تهدیدات سایبری در عصر هوشمندی
چه کسی واقعاً دستِ بالا دارد؟ ترامپ، ایران یا هوش مصنوعی؟
ترامپ اغلب به استعارههای بازی پوکر متوسل میشود. او به ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین گفت که وقتی نوبت به ایستادگی در برابر روسیه میرسد، او «هیچ کارتی» در دست ندارد.
به گزارش نیویورکتایمز، ترامپ معتقد است که با محاصره ایران برای جلوگیری از صادرات نفت این کشور، میتواند تهران را مجبور کند تا بر اساس شرایط او مذاکره کند. اما برخی کارشناسان بر این باورند که ایران درآمد کافی دارد و میتواند نفت کافی را ذخیره کند تا حداقل برای چند ماه مقاومت کند.
در همین حال، ایران معتقد است که با مسدودکردن تنگه هرمز و بالابردن قیمت بنزین و مواد غذایی برای آمریکاییها و تمام متحدانشان میتواند ترامپ را مجبور کند که در نهایت مطابق با برچسب TACO خود عمل کند: ترامپ همیشه جا میزند (Trump always chickens out).
تماشای این وضعیت دردناک است. ترامپ و تهران هر دو میگویند: «من نفسم را حبس میکنم تا تو کبود شوی.» خواهیم دید چه کسی زودتر به نفسنفس میافتد.
سؤال اصلی نویسنده نیویورکتایمز این است: چگونه ایران تا این حد در برابر قدرت نظامی ترکیبی اسرائیل و آمریکا دوام آورده است؟ و پاسخ میدهد که: ترامپ درک نمیکند که جنگ نامتقارن (asymmetric warfare) تا چه حد ژئوپلیتیک را تنها در چند سال گذشته بازتولید و دگرگون کرده است.
به عقیده نویسنده نیویورکتایمز، ایران برای ترامپ همان چیزی است که اوکراین برای ولادیمیر پوتین است، حماس و حزبالله برای بنیامین نتانیاهو بودهاند و منتظر نسل بعدی هکرهای سایبری برای چین و آمریکا و هر دولت-ملت دیگری نیز باشید.
به این موضوع فکر کنید: ژوئن گذشته، اوکراین ۱۱۷ پهپاد ارزانقیمت را که در داخل کامیونها پنهان شده بودند، به روسیه قاچاق کرد و حدود ۲۰ فروند از هواپیماهای استراتژیک روسیه، از جمله بمبافکنهای استراتژیک چندمیلیوندلاری دوربرد با قابلیت حمل سلاح هستهای را منهدم کرد یا به آنها آسیب رساند. امسال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از پهپادهای شاهد-۱۳۶ به ارزش ۳۵,۰۰۰ دلار برای حمله به دو مرکز داده AWS در امارات متحده عربی استفاده کرد که دهها میلیون دلار هزینه در برداشت (سومین مرکز داده آمازون در بحرین در حملهای در همان نزدیکی آسیب دید) و آنها را آفلاین کرد و خدمات بانکی و سایر خدمات را در سراسر منطقه خلیجفارس مختل کرد.
بهعبارتدیگر، ما در حال حاضر در عصر جدیدی هستیم که در آن قدرتها و حتی گروههای کوچک میتوانند از ابزارهای عصر اطلاعات که توسط GPS هدایت و بهصورت دیجیتالی کنترل میشوند برای بهدستآوردن مزیتهای نامتقارن استفاده کنند.
«جان آرکویلا» استاد سابق تحلیل دفاعی در مدرسه تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی و نویسنده کتاب در دست انتشار Troubled American Way of War میگوید: «ما همیشه به قدرت بر حسب توانایی ایجاد تخریب جمعی فکر کردهایم در یک دنیای بههمپیوسته، بسیاری از افراد و گروههای کوچک اکنون توانایی ایجاد اختلال جمعی در دنیای فیزیکی یا مجازی را دارند.» از تنگه هرمز گرفته تا فضای سایبری.
ترامپ بدون متحدان، بدون هیچگونه برنامهریزی سناریو و بدیهی است که بدون هیچ درک واقعی از داراییهای ایران در جنگ نامتقارن، به طور بیمحابا این جنگ را آغاز کرد. آنچه واقعاً جدید و نگرانکننده است این است که ما بهسرعت از عصر جنگ نامتقارن مبتنی بر ابزارهای عصر اطلاعات که میتوانند اختلالات گسترده ایجاد کنند، به سمت چیزی در حال حرکت هستیم که «کریگ موندی»، رئیس سابق تحقیقات و استراتژی در مایکروسافت آن را عصر جنگ نامتقارن مبتنی بر «ابزارهای عصر هوشمندی» مینامد که میتوانند بهصورت ارزان در مقیاسی بسیار بزرگتر در هر مکانی بنا به تقاضا، اختلال ایجاد کنند.
این یک تمایز بسیار مهم است. عصر اطلاعات؛ یعنی دوره کامپیوترها، گوشیهای هوشمند، اینترنت و GPS ابزارهایی را به ما داد که قدرت و دامنه دسترسی یک اپراتور آموزشدیده را تقویت میکنند. این امر قدرت هر برنامهنویس، اپراتور پهپاد، باجافزار، هکر، اینفلوئنسر رسانههای اجتماعی یا متخصص اطلاعات تبهکار را بهشدت افزایش داد. این امر هر واحد کوچکی را قدرتمندتر کرد، اما انسانها برای کار با این ابزارهای دیجیتال به دانش اولیه نیاز داشتند و همیشه نیت انسانی آنها را هدایت میکرد.

در عصر هوشمندی، عاملهای هوش مصنوعی که مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ ساخته شدهاند میتوانند توسط انسانها تنها با یک دستور هدایت شوند و به طور مستقل حملات سایبری چندمرحلهای را بهتنهایی اجرا و خودبهینهسازی (self-optimize) کنند.
به بیان دیگر، ابزارهای عصر اطلاعات اپراتورهای آموزشدیده را در درون سازمانها بهشدت تقویت کردند. ابزارهای عصر هوشمندی، اپراتورهای آموزشدیده را با عاملهای هوش مصنوعی بسیار هوشمندتر، مستقل و ماهرتر با گستره مخرب بیشتر و با هزینه اندک جایگزین میکنند.
موندی عنوان میکند: «قابلیتهای عصر هوشمندی که میتوانند افراد را فوقتوانمند سازند و بسیاری فکر میکردند ۱۸ ماه یا ۲ سال با آنها فاصله داریم، اکنون اینجا هستند.» او افزود: «هنگامی که ماهیت کاربرد دوگانه این فناوریهای هوش مصنوعی به طور کامل دموکراتیزه شود و این همانجایی است که ما بهزودی به آن میرسیم؛ آنها یک تهدید مادی برای همه جوامع توسعهیافته ایجاد خواهند کرد، آن بهشدت بازیگران فوقتوانمندی که از نظر تاریخی قبلاً هرگز هیچ کارتی برای بازی نداشتند.»
بهعبارتدیگر، هر کسی که یک چتبات یا عامل هوش مصنوعی داشته باشد، به طور بالقوه کارتی برای بازی در دست خواهد داشت. این وضعیت چگونه میتواند باشد؟ نگاهی به داستان «گابریل جی.ایکس. دنس» در تایمز بیندازید. این داستان چنین آغاز میشود:
«یک شب در تابستان گذشته، «دیوید رلمن» در پای لپتاپ خود یخ کرد، زمانی که یک چتبات هوش مصنوعی به او گفت که چگونه یک قتلعام را برنامهریزی کند. رلمن، یک میکروبیولوژیست و متخصص امنیت زیستی در دانشگاه استنفورد، توسط یک شرکت هوش مصنوعی استخدام شده بود تا محصول آن را پیش از انتشار عمومی، تحتفشار آزمایش کند. آن شب در دفتر کار خانگی وی، چتبات توضیح داد که چگونه یک پاتوژن را در آزمایشگاه بهگونهای تغییر دهد که در برابر درمانهای شناختهشده مقاومت کند. بدتر از آن، این ربات با جزئیات واضح توضیح داد که چگونه این اَبَرمیکروب را منتشر کند و یک نقص امنیتی را در یک سیستم حملونقل عمومی بزرگ شناسایی کرد.»
مطالب زیادی در مورد اینکه چگونه ایران از پهپادهای ارزانقیمت ۳۵,۰۰۰ دلاری برای بستن تنگه هرمز استفاده کرده است، منتشر شده است و نویسنده نیویورکتایمز پیشنهاد میکند صبر کنید تا ببینید چگونه میتواند از مدلهای زبانی بزرگ و عاملهای هوش مصنوعی آنها با هزینه بسیار پایین بهرهبرداری کند.
ایران چگونه دسترسی پیدا خواهد کرد؟ فقط داستانی را که چند هفته پیش منتشر شد به یاد بیاورید: غول هوش مصنوعی Anthropic اعلام کرد که Mythos جدیدترین مدل هوش مصنوعی آن، در یافتن آسیبپذیریها در سیستمعاملها و سایر برنامههای نرمافزاری که بسیاری از شرکتها و خدمات شهری روی آنها اجرا میشوند، بیش از حد خوب است. چند روز بعد، OpenAI اعلامیه مشابهی را در مورد مدل متمرکز بر امنیت سایبری خود، یعنی GPT-5.4-Cyber، منتشر کرد.
در هوشیو بخوانید:
Mythos، مدل هوش مصنوعی جدید Anthropic چقدر میتواند خطرناک باشد؟
همانطور که بلومبرگ گزارش داد، نقصهایی که Mythos کشف کرده است از نوعی هستند که «اغلب یک معدن طلا برای هکرها محسوب میشوند، زیرا پنجرهای از آزادی عمل را در داخل سیستمهای آسیبپذیر ارائه میدهند.» Anthropic و OpenAI هر دو تصمیم گرفتند انتشار این سیستمهای هوش مصنوعی را تنها به حیاتیترین و مسئولیتپذیرترین تولیدکنندگان نرمافزار محدود کنند تا بتوانند آسیبپذیریهای خود را پیش از اینکه این ابزارها روزی به طور گستردهتری منتشر شوند، پیدا و اصلاح کنند.
اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ کاربران غیرمجاز بههرحال به Mythos دسترسی پیدا کردند. بلومبرگ اخیراً گزارش کرد که چند فرد خارجی به Mythos دسترسی پیدا کردهاند، اما Anthropic گفته است که هیچ مدرکی دال بر اینکه این دسترسی بر هیچ یک از سیستمهای آن تأثیر گذاشته باشد، ندارد. بر اساس اطلاعات یک منبع ناشناس، گروه کاربران غیرمجاز «علاقهمند به بازی با مدلهای جدید هستند، نه ایجاد ویرانی با آنها.»
بهسختی میتوان اغراق کرد که این پیشرفتهای سریع در پیچیدگی هوش مصنوعی چقدر میتواند بیثباتکننده باشد و به همین دلیل است که نویسنده نیویورکتایمز و موندی مدتی است استدلال میکنند که ایالات متحده و چین، دو ابرقدرت هوش مصنوعی، باید دریابند که چگونه میتوانند (و قطعاً خواهند توانست) به رقابت استراتژیک ادامه دهند و درعینحال برای خنثیکردن این تهدیدات جدید و نامتقارن عصر هوشمندی با یکدیگر همکاری کنند؛ تقریباً مشابه به کاری که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برای محدودکردن گسترش سلاحهای هستهای در جنگ سرد انجام دادند. در غیر این صورت، هیچ یک از آنها در امان نخواهند بود و هیچکس دیگری نیز در امان نخواهد بود.