جدیدترین تحولات هوش مصنوعی را در کانال بله هوشیو بخوانید

Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 آیا مردان پیشگام هوش مصنوعی می‌توانند به‌اندازه خاندان فورد یا راکفلر قدرتمند شوند؟

آیا مردان پیشگام هوش مصنوعی می‌توانند به‌اندازه خاندان فورد یا راکفلر قدرتمند شوند؟

زمان مطالعه: 7 دقیقه

از زمان شکافتن هسته اتم، هیچ فناوری جدیدی چنین اضطرابی ایجاد نکرده است. پنج مرد با پنج شرکت، داریو آمودی، دمیس هاسابیس، ایلان ماسک، مارک زاکربرگ و سم آلتمن؛ پنج چهره مهم در هوش مصنوعی جهان چنان مشهورند که تنها نام کوچکشان برای شناسایی آن‌ها کفایت می‌کند. ابزارهای هوش مصنوعی را در دست دارند که ارتش آمریکا از آن‌ها استفاده می‌کند، اقتصاد را متحول می‌کنند و بشریت را می‌ترسانند. آیا این غول‌های فناوری نماد شکست سیاست‌گذاری هستند یا موتور محرک رفاه جمعی؟ تاریخ پاسخ روشنی دارد.

چت‌بات ChatGPT تحت مدیریت OpenAI و متعلق به سم آلتمن، بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر هفتگی دارد.
شرکت Anthropic متعلق به داریو آمودی، یک مدل هوش مصنوعی (Mythos) توسعه داده است که در هک‌کردن چنان مهارت دارد که باعث ایجاد وحشت در میان سیاست‌گذاران شده است.
دمیس هاسابیس، مدیرعامل گوگل DeepMind، به‌خاطر تحقیقات علمی خود برنده جایزه نوبل شده است.
ایلان ماسک که در کنار سایر کسب‌وکارها، مدیریت xAI را بر عهده دارد، ثروتمندترین فرد زنده جهان است.
شرکت Meta متعلق به مارک زاکربرگ، محبوب‌ترین خانواده مدل‌های متن‌باز (Open-source) در غرب را تولید کرده است و مبالغ هنگفتی را برای پژوهشگران هوش مصنوعی هزینه می‌کند تا خود را به مرزهای این فناوری برساند.

سرنوشت تمدن غرب در دست کیست؟

به معنای واقعی کلمه، این پنج مرد سرنوشت تمدن غرب را در دست دارند. در حال حاضر ارتش آمریکا از ابزارهای هوش مصنوعی آن‌ها استفاده می‌کند، درحالی‌که برخی از این غول‌های تجاری (آلتمن و ماسک) اشتیاق بیشتری نسبت به دیگران (آمودی) برای این موضوع نشان می‌دهند. برخی از اقتصاددانان بر این باورند که هوش مصنوعی در نهایت رشد اقتصادی را به‌شدت تسریع خواهد کرد. برخی دیگر می‌گویند که این فناوری میلیون‌ها نفر را بیکار خواهد کرد. افراد زیادی نگران‌اند که ممکن است بشریت را به طور کامل نابود کند. از زمان شکافتن هسته اتم تاکنون، هیچ فناوری جدیدی چنین اضطرابی ایجاد نکرده است.

اینکه تعداد انگشت‌شماری از مردان چنین قدرت شگرفی را در دست دارند، دلهره‌آور است؛ به‌ویژه مردانی به فرصت‌طلبی آلتمن یا به بی‌ثباتی ماسک. اما این موضوع به‌هیچ‌وجه بی‌سابقه نیست. پنج چهره مشهور هوش مصنوعی تنها جدیدترین نمونه از یک پدیده رایج در تاریخ سرمایه‌داری غربی هستند. نمونه‌های بسیاری وجود دارد که در آن گروه کوچکی از مردان فناوری‌های جدید را به جلو رانده‌اند؛ نه لزوماً با اختراع آن‌ها، بلکه با عرضه آن‌ها به توده‌های مردم و در طی این فرایند، قدرت عظیمی کسب کردند.

تاریخ تکرار می‌شود؛ وقتی فناوری جهان را دگرگون کرد

این فناوری‌ها نحوه زندگی سایر انسان‌ها را شکل داده‌اند. راه‌آهن به مردم کمک کرد تا مسافت‌های طولانی‌تر را سریع‌تر از همیشه طی کنند. نفت انرژی لازم برای سرمایه‌داری صنعتی را فراهم کرد. فولاد ساخت ساختمان‌های بلندتر را آسان‌تر کرد. خودروها به ایجاد مصرف‌گرایی انبوه کمک کردند. بانکداری خرد به جهان اعتبار مالی بخشید. اینترنت انحصار توجه بشریت را در دست گرفت. تمام این فناوری‌ها جهان را ثروتمندتر کردند و همچنین هنجارهای اجتماعی را دگرگون ساختند.

شاید فکر کنید که غول‌های تجاری بیش از حد بزرگ‌نمایی شده‌اند یا حتی بدتر. پیشرفت فناوری نتیجه اقدامات میلیون‌ها نفر است. به‌عنوان‌مثال، هیچ شخص واحدی فولاد را اختراع نکرد یا اینترنت را توسعه نداد. تعداد انگشت‌شماری از افراد، بازده حاصل از این تلاش‌های جمعی را در انحصار خود درمی‌آورند. خشم عمومی نسبت به افراد فوق ثروتمند ریشه در این باور دارد که در بهترین حالت، آن‌ها در زمان مناسب در مکان مناسب بوده‌اند و در بدترین حالت، آن‌ها زالوصفتانه در حال مکیدن خون بقیه جامعه هستند. شعاری وجود دارد که می‌گوید هر میلیاردر نماد یک شکست در سیاست‌گذاری است.

آیا هر میلیاردری نماد شکست سیاست‌گذاری است؟

اما این یک نتیجه‌گیری بی‌انصافانه است. تاریخ نشان می‌دهد که بارهاوبارها غول‌های تجاری نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش فناوری‌های جدید به بازار انبوه ایفا کرده‌اند. آن‌ها شرط لازم برای نوآوری هستند. مقاله‌ای که در سال ۲۰۲۳ توسط «شری الی» (Shari Eli) از دانشگاه تورنتو و همکارانش منتشر شد، نشان می‌دهد که توسعه «مدل تی» (Model T) توسط فورد تا حد زیادی توضیح می‌دهد که چرا آمریکایی‌ها اولین کسانی بودند که خودروها را به طور گسترده پذیرفتند. مقاله‌ای در سال ۲۰۲۵ توسط «آفوک آکچیگیت» (Ufuk Akcigit) از دانشگاه شیکاگو و همکارانش به نقش حیاتی به‌اصطلاح «کارآفرینان تحول‌آفرین» (Transformative Entrepreneurs) در تبدیل اختراعات به رشد اقتصادی بلندمدت اشاره می‌کند. به طور خلاصه، رفاه نیازمند غول‌های تجاری است.

برای درک اینکه بزرگان هوش مصنوعی در مقایسه با غول‌های تجاری در طول تاریخ چگونه ارزیابی می‌شوند، اکونومیست ۱۱ موج فناوری در آمریکا طی ۱۵۰ سال گذشته از راه‌آهن تا اینترنت را بررسی و برای هر کدام، پنج فرد برتر مسئول در کنترل، توزیع و همه‌گیر کردن آن فناوری را انتخاب کرده است.

اکونومیست چگونه قدرت غول‌های تجاری را اندازه گرفت؟

اکونومیست قدرت هر یک از این افراد را با بررسی درآمد، اشتغال و ارزش بازار شرکت‌هایشان در دوران اوج و همچنین ارزیابی ذهنی از میزان کنترل شرکتی که توسط این غول تجاری اعمال می‌شد، در کنار ثروت شخصی آن‌ها کمّی‌سازی کرد. این معیارها بر اساس مرتبط‌ترین شاخص‌های مرجع مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) یا جمعیت در آن زمان، استانداردسازی شدند. برای بسیاری از اولین غول‌های تجاری، داده‌ها ضعیف هستند؛ زیرا به‌عنوان‌مثال ثروت‌ها اغلب پنهان می‌شدند. بنابراین آنچه در ادامه می‌آید تنها بهترین تخمین اکونومیست را نشان می‌دهد.

قدرتمندترین مرد تاریخ تجارت آمریکا

ثروت به‌تنهایی گستره کامل قدرت یک غول تجاری را در بر نمی‌گیرد. در دوران اوج، ثروت «جان دی. راکفلر» بنیان‌گذار Standard Oil، معادل حدود ۱.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا بود. بسته به نحوه محاسبه ثروت، ماسک ممکن است حتی از راکفلر هم ثروتمندتر باشد. بااین‌حال، در رتبه‌بندی اکونومیست، هنری فورد قدرتمندترین غول تجاری است که آمریکا تاکنون به خود دیده است.

فورد به شکل شگفت‌انگیزی ثروتمند بود. اکونومیست تخمین می‌زند که در دوران اوج خود، او دارایی‌هایی به ارزش بسیار بیشتر از یک درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا در اختیار داشت. املاک وسیع او در نزدیکی دفتر مرکزی شرکتش در دیربورن میشیگان، بسیار زیباست. راکفلر حتی از او هم ثروتمندتر بود، اما افراد بسیار کمتری را استخدام کرده بود. در دوران تصدی فورد، شرکت خودروسازی فورد واقعاً عظیم بود و حدود 0.15 درصد از جمعیت آمریکا در سال ۱۹۲۵ را در استخدام خود داشت. فورد همچنین تقریباً کنترل کاملی بر شرکت اعمال می‌کرد. پس از خرید سهام سهام‌داران اقلیت در سال ۱۹۱۹، خانواده او مالکیت کل کسب‌وکار را در دست گرفتند.

غول‌های زنده

علاوه بر این، هیچ غول تجاری دیگری تا این حد برای تغییر جامعه تلاش نکرده است. «مدل T» فورد، انقلابی بود؛ زیرا در مقیاس انبوه تولید می‌شد و بازار انبوه را هدف قرار داده بود. در سال ۱۹۱۷، بیش از ۴۰ درصد از خودروهایی که در خیابان‌های آمریکا تردد می‌کردند مدل T بودند. به کارگران فورد دستمزد کافی داده می‌شد (همان دستمزد معروف ۵ دلار در روز) تا بتوانند وسایل نقلیه‌ای که خودشان کارخانه‌های فورد تولید می‌کردند را بخرند. امروزه در دیربورن به‌سختی می‌توانید به گوشه‌ای بپیچید و با میراث این مرد روبرو نشوید؛ از مرکز پزشکی هنری فورد تا جاده‌های متعددی که به نام اعضای خانواده او نام‌گذاری شده‌اند.

 قعر جدول

بیشتر غول‌های دیگر در لیست ۱۰ نفر برتر اکونومیست از جمله «کورنلیوس وندربیلت» (Cornelius Vanderbilt) غول راه‌آهن، «اندرو کارنگی» (Andrew Carnegie) غول فولاد و «آلفرد پی. اسلون» (Alfred P. Sloan) مدیر سابق جنرال موتورز، مدت‌ها پیش درگذشته‌اند. اما دو غول زنده در این لیست حضور دارند که یکی از آن‌ها «جف بزوس» بنیان‌گذار آمازون است که در رده چهارم رتبه‌بندی اکونومیست قرار دارد. آمازون بیش از ۱۱ میلیون آمریکایی را در استخدام خود دارد و ارزش آن ۲.۷ تریلیون دلار برآورد می‌شود. پس از آن نیز ماسک در رتبه هشتم قرار دارد، اگرچه رتبه بالای او بیشتر بازتابی از موفقیت او در شرکت خودروسازی تسلا و شرکت صنایع فضایی SpaceX است تا هوش مصنوعی. در رتبه‌ای نه‌چندان پایین‌تر و در جایگاه یازدهم، زاکربرگ قرار دارد که این نیز بیشتر نتیجه تسلط متا بر رسانه‌های اجتماعی است تا موقعیت آن در هوش مصنوعی.

در مقابل، آلتمن، آمودی و هاسابیس که قدرت آن‌ها به طور مستقیم‌تری با هوش مصنوعی گره خورده است، همگی در نیمه پایینی رتبه‌بندی اکونومیست قرار می‌گیرند. مدل‌سازی متکی به تعداد کمی از افراد باهوش و مقادیر عظیمی از قدرت محاسباتی است، به این معنی که آزمایشگاه‌هایی که این مردان اداره می‌کنند کارمندان نسبتاً کمی دارند. علاوه بر این، هیچ‌کدام از این سه نفر از نوع کنترل سازمانی‌ای که فورد یا وندربیلت در اختیار داشتند، برخوردار نیستند. آلتمن شرکت OpenAI را با صلاحدید هیئت‌مدیره‌اش اداره می‌کند که او را در نوامبر ۲۰۲۳ برای مدت کوتاهی برکنار کرد، اگرچه هیئت‌مدیره متعاقباً پاک‌سازی شد. آمودی تنها مالک بخش کوچکی از سهام آزمایشگاهی است که خود هم‌بنیان‌گذار آن بوده است و هاسابیس نیز حتی ارشدترین کارمند شرکت خود نیست.

سه ویژگی مشترک غول‌های تجاری در طول تاریخ

انصافاً، فناوری‌ای که آن‌ها در دست دارند، برخلاف سایر موارد موجود در لیست، هنوز در مراحل اولیه خود است. تعداد کمی از غول‌های تجاری گذشته پتانسیل مشابهی برای شکل‌دادن به جهت‌گیری صنایع متعدد، از سرگرمی گرفته تا صنایع دفاع داشتند و ممکن است سال‌های زیادی طول بکشد تا غول‌های پشت پرده هوش مصنوعی به اوج قدرت خود برسند. در سال ۱۹۱۳، شرکت فورد تنها ۱۰ سال پس از تأسیسش سود سالانه‌ای معادل تقریباً ۱ میلیارد دلار به پول امروز به دست می‌آورد. OpenAI که اخیراً ۱۰ساله شده هنوز راه درازی تا رسیدن به چنین سودی را در پیش دارد.

مطالعه غول‌های تجاری در طول تاریخ همچنین سه ویژگی مشترک مهم را آشکار می‌سازد. اول اینکه بسیاری از آن‌ها به‌شدت عجیب بودند:
فورد به شکل بدی، عجیب بود و روزنامه Dearborn Independent که مالکش بود، آشکارا به یهودستیزی دامن می‌زد.
راکفلر به شکل بهتری عجیب بود؛ او حتی در شرایطی که روزبه‌روز ثروتمندتر می‌شد، وسواس زیادی برای پس‌اندازکردن داشت.
وندربیلت به دنیای ماورایی اعتقاد داشت.
«جان پیرپونت مورگان» غول بانکداری، با منجمان مشورت می‌کرد.
«توماس ادیسون» به‌شدت با خواب مخالف بود.
«استیو جابز» بنیان‌گذار اپل، رژیم‌های غذایی افراطی داشت.
با درنظرگرفتن این موضوع، تئوری‌های توطئه ماسک یا رفتار ربات‌گونه زاکربرگ چندان غیرعادی به نظر نمی‌رسد.

ویژگی مشترک دوم این است که وقتی این غول‌های تجارت، فناوری‌های جدید را همه‌گیر می‌کردند، خطرات جدیدی را نیز به همراه می‌آوردند. برخی از این خطرات به‌عنوان تهدیدی برای جان و سلامتی تلقی می‌شدند. در روزهای اولیه راه‌آهن، بسیاری از دانشمندان نگران بودند که انسان‌ها از نظر بیولوژیکی قادر به سفر با سرعت بالا نیستند. هوانوردی نیز در ابتدا بسیار ناامن بود و حفاری برای نفت نیز همین‌طور. خودروها به طور یکسان عابران پیاده و سرنشینان را به کام مرگ می‌کشاندند. رقابت بین جریان مستقیم ادیسون و جریان متناوب «جورج وستینگهاوس» باعث وحشت عمومی در مورد ایمنی شد؛ مردان ادیسون اعدام‌های وحشتناک حیوانات با برق را در ملاء عام به نمایش گذاشتند تا آمریکایی‌ها را متقاعد کنند که فناوری رقیب او مرگبار است.

سایر خطرات مالی بودند. سرمایه‌گذاری بیش از حد در راه‌آهن سبب سقوط‌های مکرر بازار در قرن نوزدهم شد. یک سیستم بانکی بزرگ‌تر اعتبارات را گسترش داد؛ اما بحران‌های مالی را بزرگ‌تر کرد. بسیاری از این فناوری‌های جدید مشاغل را خودکار کردند و مردم را به زباله‌دان اقتصادی فرستادند. راه‌آهن و خودروها حمل‌ونقل با اسب و درشکه را در هم کوبیدند و الکتریکی‌سازی، محدودیت‌های مکانیکی که مانع اتوماسیون در تولید می‌شد را از بین برد.

ویژگی مشترک سوم مربوط به روابط بین غول‌های تجاری و دولت است. غول‌های تجاری قرن نوزدهم بدون شک نسبت به همتایان مدرن خود آزادی عمل بیشتری داشتند. آن‌ها دامنه وسیع‌تری برای کنترل بازارها، توانایی بیشتر برای نظم بخشیدن به نیروی کار؟ فرصت‌های بیشتر برای پارتی‌بازی و آشناسالاری داشتند. کارنگی ناآرامی‌های کارگری را به‌شدت سرکوب کرد. مورگان چنان نفوذی بر سیستم مالی داشت که در طول فروپاشی بازار در سال ۱۹۰۷، او شخصاً به‌عنوان بانک مرکزی آمریکا عمل کرد. ملون نیز درحالی‌که همچنان به هدایت یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های صنعتی آمریکا ادامه می‌داد، به‌عنوان وزیر خزانه‌داری خدمت کرد.

در انتظار ظهور یک راکفلر جدید

بااین‌حال از قرن بیستم به بعد، دولت‌ها بسیاری از بدترین افراطی‌گرایی‌های غول‌های تجاری را مهار کردند. دیوان عالی در سال ۱۹۱۱ پس از آنکه حکم داد شرکت Standard Oil قوانین ضدانحصار را نقض کرده است، دستور به تجزیه آن به ۳۴ شرکت مستقل را داد. در سال ۱۹۱۳، کنگره تا حدودی برای جلوگیری از یک کمک مالی دیگر به سبک مورگان، فدرال رزرو را ایجاد کرد. اصلاحات در دهه ۱۹۳۰ کنترل شرکت‌های هلدینگ عظیم را برای غول‌های تجاری دشوارتر کرد. در سال ۲۰۰۰، یک قاضی دستور به تجزیه مایکروسافت به دلیل انحصارطلبی غیرقانونی را داد و این غول نرم‌افزاری در دادگاه تجدیدنظر به‌سختی از تجزیه‌شدن گریخت، اما بااین‌وجود محاکمه شد. همان‌طور که هوش مصنوعی اقتصاد و جامعه را متحول می‌کند، افراد پشت پرده آن نیز ممکن است به طور مشابه با دولت‌هایی روبرو شوند که مایل به محدودکردن قدرت آن‌ها هستند.

روی کاغذ، سرمایه‌داری معمولاً به‌صورت غیرشخصی و غیرمتمرکز ارائه می‌شود. اما در عمل، مهم‌ترین مراحل آن اغلب توسط افراد به جلو رانده می‌شود. بارهاوبارها، چهره‌های برجسته و شبه‌مستبد کنترل بخش‌های وسیعی از اقتصاد را به دست گرفته‌اند. مردانی که در حال حاضر هوش مصنوعی را به‌پیش می‌برند، ممکن است لزوماً در میان آن‌ها نباشند. اما اگر تاریخ راهنمای ما باشد، احتمالاً به‌زودی یک راکفلر یا فورد ظهور خواهد کرد.

گزارش حاضر در نسخه April 18th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]