Generic filters
Search in title
Filter by دسته‌ها
chatGTP
ابزارهای هوش مصنوعی
اخبار
گزارش خبری
پرامپت‌ نویسی
تیتر یک
چندرسانه ای
آموزش علوم داده
اینفوگرافیک
پادکست
ویدیو
دانش روز
آموزش‌های پایه‌ای هوش مصنوعی
اصول هوش مصنوعی
یادگیری بدون نظارت
یادگیری تقویتی
یادگیری عمیق
یادگیری نیمه نظارتی
آموزش‌های پیشرفته هوش مصنوعی
بینایی ماشین
پردازش زبان طبیعی
پردازش گفتار
چالش‌های عملیاتی
داده کاوی و بیگ دیتا
رایانش ابری و HPC
سیستم‌‌های امبدد
علوم شناختی
خطرات هوش مصنوعی
دیتاست
مدل‌های بنیادی
رویدادها
جیتکس
جیتکس ترکیه
کاربردهای هوش مصنوعی
کتابخانه
اشخاص
شرکت‌های هوش مصنوعی
محصولات و مدل‌های هوش مصنوعی
مفاهیم
کسب‌و‌کار
تحلیل بازارهای هوش مصنوعی
کارآفرینی
هوش مصنوعی در ایران
هوش مصنوعی در جهان
مقاله
پیاده‌سازی هوش مصنوعی
گزارش
مصاحبه
هوش مصنوعی در عمل
یادداشت
 این مقاله را هوش مصنوعی ننوشته است؛ خب، اگر نوشته بود چه؟

نگارش مصنوعی

این مقاله را هوش مصنوعی ننوشته است؛ خب، اگر نوشته بود چه؟

زمان مطالعه: 4 دقیقه

«رایان جیکوبز» در اکونومیست استدلال می‌کند که این خیلی خوب است که ربات‌ها بتوانند به نویسندگان ضعیف کمک کنند تا با کسری از هزینه یک سایه‌نویس، آنچه را می‌خواهند بیان کنند.

به نظر می‌رسد یکی از قوانین زندگی در قرن بیست‌ویکم این باشد که هر فناوری جدیدی که به کار می‌گیریم، راه تازه‌ای برای خجالت‌زده کردنمان با خود می‌آورد.

با این معیار، یادداشت «استنلی دراکن‌میلر» که اخیراً با کمک هوش مصنوعی نوشته و در وال‌استریت ژورنال منتشر شد، اتفاق چندان مهمی نیست. «پل گیگوت»، سردبیر بخش دیدگاه‌های ژورنال، در واکنش به موج اعتراض‌ها نوشت: «بسیاری از مشارکت‌کنندگان، به‌ویژه سیاست‌مداران سرشناس یا مدیران عامل، از نویسندگان سخنرانی استفاده می‌کنند. این چه تفاوتی با استفاده از هوش مصنوعی برای تسهیل نگارش یک مقاله دارد؟» در یک دنیای ایده‌آل، نباید تفاوتی داشته باشد.

«رایان جیکوبز» (Ryan Jacobs)، مدیرعامل Cardinal40 و نویسنده سابق سخنرانی‌های جنت یلن، بیل گیتس و… است.

جیکوبز ۱۵ سال است که به طور حرفه‌ای نویسنده سخنرانی است. این کار بسیار فراتر از نوشتن صرف است، اما هدف اصلی همین است؛ کلمات دیگران را بهتر از خودشان روی کاغذ بیاوریم و این دقیقاً همان کاری است که هوش مصنوعی برای دراکن‌میلر انجام داد. او به اعتراف خودش نویسنده ضعیفی است. بیشتر مردم هم همین‌طورند.

وحشت اخلاقی پیرامون نوشتن با هوش مصنوعی گویی در سطح دیگری از واقعیت جریان دارد. پشت هشدارهایی که می‌گویند هرگز نباید نوشتن خود را برون‌سپاری کرد، این تصور ساده‌لوحانه نهفته است که در درون هر انسان یک همینگوی پنهان وجود دارد و تنها چیزی که لازم است، وقت و انضباط کافی برای نشستن مقابل صفحه‌ای سفید است. در غیر این صورت، آدم بازنده‌ای هستید.

این تصویری دیوانه‌وار و نخبه‌گرایانه از دنیای نویسندگی است؛ تصویری که اکنون به یک صنعت خانگی از پلیس‌های کلمات دامن زده است؛ از واترمارک‌گذاری Claude گرفته تا امتیازدهی پانگرام به متون از نظر میزان استفاده از هوش مصنوعی. هیچ‌کدام به شما نشان نمی‌دهند که چگونه پیش‌نویس خود را بهتر کنید. آنها اساساً همان سرزنش‌گرانی هستند که در قالب نرم‌افزار ظاهر شده‌اند: «اشتباه می‌نویسی، تقلب می‌کنی. بهتر باش!»

اما اگر ندانید نوشته بهتر چه شکلی است، چطور می‌توانید بهتر بنویسید؟ اگر هیچ‌کس هرگز به شما نشان نداده باشد که چگونه یک ایده را از ذهنتان بیرون بیاورید و روی صفحه بیاورید، چه؟

وقتی مدیران عامل ۱۵ هزار دلار یا بیشتر می‌پردازند (نرخ معمول برای سفارش یک یادداشت به یک نویسنده سخنرانی خوب و شاید قیمتی که آقای دراکن‌میلر حالا آرزو می‌کند کاش می‌پرداخت) در واقع عمدتاً دارند همین را می‌خرند. ممکن است در ابتدا تصور کنند صرفاً می‌خواهند نوشتن متن را برون‌سپاری کنند؛ اما در تجربه جیکوبز، وقتی کار را ترک می‌کنند، متوجه شده‌اند که ارزش واقعی پیش از نوشته‌شدن حتی یک کلمه ایجاد شده است.

سه سال پیش، یکی از افرادی که در توسعه فناوری دستگاه کپی زیراکس نقش داشت، از جیکوبز خواست متن یک سخنرانی برای مراسم فارغ‌التحصیلی بنویسد. جیکوبز در یک مصاحبه طولانی در زوم، درباره زندگی‌اش از او پرس‌وجو کرد؛ اینکه چگونه شیمی خوانده و نزدیک بوده خودش را منفجر کند؛ اینکه بعد از آن به دانشکده حقوق رفته؛ اینکه پدرش چگونه در یک گروه موسیقی مجلسی در برلین، همراه با فیزیک‌دان جوانی به نام آلبرت اینشتین، ویولن می‌نواخته است. داستان‌هایی پراکنده و تصادفی. اما در طول آن یک ساعت، برای او و جیکوبز روشن شد که نخ مشترکی همه اینها را به هم پیوند می‌دهد.

اوج سخنرانی‌ای که با هم نوشتند، این‌گونه آغاز می‌شد: «به‌تنهایی، منیزیم و آهن کسل‌کننده‌اند. اما اگر آهن را آن‌قدر حرارت دهید تا مذاب شود و بعد منیزیم را به آن اضافه کنید، آتش‌بازی به راه می‌افتد.» حقوق و شیمی هم دو حوزه کسل‌کننده بودند تا اینکه در کنار هم برای او یک اختراع ثبت‌شده به ارمغان آوردند و زمانی که اینشتین تلاش می‌کرد رازهای جهان را کشف کند، برای الهام‌گرفتن ویولن می‌نواخت. پدر او این صحنه را دیده بود. او گفت: «تعداد بسیار کمی از ما اینشتین هستیم، اما می‌توانیم کاری را که او انجام داد انجام دهیم؛ در نقطه تلاقی چیزها به دنبال الهام بگردیم.»

این همان کاری است که نویسندگان سخنرانی انجام می‌دهند. نویسندگان آینه‌ای پیش روی افراد می‌گیرند تا زندگی و ایده‌های خودشان را از زاویه‌ای تازه ببینند و این، همان وعده بزرگ نوشتن با هوش مصنوعی است؛ اینکه بتواند توانمندی‌های نگارشی‌ای را که در گذشته تنها در دسترس کسانی بود که توان پرداخت هزینه یک نویسنده سخنرانی را داشتند، دموکراتیزه کند.

البته هنوز فاصله زیادی با این هدف داریم. با پرداخت ماهانه ۲۰ دلار، اشتراک Claude Pro همچنان بهترین گزینه جایگزین برای یک نویسنده سخنرانی واقعی برای بیشتر مردم است و در بخش پرسش‌گری و به چالش کشیدن شما همچنان به‌شدت شکست می‌خورد. از آن بخواهید با شما بحث کند و مدتی این کار را انجام خواهد داد. اما این سیستم‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که موافق باشند؛ آن‌ها در مرحله پساآموزش (post-training) برای تولید پاسخ‌هایی آموزش می‌بینند که انسان‌ها ترجیح می‌دهند. آن‌ها چاپلوس‌هایی با دایره واژگان گسترده‌اند.

شاید بهترین قیاس برای هوش مصنوعی، برق یا آتش یا اینترنت نباشد، بلکه اختراع کشاورزی در ۱۲ هزار سال پیش باشد. زمانی که تأمین غذای ما به محصول کشاورزی وابسته شد، مرگ و زندگی‌مان به قطعه زمین خاصی گره خورد. مورخ برجسته، «یووال نوح هراری» (Yuval Noah Harari) نیز دراین‌خصوص نوشته است: «ما گندم را اهلی نکردیم؛ گندم ما را اهلی کرد.» (“We did not domesticate It domesticated us.”) به‌شدت کنایه‌آمیز است که این جمله، با وجود درخشان بودنش، دقیقاً شبیه چیزی است که هوش مصنوعی تولید می‌کند و هیچ‌کس نباید اهمیت بدهد.

خطر هوش مصنوعی نیز همین است؛ اینکه چیزی که ظرفیت ما برای نوشتن را افزایش می‌دهد، توانایی‌مان برای اندیشیدن درباره آنچه می‌نویسیم را محدود کند. جهانی با کلمات بیشتر، اما کلمات تهی‌تر.

نرم‌افزارهایی که برای مقابله با این مشکل طراحی شده‌اند؛ یعنی نرم‌افزارهایی که به شیوه یک نویسنده سخنرانی کار می‌کنند نیز به‌آرامی در حال ظهورند. «دن وانگ»، استاد مدرسه کسب‌وکار کلمبیا، دید که ChatGPT پاسخ‌های آسان را در اختیار دانشجویانش می‌گذارد و برنامه‌ای ساخت که به‌جای ارائه پاسخ، با آنها بحث می‌کند.

جیکوبز هم تلاش خود را برای حل این مشکل کرد و یک واژه‌پرداز مبتنی بر هوش مصنوعی ساخت که کاربر را مجبور می‌کند ابتدا دست‌کم چند صد کلمه بنویسید و بعد، درست همان‌طور که خود جیکوبز با یک مشتری مصاحبه می‌کند، این واژه‌پرداز نیز با شما مصاحبه می‌کند. بااین‌حال، این پروژه فعلاً تقریباً متوقف شده است. مصاحبه مدام روی کلماتی که سرهم‌بندی می‌شد، تمرکز می‌کرد؛ نه اینکه چرا اصلاً می‌خواست آنها را بنویسد. جیکوبز فهمید چیزی ساخته که به‌جای پرسش از فرد، صفحه را مورد بازجویی قرار می‌دهد؛ همان اشتباهی که پلیس‌های کلمات مرتکب می‌شوند.

جیکوبز امیدوار است بالاخره کسی راه‌حل این مشکل را پیدا کند. مردم سزاوار راه بهتری برای نوشتن با هوش مصنوعی هستند؛ راهی بهتر از روشی که به‌خاطر استفاده از آن در ملأعام شرمسارشان می‌کنند. جیکوبز می‌گوید به‌عنوان یک نویسنده سخنرانی انسانی، تقریباً قطعاً از این بابت متضرر خواهد شد؛ اما معتقد است اگر نیمه‌منسوخ‌شدن حرفه‌اش بهایی باشد که باید برای جهانی بپردازد که عمیق‌تر می‌اندیشد و بهتر می‌نویسد، باشد که چنین شود.

گزارش حاضر در نسخه September 12th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.

مطالب پیشنهادی مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

در جریان مهم‌ترین اتفاقات AI بمانید

هر هفته، خلاصه‌ای از اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای هوش مصنوعی را در ایمیل‌تان دریافت کنید.

[wpforms id="48325"]