بزرگی ایجاد کند. اگر مهاجم از نسخه ۵ یک مدل استفاده کند و مدافع تنها به نسخه ۴ دسترسی داشته باشد، کافی است مدل پیشرفتهتر تنها یک آسیبپذیری بیشتر را کشف کند تا طرف ضعیفتر به خطر بیفتد. با ادغام هوش مصنوعی در تجهیزات نظامی، همین منطق میتواند در میدان نبرد نیز حاکم باشد.
بااینوجود، آمریکا منافع اقتصادی بسیار بزرگی در حفظ جایگاه پیشتاز خود در هوش مصنوعی و فروش فناوریهایش به بازارهای خارجی دارد. بسیاری از کارکنان آنتروپیک شهروند آمریکا نیستند و بنابراین خود نیز تحتتأثیر این ممنوعیت قرار گرفتند. متوقف کردن تحقیقات هوش مصنوعی در پیشرفتهترین آزمایشگاه این کشور، اقدامی برخلاف منافع خود آمریکا خواهد بود. افزون بر این، آنتروپیک اعلام کرده است که حدود ۸۰ درصد مصرفکنندگان خدمات این شرکت در خارج از ایالات متحده ساکن هستند. طی یک دهه گذشته و همزمان با رونق فناوری آمریکا، پرداخت کشورهای اروپایی بابت محصولات مبتنی بر مالکیت فکری به آمریکا پنج برابر شده است. آمریکا نباید انگیزهای به سایر کشورها بدهد تا برای کاهش وابستگی خود به ایالات متحده به سراغ چین یعنی دومین قدرت بزرگ هوش مصنوعی جهان، نزدیکتر شوند.
این روند ممکن است به شکلگیری سلسلهمراتبی در دسترسی به هوش مصنوعی منجر شود. پیشرفتهترین قابلیتها به طور کامل در اختیار آمریکا باقی خواهند ماند تا برتری این کشور در عملیات سایبری و توانمندیهای نظامی حفظ شود. سطح بعدی از مدلها، مشابه با جایگاه جنگنده F-35 ممکن است در اختیار متحدان قرار گیرد. در نهایت، نسخهای با قابلیتهای محدودشده و همراه با حداکثر تمهیدات ایمنی طراحیشده از سوی توسعهدهندگان، برای استفاده سایر کشورهای جهان عرضه خواهد شد.

چنین آیندهای برای متحدان آمریکا چندان خوشایند نخواهد بود؛ یعنی کشورهایی که فاصله بسیار زیادی با شرکتهایی مانند آنتروپیک دارند و توان رقابت با آنها را ندارند. این کشورها هماکنون نیز در برابر رویکرد معاملهمحور دونالد ترامپ در حوزههایی مانند تجارت، اتحادهای بینالمللی، نظام دلار و سایر اهرمهای قدرت آسیبپذیر هستند. هوش مصنوعی میتواند مهمترین ابزار فشار در میان همه این موارد باشد. البته بخشی از این وابستگی، دوطرفه است؛ آمریکا به دستگاههای لیتوگرافی هلند و کارخانههای تولید نیمههادی تایوان نیاز دارد. همچنین کشورهای دیگر همواره میتوانند بهجای آنتروپیک یا OpenAI، از مدلهای وزنباز که عملکردی «بهاندازه کافی خوب» دارند، استفاده کنند.
بااینحال، اجرای مدلهای هوش مصنوعی به توان محاسباتی وابسته است؛ حوزهای که آمریکا بنا بر برآوردها حدود ۱۵ برابر اروپا ظرفیت در اختیار دارد و همچنان سرمایهگذاری بسیار بیشتری نیز انجام میدهد. اگر SpaceX که پس از عرضه عمومی سهام خود در ۱۲ ژوئن ارزش آن بهشدت افزایش یافت، بتواند ایده ایجاد مراکز داده در فضا را عملی کند، بعید است این فاصله کاهش یابد. جنبش «اروپا ۲۰۳۱» (Europe 2031) که تصویری بدبینانه از آینده هوش مصنوعی ارائه میدهد، سناریویی را ترسیم میکند که در آن اروپا به وضعیتی شبیه یک دولت تابع (Vassal State) تنزل مییابد؛ زیرا امنیت سایبری، توان دفاعی و بخشهای وسیعی از اقتصاد آن به مدلها و توان محاسباتی آمریکا وابسته شدهاند.
بسیاری از کشورها به این نتیجه خواهند رسید که بیش از هر زمان دیگری به آمریکا نیاز دارند. بااینحال، همچنان میتوانند موقعیت چانهزنی خود را تقویت کنند. کمبود ظرفیت محاسباتی در جهان بهاندازهای جدی است که احداث مراکز داده تقریباً در هر نقطهای از جهان توجیهپذیر است، اما دولتها هنوز درک درستی از اهمیت این موضوع ندارند. در بریتانیا، طی هفت ماه منتهی به ژوئن ۲۰۲۵، تقاضا برای اتصال مراکز جدید به شبکه برق از ۴۱ گیگاوات به ۱۲۵ گیگاوات افزایش یافت؛ رقمی که بیش از دوبرابر اوج مصرف برق این کشور است. OpenAI نیز در ماه آوریل پروژه احداث یک مرکز داده در بریتانیا را به دلیل مقررات سختگیرانه و هزینه بالای انرژی متوقف کرد.
در سراسر اروپا، افزایش ظرفیت تولید انرژی، تسهیل فرایندهای صدور مجوز و کاهش محدودیتهای مقرراتی برای توسعهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی میتواند به بهبود وضعیت کمک کند. در شرق آسیا نیز تایوان، ژاپن و کره جنوبی باید بهجای اجرای پروژههای موازی، تلاشهای خود را یکپارچه کنند. درعینحال، همه کشورها باید از این تصور نادرست که دولتها میتوانند با هدایت مستقیم سرمایهگذاری، اکوسیستم هوش مصنوعی را شکل دهند، پرهیز کنند. هدف نباید حمایتگرایی اقتصادی باشد، بلکه باید ایجاد شرایطی باشد که آمریکا تنها اقتصادی نباشد که اکوسیستم هوش مصنوعی در آن امکان شکوفایی دارد. همانگونه که در حوزه تجارت و دفاع نیز صادق است، بهترین راه مواجهه با رویکرد معاملهمحور «عمو سام»، گلایه از اتحادها نیست؛ بلکه تقویت توانمندیهای داخلی است.
گزارش حاضر در نسخه June 20th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.
