تبیین دیدگاه آنتروپیک درباره رقابت هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین
دو سناریو برای رهبری جهانی هوش مصنوعی
هوش مصنوعی بهزودی بهقدری قدرتمند خواهد شد که میتواند برای سرکوب شهروندان در مقیاسی بیسابقه و حتی برای تغییر توازن قوا میان ملتها مورداستفاده قرار گیرد. ازآنجاییکه هوش مصنوعی روزبهروز با سرعت بیشتری در حال پیشرفت است، زمان محدودی برای تعیین شرایط این رقابت در اختیار داریم تا مشخص کنیم این تهدیدات آیا و چگونه محقق میشوند.
مهمترین عنصر برای توسعه هوش مصنوعی، دسترسی به تراشههای کامپیوتری یا همان «توان محاسباتی» است که مدلها بر روی آنها آموزش میبینند. ازآنجاییکه توانمندترین تراشهها توسط شرکتهای آمریکایی توسعه مییابند، دولت ایالات متحده در حال حاضر با اعمال کنترلهای صادراتی سختگیرانه، عرضه آنها به چین را محدود کرده است و این کنترلها نیز موفق بودهاند. در واقع، آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین تنها به این دلیل توانستهاند مدلهایی با سطح هوشمندی نزدیک به مدلهای آمریکایی بسازند که از استعدادهای خود، مهارتشان در سوءاستفاده از خلأهای موجود در این کنترلهای صادراتی و حملات تقطیر (distillation attacks) در مقیاس بزرگ که به طور غیرقانونی نوآوریهای شرکتهای آمریکایی را استخراج میکنند، بهره بردهاند.
آنتروپیک در بلاگ خود دو سناریو برای وضعیت احتمالی جهان در سال ۲۰۲۸، زمانی که انتظار دارد سیستمهای هوش مصنوعی تحولآفرین پدیدار شده باشند، ارائه داده است.
نگاه اجمالی
در سناریوی اول، آمریکا با موفقیت از برتری محاسباتی خود دفاع کرده است. سیاستگذاران برای تشدید بیشتر کنترلهای صادراتی، مختل کردن حملات تقطیر چین و تسریع بیشتر پذیرش هوش مصنوعی در دموکراسیها اقدام کردهاند. در این جهان، دموکراسیها قوانین و هنجارهای پیرامون هوش مصنوعی را تعیین میکنند. همچنین در این سناریو است که بهاحتمال زیاد ایالات متحده میتواند با چین در زمینه ایمنی تعامل موفقی داشته باشد، موضوعی آنتروپیک که تاحدامکان از آن حمایت میکند.
در سناریوی دوم، آمریکا تصمیم گرفته است که اقدامی نکند. سیاستگذاران خلأهای دسترسی حزب کمونیست چین به توان محاسباتی را مسدود نکردهاند و شرکتهای هوش مصنوعی در چین بهسرعت از این فرصت استفاده کرده و خود را به مرزهای دانش رسانده و حتی از آمریکا پیشی گرفتهاند. در این جهان، هنجارها و قوانین هوش مصنوعی توسط رژیمهای اقتدارگرا شکل میگیرند و بهترین مدلها، سرکوب خودکار را در مقیاس وسیع امکانپذیر میسازند. این موضوع که این پیروزی اقتدارگرایی به پشتوانه توان محاسباتی آمریکا رخ داده است، هیچ مایه تسلایی نخواهد بود.
دو سناریو برای ایالات متحده و چین در سال ۲۰۲۸
این دموکراسیها هستند که باید در توسعه و استقرار هوش مصنوعی پیشگام باشند، نه رژیمهای اقتدارگرا. این کشورها و سیستمهای سیاسی میتوانند قوانین و هنجارهایی را که بر این سیستمها حاکم است، شکل دهند.
دموکراسیها در حال حاضر برتری قابلتوجهی در زمینه توان محاسباتی دارند که مهمترین عنصر برای توسعه مدلهای پیشگام هوش مصنوعی است. این برتری به لطف نوآوریهای آمریکا و متحدانش و همچنین کنترلهای صادراتی دوحزبی ایالات متحده که از این نوآوریها دفاع میکنند، بهدستآمده است. اما در زمینه هوشمندی مدل، آزمایشگاههای هوش مصنوعی در جمهوری خلق چین (PRC) که تحت صلاحیت و کنترل حزب کمونیست چین (CCP) قرار دارند، چندان عقب نیستند. تمرکز آنتروپیک و ایالات متحده بر حزب کمونیست چین است، زیرا این رژیم بیشترین توانایی را برای استفاده از هوش مصنوعی پیشگام جهت تحکیم اقتدارگرایی دارد. به ادعای آنتروپیک در حال حاضر، حزب کمونیست چین از هوش مصنوعی برای سانسور بیان، سرکوب مخالفان، هککردن دولتها و شرکتها در سراسر جهان و تقویت ارتش آزادیبخش خلق (PLA) استفاده میکند.
آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین از استعدادهایی در سطح جهانی برخوردارند. این محدودیتهای محاسباتی است که توانایی آنها برای همگامشدن را محدود میکند. آزمایشگاههای چین با بهرهگیری از خلأهای موجود در سیاستهای کنترل صادرات ایالات متحده و با انجام حملات تقطیر در مقیاس بزرگ که نوآوریهای مدلهای آمریکایی را برای تقلید از قابلیتهای آنها برداشت میکنند، فاصله خود را نزدیک نگه داشتهاند.
با گسترش سریع عرضه توان محاسباتی و استفاده روزافزون از هوش مصنوعی برای تقویت آموزش مدلهای جدید هوش مصنوعی، در حال ورود به دورهای از شتاب عظیم در قابلیتهای هوش مصنوعی هستیم. «کشوری از نوابغ در یک مرکز داده» (Country of Geniuses in a Data Center)؛ اصطلاح آنتروپیک برای بیان سطحی از هوشمندی است که آن را با هوش مصنوعی «تحولآفرین» (Transformative AI) مرتبط میداند و ممکن است بسیار نزدیک باشد. این شتاب، اقدام در حوزه سیاستگذاری را بیشازپیش ضروری و دارای فوریت میسازد. آنتروپیک مدعیست که ایالات متحده تا به امروز با اجازهدادن به دورزدن کنترلهای صادراتی و حملات تقطیر، به اقدامات هوش مصنوعی حزب کمونیست چین اجازه داده است تا در نزدیکی مرزهای فناوری حرکت کنند. اما اگر ایالات متحده و متحدانش اکنون برای رسیدگی به هر دو موضوع اقدام کنند، ممکن است بتوانند یک پیشتازی ۱۲ تا ۲۴ ماهه را در قابلیتهای پیشگام تثبیت کنند. چنین برتری بزرگی تا سال ۲۰۲۸ بسیار سودمند خواهد بود. این پیشتازی همچنین تلاشها برای تعامل با کارشناسان هوش مصنوعی در چین در زمینه ایمنی و حاکمیت هوش مصنوعی را تقویت میکند، رویکردی که آنتروپیک از آن حمایت میکنیم. اما پنجره فرصت برای تثبیت این پیشتازی لزوماً برای مدت طولانی باز نخواهد ماند.
آنتروپیک دو سناریوی احتمالی برای وضعیت رقابت هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین در سال ۲۰۲۸ ارائه میدهد:
- سناریوی اول حالتی است که در آن دموکراسیها پیشتازی قاطعی در هوشمندی مدل، پذیرش و توزیع جهانی ایجاد کردهاند. این سناریو در صورتی قابلدستیابی است که سیاستگذاران هماکنون برای تشدید کنترل بر روی توان محاسباتی پیشرفته صادراتی به آزمایشگاههای جمهوری خلق چین، مختل کردن اقدامات آنها برای تقطیر بهترین مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی و تسریع پذیرش هوش مصنوعی در دموکراسیها اقدام کنند.
- سناریوی دوم حالتی است که در آن حزب کمونیست چین در نزدیکی مرزهای دانش رقابتی است. این سناریو در صورتی اتفاق میافتد که سیاستگذاران بر روی پیشتازی فعلی سرمایهگذاری نکنند یا محدودیتهای دسترسی شرکتهای جمهوری خلق چین به توان محاسباتی را کاهش دهند.
الزامات پیشتازی
همانطور که «داریو آمودی»، مدیرعامل و همبنیانگذار آنتروپیک در ۲ یادداشت Machines of Loving Grace و The Adolescence of Technology در وبسایت شخصی خود توضیح داده است؛ آنتروپیک انتظار دارد هوش مصنوعی لبهای در سالهای آینده تأثیرات اقتصادی و اجتماعی تحولآفرینی داشته باشد. آنتروپیک نیز مأموریت خود را کسب اطمینان از این موضوع میداند که بشریت مسیر انتقال به هوش مصنوعی تحولآفرین را به طور ایمن و سودمند طی میکند. آنتروپیک معتقد است که یک انتقال موفق میتواند منجر به پیشرفتهای شگفتانگیزی در پزشکی، اختراعات و رشد اقتصادی شود.
تهدید هوش مصنوعی اقتدارگرا (Authoritarian AI)
اینکه آیا این انتقال بهخوبی پیش میرود یا نه، تا حدی به این بستگی دارد که توانمندترین سیستمها ابتدا در کجا ساخته شوند. سیستمهای سیاسی که پیشرفتهترین هوش مصنوعی در آنها ایجاد میشود، قوانین و هنجارهای نحوه توسعه و استقرار این فناوری را شکل خواهند داد. این قوانین و هنجارها به نوبه خود کمک خواهند کرد تا تعیین شود که آیا این فناوری ایمن است، از امنیت چه کسانی محافظت میکند و در نهایت در خدمت منافع چه کسانی است. آنتروپیک بر این باور است که این مسئولیت باید بر عهده دولتهای منتخب دموکراتیک باشد، نه رژیمهای اقتدارگرا.
اگر مرزهای دانش توسط رژیمهایی تعیین شود که هوش مصنوعی را ابزاری برای سرکوب، کسب برتری نظامی بر دموکراسیها و کنترل داخلی میدانند، احتمالش کم است که این انتقال بهخوبی پیش برود، چه برای شهروندان خود آن رژیمها و چه برای هر کس دیگری.
از نظر تاریخی نیز گستره حکومتهای اقتدارگرا به دلیل اتکای آنها به مجریان انسانی برای انجام نظارت و سرکوب محدود بوده است. سیستمهای قدرتمند هوش مصنوعی ممکن است این وابستگی را از بین ببرند و سرکوب خودکار را در مقیاسی بسیار بزرگتر امکانپذیر سازند. به همین دلیل، به عقیده آنتروپیک چشمانداز پیشتازی حزب کمونیست چین در هوش مصنوعی یکی از بزرگترین تهدیدها برای یک انتقال موفقیتآمیز است.
حزب کمونیست چین قدرت و نفوذ عظیمی را در رأس اقتصاد، ارتش و بزرگترین ساختار دولتی اقتدارگرا در حال حاضر در اختیار دارد. این کشور همچنین تنها کشوری به جز ایالات متحده است که دارای آزمایشگاههای هوش مصنوعی با منابع مالی خوب و استعدادهای بالا است که در پی رسیدن به مرزهای دانش هستند. علاوه بر این، حزب کمونیست چین انگیزه بالایی برای تثبیت چین بهعنوان قدرت پیشرو در هوش مصنوعی دارد و پکن دهها میلیارد دلار به بخشهای هوش مصنوعی و نیمههادی چین تزریق کرده است.
در حال حاضر، حزب کمونیست چین از سیستمهای هوش مصنوعی برای سانسور بیان، اجرای سیاستهای سختگیرانه علیه اقلیتهای قومی و هککردن شرکتهای بزرگ و آژانسهای دولتی استفاده میکند. چشمانداز حزب کمونیست چین از تکنو-اقتدارگرایی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده در «سینکیانگ» (Xinjiang) مستند شده است؛ جایی که آژانسهای امنیت دولتی به طور سیستماتیک از فناوری تشخیص چهره، جمعآوری دادههای بیومتریک و نظارت بر ارتباطات استفاده کردهاند و سرکوبی را در مقیاسی امکانپذیر ساختهاند که انسانها بهتنهایی قادر به دستیابی به آن نیستند. سیستمهای هوش مصنوعی لبهای حفظ این قابلیتها را ارزانتر، بسیار فراگیرتر و پیچیدهتر خواهند کرد. صادرات این فناوریها توسط حزب کمونیست چین به مستبدان در کشورهای دیگر این امکان را داده است تا مخالفتها را به طور مؤثرتری سرکوب کرده و اقتدارگرایی را تثبیت کنند. به عقیده آنتروپیک یک مرز دانش هوش مصنوعی به رهبری حزب کمونیست چین میتواند سرکوب را در سراسر جهان به طور چشمگیری تقویت کند.
هوش مصنوعی یک فناوری با کاربرد دوگانه است
هوش مصنوعی پیشگام، توازن نظامی آینده را شکل خواهد داد. رهبری حزب کمونیست چین در حال حاضر بر اساس این فرض عمل میکند و در حال آمادهسازی ارتش خود برای میدان نبردی مبتنی بر هوش مصنوعی است. استراتژیستهای ارتش آزادیبخش خلق «هوشمندسازی» (Intelligentization) نیروهای نظامی خود را وسیلهای برای رسیدن و در نهایت پیشیگرفتن از ارتش ایالات متحده میدانند. ارتش آزادیبخش خلق هماکنون در حال تهیه سیستمهای هوش مصنوعی چینی توسعهیافته تجاری برای استفاده نظامی است، از جمله مدلهای DeepSeek که برای هماهنگسازی دستههای وسایل نقلیه بدون سرنشین (swarms) و فعالسازی قابلیتهای تهاجم سایبری مستقر شدهاند. این قابلیتها بهآرامی منتشر نخواهند شد. برای مثال، زمانی که یک مدل جدید به قابلیت جدیدی در هدفگیری خودمختار، کشف آسیبپذیری یا هماهنگی دستهای دست مییابد، رژیمی که آن را کنترل میکند میتواند در عرض چند هفته و نه چند سال، آن را وارد میدان نبرد کند.
این خطر تشدید میشود؛ زیرا هوش مصنوعی پیشگام یک عامل شتابدهنده برای سایر فناوریهای حیاتی خواهد بود. مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی قادر خواهند بود چرخههای تحقیقوتوسعه را در نیمههادیها، بیوتکنولوژی و مواد پیشرفته کوتاه کنند. پیشتازی در هوش مصنوعی پیشگام، امکان پیشروی گستردهتری را در کل پشته فناوری امنیت ملی فراهم خواهد کرد.
اگر یک آزمایشگاه هوش مصنوعی جمهوری خلق چین مدلی در سطح «Claude Mythos Preview» را پیش از یک آزمایشگاه آمریکایی توسعه داده بود، حزب کمونیست چین اولین کشوری میبود که به سیستمی دسترسی پیدا میکرد که میتواند به طور خودمختار آسیبپذیریهای نرمافزاری را کشف و زنجیرهای کند که میتوانست از آن برای نفوذ بیشتر به زیرساختهای حیاتی آمریکا استفاده کند. مدلهای آینده به طور تصاعدی توانمندتر خواهند بود و در نتیجه پیامدهای بهمراتب بزرگتری برای منافع امنیت ملی ایالات متحده و سایر دموکراسیها خواهند داشت.
در هوشیو بخوانید:
Mythos، مدل هوش مصنوعی جدید Anthropic چقدر میتواند خطرناک باشد؟
رقابت شانهبهشانه، خطر بیانگیزه کردن هوش مصنوعی مسئولانه را به همراه دارد
یک رقابت شانهبهشانه میان آزمایشگاههای هوش مصنوعی آمریکایی و چینی میتواند تلاشهای ایمنی و حاکمیتی تحت رهبری صنعت و دولت را دشوارتر و احتمال آن را هم کمتر کند. اگر آزمایشگاههای جمهوری خلق چین فاصله کمی داشته باشند یا با مدلهای ایالات متحده در یک سطح باشند، شرکتهای خصوصی هوش مصنوعی در ایالات متحده و چین احتمالاً فشار بیشتری برای انتشار سریعتر مدلها و محصولات جدید و حتی بدون اتخاذ تدابیر احتیاطی پیش از استقرار، احساس خواهند کرد. دولتها ممکن است از ترس عقب ماندن، در وضع سیاستهایی برای تشویق توسعه و استقرار مسئولانه هوش مصنوعی بیمیل شوند.
درحالیکه تعداد زیادی از محققان در آزمایشگاههای هوش مصنوعی و جامعه سیاستگذاری چین نگران خطرات ایمنی هوش مصنوعی هستند، این روند به شیوههای ایمنی همتراز با آزمایشگاههای ایالات متحده ترجمه نشده است. تا سال گذشته میلادی، تنها ۳ مورد از ۱۳ آزمایشگاه برتر هوش مصنوعی چین نتایج ارزیابی ایمنی را منتشر کردند و هیچکدام ارزیابیهای مربوط به خطرات شیمیایی، بیولوژیکی، رادیولوژیکی و هستهای (CBRN) را فاش نکردند. مرکز استانداردها و نوآوری هوش مصنوعی (CAISI) دریافت که مدل R1-0528 شرکت DeepSeek تحت یک تکنیک رایج قفلشکنی بهاصطلاح فنی، «جیلبریک» (Jailbreaking)، با ۹۴ درصد از درخواستهای آشکارا مخرب موافقت کرد؛ در مقایسه با ۸ درصد برای مدلهای مرجع امریکایی. این الگو در مدلهای جدیدتر نیز ادامه یافته است. برای مثال، یک ارزیابی مستقل از Kimi K2.5 متعلق به شرکت Moonshot که در ماه آوریل منتشر شد، نشان داد که این مدل با نرخی بسیار بالاتر از مدلهای پیشگام ایالات متحده در رد درخواستهای مربوط به CBRN ناکام بوده است.
مشکل دیگر این است که آزمایشگاههای چین اغلب مدلهای با قابلیت استفاده دوگانه را بهصورت وزنباز (open-weight) منتشر میکنند. هنگامی که یک مدل بهصورت وزنباز است، سازوکارهای حفاظتی موجود را میتوان حذف کرد و مدل را در دسترس هر بازیگر دولتی یا غیردولتی قرار داد تا از آن برای اهداف مخرب استفاده کند، از جمله سوءاستفادههای سایبری و CBRN که این سازوکارها برای جلوگیری از آنها ساخته شده بودند.
هدف سیاستی آنتروپیک: ایجاد و حفظ پیشتازی برای دموکراسیها
آنتروپیک از سیاستهایی در ایالات متحده و سایر کشورها حمایت میکند که پیشتازی ایمن و کوتاهمدت نسبت به حزب کمونیست چین در هوشمندی، پذیرش داخلی و توزیع جهانی را ایجاد و حفظ کنند. این پیشتازی برای جلوگیری از رهبری اقتدارگرایانه هوش مصنوعی و محافظت از منافع امنیت ملی ایالات متحده و سایر دموکراسیها کلیدی است. انجام این کار یک پیشنیاز اساسی برای اطمینان از این است که کشورهای دموکراتیک میتوانند به شرایط مطلوبی در برابر کشورهای اقتدارگرا دست یابند.
آنتروپیک عمیقاً به مردم چین و دستاوردهای جامعه هوش مصنوعی چین احترام میگذارد و امیدوار است که روابط مسالمتآمیزی میان چین و جهان برقرار باشد. نگرانیهای آنتروپیک مشخصاً مربوط به خطراتی است که از سوی هر سیستم سیاسی اقتدارگرای قدرتمندی که به سیستمهای هوش مصنوعی پیشگام دسترسی دارد، متوجه بشریت میشود.
فرصتهایی برای تعامل در مورد ایمنی هوش مصنوعی
آنتروپیک در صورت امکان، از گفتوگوی بینالمللی ایمنی هوش مصنوعی با کارشناسان هوش مصنوعی در چین حمایت میکند. جهان بدون درنظرگرفتن اینکه هوش مصنوعی در کجا توسعه یافته و مستقر شده است، به هوش مصنوعی ایمن نیازی اساسی دارد. طیف وسیعی از خطرات ممکن است از سیستمهای هوش مصنوعی پیشگام پدیدار شود که نیازمند تعامل میان ایالات متحده و چین است. تلاشهایی که چالشهای مشترک را شناسایی کرده و ایدههایی را برای آمادهسازی و کاهش این خطرات پیش میبرند، در راستای منافع مشترک آنتروپیک هستند.
چشمانداز تعامل سازنده زمانی بهترین راهحل است که ایالات متحده مزیت قابلیتهای اساسی را حفظ کند. ایجاد مسئولانه یک پیشتازی در توسعه و استقرار پیشرفتهترین هوش مصنوعی، توانایی آنتروپیک را برای تأثیرگذاری بر ایمنی هوش مصنوعی در چین و سایر کشورها افزایش میدهد.
زنگ بیدارباش Mythos
مدل Mythos Preview، مدلی که آنتروپیک در ماه آوریل بهعنوان بخشی از پروژه Glasswing برای شرکای منتخب خود منتشر کرد، نشاندهنده فرارسیدن یک دوره شتاب است که اقدام در حوزه سیاستگذاری را بیشازپیش ضروری میسازد. با دسترسی به این مدل، فایرفاکس توانست در باگهای امنیتی بیشتری را نسبت به کل سال ۲۰۲۵ و تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از میانگین ماهانه رفع باگهای امنیتی خود در سال ۲۰۲۵ برطرف کند. در واکنش به این مدل، یک تحلیلگر امنیت سایبری جمهوری خلق چین نوشت که «ما چین هنوز در حال تیزکردن شمشیرهایمان هستم، درحالیکه طرف مقابل ناگهان یک مسلسل تمامخودکار به میدان آورده است.»
در هوشیو بخوانید:
Project Glasswing؛ تأمین امنیت نرمافزارهای حیاتی برای عصر هوش مصنوعی
قابلیتهای هوش مصنوعی پیشگام بهسرعت به تصویر «کشوری از نوابغ در یک مرکز داده» از هوش مصنوعی تحولآفرین نزدیک خواهند شد. این شتاب با «منطق قوانین مقیاسپذیری» (logic of scaling laws) پیش میرود که در آن عملکرد مدل با افزایش توان محاسباتی و ورودیهای داده و همچنین با استفاده از خود هوش مصنوعی برای تسریع توسعه مدلهای جدید، به طور قابلپیشبینی بهبود مییابد
احتمال بالایی وجود دارد که به سال ۲۰۲۶ بهعنوان فرصتی برای جهش هوش مصنوعی آمریکا نگاه شود. آزمایشگاههای آمریکایی دارای پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی، مزیت رقابتی بزرگی در کمیت و کیفیت تراشههای هوش مصنوعی پیشرفته موردنیاز برای پیشروی در مرزهای دانش و سرمایه عظیمی از درآمدها و تأمین مالی برای پشتیبانی از سرمایهگذاریهای لازم جهت دستیابی به آن دارند. اما آزمایشگاههای جمهوری خلق چین نقاط قوت واقعی دارند؛ استعدادهای نوآورانه در سطح جهانی، دادههای فراوان و انرژی فراوان و ارزان. همه اینها پیشنیازهای توسعه هوشمندی در مرزهای دانش هستند. اما چین توان محاسباتی داخلی کافی برای رقابت را در اختیار ندارند و درآمد و سرمایه لازم برای تأمین مالی آن را نیز ندارند.
چهار جبهه رقابت
ایالات متحده و چین درگیر رقابتی حساس و همهجانبه برای کسب مزیت استراتژیک در فناوریهای پیشگام مانند هوش مصنوعی هستند. اظهارات هم پکن و هم واشنگتن این دیدگاه را بازتاب میدهد. نامیدن این رقابت بهعنوان یک «مسابقه» (Race) میتواند این تصور اشتباه را ایجاد کند که یک خط پایان وجود دارد که پس از آن یک طرف به طور قطعی پیروز خواهد شد. اما این رقابت یک نبرد مستمر برای کسب مزیت خواهد بود که در آن یا دموکراسیها یا رژیمهای اقتدارگرا با موفقیتهایشان، خود را در موقعیتی قرار میدهند که ارزشها، قوانین و هنجارهای یک آینده مبتنی بر هوش مصنوعی را شکل دهند.
این رقابت در چهار جبهه در حال انجام است:
- هوشمندی: کدام کشورها توانمندترین مدلهای هوش مصنوعی را توسعه میدهند.
- پذیرش داخلی: کدام کشورها هوش مصنوعی را به طور مؤثرتری در بخشهای تجاری و دولتی ادغام میکنند.
- توزیع جهانی: کدام کشورها پشته هوش مصنوعی جهانی را که اقتصاد جهان روی آن میچرخد، مستقر میکنند.
- تابآوری: کدام کشورها ثبات سیاسی را در طول دوران گذار اقتصادی حفظ میکنند.
هوشمندی مهمترین جبهه در میان این چهار جبهه است. آنتروپیک پیشبینی میکند که قابلیتهای مدلهای پیشگام، پیامددارترین تغییرات را برای رقابت ژئوپلیتیک رقم خواهند زد. قابلیتهای مدل همچنین محرک اصلی پذیرش بازار و توزیع جهانی هستند.
اما هوشمندی بهتنهایی کافی نیست. اگر حزب کمونیست چین سیستمهای هوش مصنوعی نزدیک به مرز دانش را سریعتر و مؤثرتر در اقتصاد چین و دستگاه امنیتی حزب حاکم ادغام کند و پذیرش جهانی هوش مصنوعی یارانهای و کمهزینه را پیش ببرد؛ در آن صورت میتواند به مزیتهایی نسبت به دموکراسیها دست یابد که بر کمبود هوشمندی غلبه کند. «طرح ابتکاری +AI» پکن و تمرکز آن بر «هوشمندی تجسمیافته» (Embodied Intelligence)، بر همین اساس اولویت بالایی را برای سیاستهایی قائل است که ادغام هوشمندی پیشگام در اقتصاد و دستگاههای دولتی آنها را پیش میبرد. «طرح اقدام هوش مصنوعی» (AI Action Plan) دولت ترامپ و تمرکز آن بر «ترویج صادرات پشته فناوری هوش مصنوعی آمریکا» نیز از مزیت استراتژیک هدایت پذیرش جهانی حکایت دارد.
آنتروپیک معتقد است که تابآوری جبهه مهمی در رقابت هوش مصنوعی خواهد بود. توانایی حفظ ثبات، انسجام و سیاستگذاری خوب در این دوره یک مزیت حیاتی است و برای کسانی که نمیتوانند آن را حفظ کنند، یک نقطهضعف خواهد بود.
وضعیت رقابت
توان محاسباتی (نیمههادیهای پیشرفته موردنیاز برای آموزش و استقرار هوش مصنوعی لبهای) یک ورودی ضروری در هر یک از جبهههای رقابت توصیفشده است. بخش عمدهای از رقابت برای رهبری جهانی هوش مصنوعی، رقابت برای توان محاسباتی است. برای بیش از یک دهه، قابلیتهای مدل همراه با توان محاسباتی افزایش یافته است و عمده دستاوردهای عملکردی در قابلیتهای هوش مصنوعی از نظر تاریخی صرفاً از طریق استفاده بیشتر از آن بهدستآمده است. علاوه بر این، توان محاسباتی برای ارائه خدمات مشتریان از هوش مصنوعی که به آن ظرفیت «استنتاج» یا inference نیز گفته میشود موردنیاز است، نهفقط برای آموزش مدلهای جدید. توان محاسباتی هم برای آموزش هوشمندترین مدلها و هم برای استقرار آنها در حوزههای تجاری و امنیت ملی حیاتی خواهد بود. دسترسی به استعدادهای برتر، مقادیر فراوان داده و پیشرفتهای الگوریتمی، همگی در رقابت برای هوشمندی اهمیت دارند؛ اما اگر توان محاسباتی کافی نباشد، تکتک این ورودیها بیاهمیت خواهند بود.
امروزه دموکراسیها در حال پیروزی در رقابت برای رهبری توان محاسباتی هستند. درحالیکه برخی نگراناند که کنترلهای صادراتی بتواند تلاشهای خود حزب کمونیست چین را برای توسعه زنجیره تأمین تراشههای پیشرفته تسریع کند، شواهد اندکی نشان میدهد که تلاشهای بومیسازی چین، رهبری ایالات متحده و متحدانش در فناوری محاسباتی پیشرفته را به چالش خواهد کشید. پکن منابع عظیمی را در بخش تراشههای بومی سرمایهگذاری کرده است؛ از جمله با ابتکارات سیاست صنعتی بزرگ مانند استراتژی «ساخت چین ۲۰۲۵» (Made in China 2025) و «صندوق سرمایهگذاری صنعت مدار مجتمع چین» (China Integrated Circuit Industry Investment Fund) که سالها پیش از اعمال کنترلهای صادراتی راهاندازی شدند. با وجود این سرمایهگذاری تحت حمایت دولت، آزمایشگاههای هوش مصنوعی و تولیدکنندگان تراشه جمهوری خلق چین همچنان به دست کنترلهای صادراتی ایالات متحده و متحدانش بر تراشههای پیشرفته و تجهیزات ساخت تراشه متوقف شدهاند.
در نتیجه، به نظر میرسد شکاف محاسباتی در حال گسترش است. تجزیهوتحلیل نقشههای راه هواوی و انویدیا از سوی CFR نشان میدهد که هواوی در سال ۲۰۲۶ تنها معادل ۴ درصد از کل توان محاسباتی انویدیا را از نظر عملکرد پردازشی کل و در سال ۲۰۲۷ معادل ۲ درصد آن را تولید خواهد کرد. علاوه بر این، انویدیا تنها بخشی از اکوسیستم محاسباتی ایالات متحده و متحدانش را تشکیل میدهد، درحالیکه گوگل و آمازون تولید تراشههای اختصاصی خود (به ترتیب TPU و Trainium) را برای پاسخگویی به تقاضای آزمایشگاههای هوش مصنوعی پیشگام آمریکایی و مشتریان آنها افزایش میدهند.
موضوعی که بهنوعی عاملی تشدیدکننده برای کمبودهای محاسباتی آزمایشگاههای چینی است، این است که چین در بسیاری از پیچیدهترین بخشهای فناوری زنجیره تأمین نیمههادی پیشرفت اندکی داشته است. بدون دسترسی به فناوری دستگاه لیتوگرافی فرابنفش بسیار شدید (EUV) و حتی بیشتر از آن اگر سیاستگذاران بتوانند خلأهای مربوط به فناوری فرابنفش عمیق (DUV) و سرویس و نگهداری آنها را ببندند، سازندگان تراشه چینی همچنان قادر به تولید تراشه با کمیت یا کیفیت کافی برای به چالش کشیدن رهبری محاسباتی ایالات متحده نخواهند بود. ناتوانی چین در تولید انبوه حافظههای با پهنای باند بالا (HBM) این شکاف را تشدید میکند. اگر ایالات متحده محدودیتهای خود را بر توانایی حزب کمونیست چین در دسترسی به توان محاسباتی آمریکا تشدید کند، یک مطالعه تخمین میزند که آمریکا به توانی تقریباً ۱ برابر بیشتر از بخش هوش مصنوعی چین دسترسی خواهد داشت.
چگونه دموکراسیها این پیشتازی را ایجاد کردند
دو دلیل اصلی برای پیشتازی در توان محاسباتی وجود دارد. اولین دلیل، نوآوری شرکتهایی مانند انویدیا، AMD، مایکرون، TSMC، سامسونگ، ASML و دیگران در سراسر دموکراسیهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، تایوان، هلند و ایالات متحده است که همراه با هم فناوریهای منحصربهفردی را در پیشرفتهترین نیمههادیهای جهان ساختهاند. دستاوردهای امروزی هوش مصنوعی بدون شاهکارهای مهندسی و دههها سرمایهگذاری مستمر در تحقیقوتوسعه که به این محصولات کمک کردهاند، امکانپذیر نمیبود.
دومین دلیل، اقدام سیاستی آیندهنگرانه و قاطعانه در سه دولت اخیر ایالات متحده است. اقدام سیاستی دوحزبی از طریق محدودکردن دسترسی شرکتهای جمهوری خلق چین تحت کنترل حزب کمونیست چین به پشته فناوری هوش مصنوعی ایالات متحده، از موتور نوآوری آمریکا و متحدانش محافظت کرده است. برای مثال، مدیرعامل آنتروپیک علناً در مورد اهمیت کنترلهای صادراتی اظهارنظر کرده است. این کنترلها فروش پیشرفتهترین تراشههای هوش مصنوعی و تجهیزات تولید نیمههادی (SME) به چین را در چند سال گذشته محدود کردهاند و توسعه هوش مصنوعی پیشگام چین را تحتفشار قرار دادهاند، حتی در شرایطی که پکن منابع دولتی عظیمی را به این بخش سرازیر کرده است. بدون اقدام برای محدودکردن دسترسی چین به توان محاسباتی ایالات متحده، حزب کمونیست چین تمام مواد لازم برای توسعه هوش مصنوعی همتراز یا برتر از آمریکا را در اختیار خواهد داشت.
برخی از ناظران نگراناند که محدودکردن دسترسی به توان محاسباتی، آزمایشگاههای هوش مصنوعی چین را مجبور به نوآوری در محورهای دیگر کند و پیشتازی آمریکا را کاهش دهد؛ اما این نوآوریها تاکنون برای غلبه بر کمبود محاسباتی آنها کافی نبوده است. بهبودهای الگوریتمی هم تابعی از توان محاسباتی و هم ضریبی از آن هستند، نه جایگزینی برای آن و کشف این پیشرفتها بهخودیخود یک فرایند مبتنی بر محاسبات سنگین است. توان محاسباتی بیشتر به آزمایشگاهها اجازه میدهد تا آزمایشهای بیشتری را اجرا کنند که این امر به آزمایشگاهها امکان میدهد بهبودهای الگوریتمی بیشتری را کشف کنند. باتوجهبه اینکه مدلهای پیشگام خودشان تحقیقوتوسعه هوش مصنوعی را انجام میدهند، این چرخه کوتاهتر خواهد شد و مدلهای پیشگام به ساخت جانشینان خود کمک خواهند کرد. به طور خلاصه، مزیت محاسباتی به مزیت الگوریتمی تبدیل میشود و از آنجا به یک پیشتازی پایدار در خود هوش مصنوعی بدل خواهد شد.
امروزه تخمین زده میشود که سیستمهای پیشگام ایالات متحده در زمینه هوشمندی حداقل چندین ماه جلوتر از مدلهای برتر آزمایشگاههای هوش مصنوعی جمهوری خلق چین باشند؛ اگرچه که این تخمینها لزوماً با عدم قطعیت همراه هستند. علیرغم توجه و تمرکز چین بر مدلهای وزنباز، پذیرش سازمانی آنها از مدلهای پیشگام وزنبسته عقبتر است و نگرانیهایی در مورد درآمدزایی در میان سرمایهگذاران عمومی مطرح شده است. علاوه بر این، به نظر میرسد آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین در حال فاصلهگرفتن از رویکرد منبعباز هستند و اکنون ترجیح میدهند بهترین مدلهای خود را اختصاصی نگه دارند.
رهبران هوش مصنوعی خود چین نیز تأثیر کنترلهای صادراتی و نیاز حیاتی به تراشههای آمریکایی را تأیید میکنند. مدیران اجرایی آزمایشگاههای برتر هوش مصنوعی جمهوری خلق چین ابراز نگرانی کردهاند که ممکن است چین به دلیل محدودیتهای محاسباتی بیشازپیش در این رقابت عقب بیفتند. آزمایشگاههای برتر چینی، کمبود توان محاسباتی را بهعنوان محدودیت اصلی برای تسریع قابلیتهای مدل ذکر میکنند و کنترلهای صادراتی را دلیل این محدودیت میدانند. یکی از مدیران یک شرکت ارائهدهنده خدمات ابری بزرگمقیاس یا بهاصطلاح رایج، هایپراسکیلر (Hyperscaler) مستقر در چین، تأثیر عرضه تراشههای آمریکاییِ تحت کنترل صادرات به چین را «بزرگ، واقعاً بزرگ» (huge, really huge) خواند و افزود که هرگونه شکاف در عرضه بهشدت بر توسعه هوش مصنوعی چین تأثیر میگذارد و این نگرانی را رد کرد که واردات تراشههای آمریکایی تلاشهای خودکفایی آنها را کند میکند. به نظر میرسد صداهای اصلی در چین که میگویند کنترلهای صادراتی بیفایده هستند، مقامات حزب کمونیست چین و رسانههای دولتی باشند که احتمالاً قصد دارند بر سیاستگذاران ایالات متحده تأثیر بگذارند.
چگونه حزب کمونیست چین رقابتی باقی میماند: خلأهای سیاستی پابرجا هستند
درحالیکه کنترلهای صادراتی در ایجاد مزیت امروزی مؤثر بودهاند، اما بهاندازه کافی پیش نرفتهاند. با وجود ناتوانی حزب کمونیست چین در تولید داخلی تراشههای پیشرفته بهاندازه کافی یا خرید قانونی آنها از خارج از کشور، آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین توانستهاند از نظر هوشمندی نزدیک مدلهای پیشرو امریکایی باقی بمانند. به عقیده آنتروپیک، چین این کار را از ۲ راه به انجام رسانده است:
- دسترسی محاسباتی غیرقانونی از طریق قاچاق تراشههای هوش مصنوعی مستقیماً به چین و دسترسی به دیتاسنترهای فراساحلی (offshore)
- دسترسی غیرقانونی به مدلها که از طریق آن حملات تقطیر را بر روی مدلهای پیشگام ایالات متحده انجام میدهند و از همان مدلها بهعنوان ابزاری برای تسریع تحقیقوتوسعه هوش مصنوعی خود استفاده میکنند.
دورزدن کنترلهای صادراتی ایالات متحده توسط چین یک راز آشکار است. بهعنوانمثال، دادستانهای فدرال یکی از بنیانگذاران Supermicro و دو نفر دیگر را به انحراف سرورهای حاوی تراشههای پیشرفته آمریکایی به ارزش ۲.۵ میلیارد دلار به چین متهم کردند. بر اساس گزارشهای دولت ایالات متحده و رسانهها، DeepSeek آخرین مدل خود را بر روی تراشههای پیشرفته آمریکایی آموزش داده است که فروش آنها به چین ممنوع است. فایننشال تایمز گزارش داد که علیبابا و بایتدنس (ByteDance) اکنون مدلهای پرچمدار خود را بر روی تراشههای صادراتی کنترلشده آمریکایی در دیتاسنترهای واقع در آسیای جنوب شرقی آموزش میدهند؛ مسیری که کنترلهای فعلی به آن پاسخی برای آن ندارد، زیرا قوانین صادرات ایالات متحده شامل فروش تراشهها میشود، نه دسترسی از راه دور به آنها. سیستم کنترل صادرات ایالات متحده در تلاش است تا از دسترسی آزمایشگاههای هوش مصنوعی جمهوری خلق چین به توان محاسباتی پیشرفته با منشأ ایالات متحده جلوگیری کند.
حملات تقطیر که در آن آزمایشگاههای مستقر در چین هزاران حساب جعلی برای دورزدن کنترلهای دسترسی بر مدلهای هوش مصنوعی ایالات متحده ایجاد میکنند و به طور سیستماتیک خروجیهای آنها را برای تکرار قابلیتهای پیشگام برداشت میکنند، یکی دیگر از تکنیکهای غیرقانونی است که توسط آزمایشگاههای جمهوری خلق چین برای رسیدن به همتایان آمریکایی خود و کاهش تأثیر کنترلهای صادراتی استفاده میشود. این عمل به آزمایشگاههای مستقر در چین اجازه میدهد تا از دههها تحقیقات بنیادی، میلیاردها دلار سرمایهگذاری ایالات متحده و کار هزاران نفر از بهترین مهندسان جهان که مدلهای پیشگام ایالات متحده را تولید کردهاند، به طور رایگان بهره ببرند. نتیجه، قابلیت نزدیک به مرز دانش با کسری از هزینه است که یارانه آن توسط ایالات متحده پرداخت شده است. این یک جاسوسی صنعتی سیستماتیک از فناوریای است که برای منافع بلندمدت امنیت ملی ایالات متحده حیاتی است. OpenAI، گوگل، آنتروپیک و مجمع مدلهای پیشگام (Frontier Model Forum) همگی به طور علنی حملات تقطیر را محکوم کردهاند.
کارشناسان هوش مصنوعی در چین به طور آشکار مقیاس و اهمیت حملات تقطیر را برای توسعه هوش مصنوعی چین تصدیق میکنند. اخیراً یک مقاله در یک رسانه دولتی، حملات تقطیر بر روی مدلهای ایالات متحده را بهعنوان «در پشتی» (back door) توصیف کرد که آزمایشگاههای هوش مصنوعی چین بهعنوان بخش اصلی مدل کسبوکار خود به آن وابسته هستند. یکی از محققان سابق ByteDance گفت که آزمایشگاههای هوش مصنوعی جمهوری خلق چین از تقطیر بهعنوان میانبری برای آموزش مدلها استفاده میکنند که به آنها اجازه میدهد از سرمایهگذاری در خطوط لوله داده خود اجتناب کنند.
سیاستگذاران ایالات متحده بهسرعت برای رسیدگی به این تهدید وارد عمل شدهاند. دفتر سیاستگذاری علموفناوری کاخ سفید یادداشتی در مورد حملات تقطیر منتشر کرد. مقامات ارشد کاخ سفید، وزارت جنگ و اعضای کنگره نیز به این مشکل توجه کردهاند. قوانین اخیر کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان برای رسیدگی به حملات تقطیر، بهاتفاق آرا از کمیته تصویب شد.
اگر سیاستگذاران در ایالات متحده و دموکراسیهای متحد آن برای بستن این دو کانالِ حمایتکننده از مدلهای هوش مصنوعی چین (یعنی دسترسی محاسباتی غیرقانونی و دسترسی غیرقانونی به مدلها) اقدام کنند، در آن صورت شرکتهای هوش مصنوعی امریکایی یک فرصت بالقوه در هر نسل را برای تثبیت پیشتازی خود خواهند داشت.
دو سناریو برای سال ۲۰۲۸
آنتروپیک دو سناریوی فرضی آینده را برای کمک به درک این موضوع توصیف میکند که چگونه اقدامات سیاستی اتخاذ شده در امروز میتواند جایگاه شرکتهای هوش مصنوعی امریکایی را در سال ۲۰۲۸ شکل دهد.
سناریوی اول: آمریکا و متحدان ما یک پیشتازی قاطع و در حال گسترش دارند
برتری محاسباتی آمریکا قوی باقی میماند. با وجود افزایش حمایت دولتی از صنعت نیمههادی چین، تولیدکنندگان تراشه در چین همچنان سالها از همتایان آمریکایی و متحدانشان عقب هستند و بخشی از این عقبماندگی به دلیل ناتوانی آنها در دسترسی به ابزارهای پیشرفته تجهیزات ساخت تراشه (SME)، سرویس و نگهداری آنهاست. شکاف محاسباتی ایالات متحده و جمهوری خلق چین نیز در حال گسترش است؛ زیرا ظرفیت تولید تراشه ایالات متحده و متحدانش افزایش مییابد و سازندگان تراشه پیشرفته همچنان به نوآوری در تراشههای کارآمدتر و با کارایی بالاتر ادامه میدهند. همزمان، سیاستگذاران ایالات متحده برای بستن خلأها در ابزارهای امنیت اقتصادی ایالات متحده اقدام کردهاند و تلاشها برای قاچاق تراشه به چین و دسترسی به تراشههای تحت کنترل صادرات در دیتاسنترهای خارج از کشور، بیشازپیش توسط تلاشهای اجرایی با بودجه مناسب خنثی میشوند.
در نتیجه، مدلهای هوش مصنوعی ایالات متحده ۱۲ تا ۲۴ ماه در زمینه هوشمندی جلوتر هستند و این پیشتازی درحالرشد است. تعداد کمی از آزمایشگاههای هوش مصنوعی در مرز دانش با هوشمندترین، تواناترین و کارآمدترین مدلها پیشرو قرار دارند و همه این آزمایشگاهها در ایالات متحده مستقر هستند. ایده «کشوری از نوابغ در یک دیتاسنتر» در سراسر صنایع حیاتی از جمله امنیت سایبری، مالی، مراقبتهای بهداشتی و علوم زیستی به واقعیت تبدیل شده است. هنگامی که آزمایشگاههای پیشگام ایالات متحده مدلهای جدیدی را در سال ۲۰۲۸ منتشر کنند که به پیشرفتهای تحولآفرین در قابلیتها دست مییابند (مشابه تأثیر نسبی Mythos Preview در آوریل ۲۰۲۶)، چین تا سال ۲۰۲۹ یا ۲۰۳۰ به قابلیتهای هوش مصنوعی مشابهی دست نخواهد یافت. این امر فضای حیاتی را برای دموکراسیها فراهم میکند تا قوانین و هنجارهای سیستمهای هوش مصنوعی پیشگام را تعیین کنند.
به عقیده آنتروپیک، هوش مصنوعی آمریکا ستون فقرات اقتصاد جهانی است و پویایی اقتصادی و علمی جدیدی را به پیش میراند. تلاشهای دولت ترامپ برای هدایت پذیرش داخلی هوش مصنوعی و ترویج صادرات هوش مصنوعی آمریکا در حال موفقیت است و دستاوردهای حاصل از پذیرش هوش مصنوعی قدرتمند هم در داخل و هم در خارج از کشور، باعث رشد اقتصادی بیسابقه و پیشرفتهای فناورانه شده است. پذیرش جهانی هوش مصنوعی امریکایی نیز روبهرشد است. پیشتازی دموکراسیها در قابلیتها و توان محاسباتی به این معناست که شرکتهای هوش مصنوعی چین در خارج از گروه محدودی از حکومتهای خودکامه، برای سهم بازار جهانی رقابت نمیکنند. سیستمهای برتر هوش مصنوعی پیشگام جهان توسط ارزشهای دموکراتیک شکل گرفتهاند و استفاده از سیستمهای هوش مصنوعی برای نقض حقوق و آزادیهای مدنی را برای کشورهای اقتدارگرا دشوارتر میسازند.
مزایای سایبری و سایر مزایای امنیت ملی گسترش مییابد. اپراتورهای سایبری در بخشهای دولتی و خصوصی و متخصصان امنیت از سیستمهای پیشرفته هوش مصنوعی برای کاهش سطح حمله (attack surface) در آمریکا و دیگر دموکراسیها استفاده میکنند و توانایی حزب کمونیست چین را برای بهدستآوردن و حفظ جایگاه سایبری در سیستمهای امریکایی را کند میسازند و در نتیجه داراییهای امنیت ملی، مالکیت فکری و شبکههای ارتباطی آنان را ایمنتر میکنند. مزیت قاطع هوش مصنوعی ایالات متحده یک عامل بازدارنده قدرتمند در برابر تجاوز است.
یک چرخه خودتقویتکننده، رهبری دموکراسیها را ترکیب میکند. مزیت قاطع هوش مصنوعی، ایالات متحده و متحدانش را به شرکای جذابتری تبدیل میکند. این همسویی، هم بازار هوش مصنوعی آمریکا و هم ائتلاف تعیینکننده هنجارهای جهانی هوش مصنوعی را گسترش میدهد که به نوبه خود توسعه و استقرار سیستمهای هوش مصنوعی که ایمن و حافظ آزادیهای مدنی هستند را ترویج میدهد. استعدادهای فنی و علمی برتر جهان همچنان به سمت مکانی که مرز دانش در آن در حال ساختهشدن است، جذب میشوند. ایالات متحده اهرمهای قابلتوجهی به دست میآورد تا از طریق آنها همکاری پکن را در مورد مسائل حیاتی مانند حاکمیت هوش مصنوعی، رقابت استراتژیک و تجارت تشویق کند. این چرخه خود را تقویت میکند؛ پیشتازی، ائتلاف را تقویت میکند، ائتلاف پیشتازی را تقویت میکند و نظم بینالمللی تحت رهبری دموکراسی در طول گذار به هوش مصنوعی تحولآفرین تثبیت میشود.
سناریوی دوم: اکوسیستم هوش مصنوعی تحت کنترل حزب کمونیست چین شانهبهشانه حرکت میکند
هوش مصنوعی توسعهیافته و مستقرشده در چین در زمینه هوشمندی مدل، نزدیک به مرز دانش است. با وجود ظرفیت ضعیف تولید نیمههادی، مدلهای آموزشدیده توسط آزمایشگاههای هوش مصنوعی جمهوری خلق چین تنها چند ماه از مدلهای ایالات متحده عقب هستند. ادامه حملات تقطیر، دسترسی محاسباتی در خارج از کشور، اجرای ضعیف صادرات تجهیزات تولید نیمههادیها و کاهش کنترلهای صادراتی بر روی نیمههادیهای آمریکایی به پیشبرد اقدامات حزب کمونیست چین کمک کرده است. تداوم دسترسی به هوش مصنوعی پیشگام ایالات متحده برای تحقیقوتوسعه هوش مصنوعی نیز به آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین این امکان را داده است تا این شکاف را پر کنند و به همترازی با همتایان آمریکایی خود نزدیک شوند.
پذیرش سریع تجاری و دولتی. پکن یک فشار همهجانبه ملی برای پذیرش داخلی از طریق سیاستهای «+AI» را رهبری کرده است. اگرچه مدلهای هوش مصنوعی چین اندکی توانایی کمتری نسبت به مدلهای ایالات متحده دارند، اما تلاشهای حزب کمونیست چین برای تسریع پذیرش به نتیجه رسیده است. بنابراین، چین قادر است قابلیتهای هوش مصنوعی نزدیک به مرز دانش را به طور سودمندانهتری در حوزههای اقتصادی، نظامی و تکنولوژیکی مستقر کند و توازن قوا را به نفع چین تغییر دهد.
نیروی سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی حزب کمونیست چین یک تهدید جدی است. ادغام قابلیتهای سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی در یک نیروی سایبری پیشرفته توسط حزب کمونیست چین، جایگاه ارتش آزادیبخش خلق را بهعنوان یک رقیب سایبری تهدیدآمیز حفظ کرده است. بازیگران سایبری ارتش آزادیبخش خلق دسترسی بیشتری به زیرساختهای حیاتی و با کاربرد دوگانه در ایالات متحده و اکثر کشورهای سراسر جهان به دست آوردهاند که به آنها امکان میدهد عملکردهای حیاتی امنیت ملی و اجتماعی را مختل کنند. با ادغام عمیقتر هوش مصنوعی در حیاتیترین سیستمها، دموکراسیها باوجوداینکه این فناوری را در ابتدا توسعه دادند، از هیچ مزیت امنیتی نسبت به چین در زمینه هوش مصنوعی برخوردار نیستند.
پکن در پذیرش جهانی بر اساس هزینه و انعطافپذیری محلی (on-prem) در حال پیروزی است. دیتاسنترهای هواوی و علیبابا در سطح جهانی، بهویژه اما نه محدود به بازارهای ارزانتر در «جنوب جهانی» (Global South) پررونق هستند. این دیتاسنترها با تراشههای قدیمیتر مقیاسپذیر میشوند که چین میتواند آنها را صادر کند؛ زیرا میتواند بازار داخلی خود را با ترکیبی از تراشههای آمریکایی که با مجوز صادرات خریداری شده، به چین قاچاق شدهاند یا از راه دور در دیتاسنترهای خارج از کشور در دسترس قرار میگیرند، تأمین کند. آنها میزبان مدلهای سطح دوم، اما ارزانتر و همچنان مؤثری هستند که توسط آزمایشگاههای جمهوری خلق چین تولید شدهاند. مشابه استراتژی هواوی مبنی بر ارزانبودن و «بهاندازه کافی خوببودن»، مدلها و سختافزارهای نزدیک به مرز دانش چین بخش غیرقابلچشمپوشی و درحالرشد سریعی از اقتصاد جهانی را پشتیبانی میکنند. این مزیت زیرساختی به رهبری حزب کمونیست چین نفوذ قابلتوجهی بر آن بازارها را میدهد.
تضمین پیشتازی دموکراسیها
برای اطمینان از اینکه به سناریوی اول میرسیم، ما از حوزههای اقدام سیاستی زیر حمایت میکنیم.
- بستن خلأها: تراشههای قاچاق، دسترسی به دیتاسنترهای خارجی و SME. امروزه، آزمایشگاههای جمهوری خلق چین از دسترسی به تراشههای آمریکایی تحت کنترل صادرات از طریق قاچاق و دیتاسنترهای خارجی بهرهمند میشوند و خلأهای موجود در کنترلهای تجهیزات تولید نیمههادی (SME) تلاشهای آنها را برای خودکفایی تسریع میکند. تشدید کنترلها و افزایش بودجههای اجرایی میتواند به بستن این خلأها که اکوسیستم هوش مصنوعی حزب کمونیست چین را سرپا نگه میدارند، کمک کند. این امر سقف محاسباتی چین را پایین میآورد و متناسب با آن پیشرفتهای هوش مصنوعی آنها را کُند میکند؛ در نتیجه پیشتازی هوش مصنوعی دموکراسیها را حفظ کرده و گسترش میدهد. توجه داشته باشید که سقف محاسباتی پایینتر همچنین میتواند به طور ملموسی به حملات تقطیر آسیب برساند، زیرا آزمایشگاههای هوش مصنوعی در چین همچنان به حداقل آستانهای از توان محاسباتی نیاز دارند تا بتوانند حملات تقطیر موفقیتآمیزی را انجام دهند.
- دفاع از نوآوریها: محدودکردن دسترسی به مدلها و بازدارندگی حملات تقطیر. سیاستگذاران در کنگره و قوه مجریه میتوانند به حمایت از اقدامات سیاستی برای مجازات و خنثیکردن حملات تقطیر از سوی آزمایشگاههای جمهوری خلق چین ادامه دهند و درعینحال گامهایی برای تسهیل توانایی آزمایشگاههای ایالات متحده برای شناسایی و جلوگیری از حملات تقطیر بهصورت مستقل بردارند. این موارد میتواند شامل یک شفافسازی قانونی مبنی بر غیرقانونی بودن حملات تقطیر و اقدام برای تسهیل اشتراکگذاری اطلاعات تهدید و تبادل فنی میان آزمایشگاههای همتای آمریکایی و همچنین با دولت ایالات متحده باشد. مهار این رفتار میتواند پیشتازی دموکراتیک ایالات متحده را در ماهها و سالهای آینده به طور قابلتوجهی تمدید کند.
- حمایت از صادرات هوش مصنوعی آمریکایی. باتوجهبه اینکه بخشهای دولتی و تجاری در سراسر جهان روزبهروز بیشتر از گذشته از هوش مصنوعی استفاده میکنند، دولت ترامپ باید به تلاشهای خود برای ترویج پذیرش جهانی سختافزارها و مدلهای مورداعتماد هوش مصنوعی که بر اساس اصول دموکراتیک توسعه یافته و شکل گرفتهاند، ادامه دهد. تثبیت زیرساختهای مورداعتماد آمریکایی در حال حاضر، از دستیابی اکوسیستم هوش مصنوعی حزب کمونیست چین به جایگاههای جهانی که برای رقابت در زمینه هزینه و پذیرش در آینده به آن نیاز دارد، جلوگیری میکند.
نتیجهگیری
آمریکا و متحدانش هم توانمندترین مدلهای هوش مصنوعی پیشگام جهان و هم پیشرفتهترین ورودیهای هوش مصنوعی جهان را توسعه دادهاند. این امر مزیت قابلتوجهی را فراهم کرده است. به عقیده آنتروپیک اگر از دسترسی برتر به آن فناوری دفاع شود، این مزیت قابلگسترش است. اما اگر مستقیماً در اختیار رقبای ایالات متحده قرار گیرد، از دست خواهد رفت. تصمیماتی که سیاستگذاران در سال جاری میگیرند، آینده هوش مصنوعی را تعیین خواهد کرد.