۱۰۰ شرکت تأثیرگذار ۲۰۲۶ به انتخاب مجله تایم
چگونه ساندار پیچای، گوگل را به خط مقدم رقابت هوش مصنوعی سوق داد
«ساندار پیچای» (Sundar Pichai) بهعنوان مدیرعامل گوگل و آلفابت، دومین شرکت ارزشمند جهان را اداره میکند و بسته به عملکرد سهام گوگل، میتواند در طول ۳ سال آینده شخصاً ۶۹۲ میلیون دلار درآمد کسب کند.
به نقل از تایم، پیچای بسیار آرام است و در مقایسه با سایر مدیران عامل فناوری مانند ایلان ماسک، مارک زاکربرگ و سم آلتمن که عاشق جلبتوجه هستند عملاً ناشناخته است. سبکِ بیسروصدای او باعث شده تا منتقدان، او را دستکم بگیرند. در اواخر سال ۲۰۲۲، با ورود مدل رقیب یعنی ChatGPT از شرکت OpenAI، آنها گوگل را شرکتی متورم و دور از واقعیت خواندند و پیچای را نماد اینرسی سازمانی آن دانستند.
«جین مانستر» (Gene Munster)، شریک مدیرتی Deepwater میگوید: «من بر این باور بودم که آنها مهارت و توانایی خود را ازدستدادهاند. یاهو یا eBay را در نظر بگیرید؛ زمانی که انگیزه قربانیکردن غازهای طلایی خود برای یافتن راههای بهتر برای انجام هر کاری را از دست میدهید، بازگشت تقریباً غیرممکن است.»
درحالیکه تحلیلگران خواستار استعفای او بودند، پیچای آرام ماند؛ او یک دهه برای رسیدن این لحظه در کمین نشسته بود. در سال ۲۰۱۶، او اعلام کرده بود که گوگل یک «شرکت با اولویت هوش مصنوعی» (AI-first company) خواهد بود و شروع به پرورش مجموعهای از پروژهها کرد؛ از تراشههای سفارشی و فضای ابری گرفته تا تحقیقات عمیق هوش مصنوعی و حتی یوتیوب که به نظر میرسید هیچ ارتباطی با محصول اصلیِ جستوجوی گوگل ندارند.
تمام این شرطبندیها نتیجه دادهاند و حتی فراتر از آن DeepMind، آزمایشگاه تحقیقاتی هوش مصنوعی گوگل به رهبری «دمیس هاسابیس» (Demis Hassabis) مدیرعامل برنده جایزه نوبل خود، چندین پیشرفت کلیدی را رقم زد که مدل Gemini را به صدر بسیاری از جدولهای رتبهبندیِ توانمندیهای مدلهای هوش مصنوعی رساند. بر اساس دادههای Similarweb، مدل هوش مصنوعی Gemini اکنون یکچهارم ترافیک هوش مصنوعی در سراسر جهان را به خود اختصاص داده است که این رقم نسبت به ۶ درصد سال گذشته افزایش چشمگیری یافته است.
گوگل بیسروصدا میلیونها نفر را از طریق محصولات روزمره با هوش مصنوعی آشنا کرده است؛ جستوجو در وب، ابزارهای تولید تصویر مانند Nano Banana، ویرایش ویدئو در یوتیوب، دستیار تحقیق NotebookLM، ترجمه از طریق Google Translate و رانندگی خودکار با Waymo. همزمان، بخش ابری این شرکت نیز رونق گرفته و موجی از کسبوکارهایی را که وارد اقتصاد هوش مصنوعی میشوند، پشتیبانی میکند. در ماه ژانویه ۲۰۲۶، این شرکت به ارزش بازار ۴ تریلیون دلاری دست یافت و پس از انویدیا، اپل و مایکروسافت به چهارمین شرکت در تاریخ تبدیل شد که به این مهم دست مییابد.

همه این موفقیتها به این معناست که انتقاد اصلی که پیچای با آن مواجه است، دیگر در مورد رهبری او نیست؛ بلکه بیشتر بر سر این موضوع است که آیا گوگل بار دیگر برای مصلحت جامعه بیش از حد قدرتمند شده است یا خیر. در اختیار داشتن هوش مصنوعیِ پیشرفته، باعث شده تا این شرکت اکنون توسط برخی بهعنوان یک «برادر بزرگ» یا پادآرمانشهری (dystopian) دیده شود که ارتشها را تقویت میکند، دادههای شخصی را میبلعد و نظارت انبوه را امکانپذیر میسازد. این شرکت همین هفته از توافقی با پنتاگون برای ارائه مدلهای هوش مصنوعی خود جهت کارهای طبقهبندیشده خبر داد. تغییرات الگوریتمی آن میتواند مدلهای کسبوکار را در هم بشکند و احتمالاً سبب افزایش نفوذ این شرکت خواهد شد. بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند که مزیتهای فراوان آن در زمینه بودجه، زیرساخت و استعداد به این معناست که ممکن است بهترین غولِ آماده برای پیروزی در بازی طولانیمدت هوش مصنوعی باشد.
بنابراین، درحالیکه پیچای ترجیح میدهد دور از چشم فعالیت کند، بهعنوان تعیینکننده نحوه و زمان استفاده میلیاردها نفر از هوش مصنوعی، در فصل بعدی بشریت نقشی محوری دارد. پیچای ارزشهای قدرتمندی را وارد کار خود میکند و میگوید هدف او ساختن چیزهای مفید برای بیشترین تعدادِ ممکن از افراد است. اما طبیعت بهشدت رقابتی او نیز غیرقابلانکار است.
«سزار سنگوپتا» (Caesar Sengupta)، یکی از معاونان ارشد و قدیمی سابق پیچای در گوگل میگوید: «اگر او بخواهد کاری را انجام دهد، شما نمیتوانید جلوی او را بگیرید؛ فقط بسیار با ملایمت رفتار خواهد کرد و نمیتوانید او را از تصمیمش منصرف کنید.»
پیچای در سال ۱۹۹۳ وارد ایالات متحده شد و در آنجا مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتههای علوم و تجارت از استنفورد و وارتون دریافت کرد و سپس در سال ۲۰۰۴ به بخش مدیریت محصول به گوگل پیوست؛ یعنی در همان ماهی که Gmail راهاندازی شد. همکارانش میگویند که او به دلیل جاهطلبی، اخلاق کاری و غریزه ذاتیاش برای تشخیص آنچه کاربران میخواستند، بهسرعت در سلسلهمراتبِ شرکت پیشرفت کرد.
همکاران پیچای میگویند در سیلیکونولی چندین رهبرِ کهنالگو (archetypal) وجود دارد، مانند استیو جابز بهعنوان یک فرد رؤیایی یا زاکربرگ بهعنوان یک مهندس؛ اما پیچای رهبر نهایی محصول است. او نیروی محرکه Chrome و Drive بود، حتی زمانی که رهبران ارشد به ماندگاری و دوام آن پروژهها شک داشتند. «کلی باوور» (Clay Bavor)، مدیر سابق گوگل که به مدت یک دهه مستقیماً زیر نظر پیچای کار میکرد میگوید: «او این توانایی را دارد که یک محصول را در ذهن خود و نحوه دریافت و استفاده مشتریان نهایی از آن را به طور کامل شبیهسازی کند. او حس فوقالعادهای برای مهارتِ ساخت و جزئیات یک محصول تا سطحِ پیکسلهای روی صفحه، صدای یک فرد و بازخورد لمسی دارد.»
هنگامی که پیچای در سال ۲۰۱۵ بهعنوان مدیرعامل، جانشین «لری پیج» (Larry Page)، همبنیانگذار گوگل شد، چشماندازی در ذهن داشت. اکثر مردم هنوز با ماشینهای متفکر بهعنوان فانتزیهای علمی-تخیلی رفتار میکردند؛ بنابراین زمانی که در سال ۲۰۱۶ پیچای اعلام کرد که گوگل اولویت خود را از تجربههای «با اولویت موبایل» به «با اولویت هوش مصنوعی» تغییر میدهد، سایر مدیران شرکت غافلگیر شدند. او در یک جلسه داخلی در آن سال اعلام کرد: «این موضوع، آینده گوگل را برای حدود ۱۰ سال آینده هموار میکند.» اما همه قانع نشده بودند. سنگوپتا، مدیر سابق گوگل که به یاد میآورد پیچای در حلقه اجرایی گوگل (جایی که معاونان شرکت بحثهای صریحی دارند) به سؤالات تند و تیزی پاسخ میداد، میگوید: «برای بسیاری از ما اینگونه بود: صبر کن، آیا ما آمادهایم؟ مردم ۴۰ سال است که در مورد هوش مصنوعی صحبت میکنند.»

اما پیچای در حال وقت گذراندن با رهبران هوش مصنوعی شرکت بود؛ افرادی مانند هاسابیس که استارتاپ او یعنی DeepMind در سال ۲۰۱۴ توسط گوگل خریداری شد و «جف دین» (Jeff Dean) که هر یک بر پیشرفتهای پراکنده اما کلیدی نظارت داشتند. زمانی که سیستم هوش مصنوعی DeepMind به نام AlphaGo در سال ۲۰۱۶ در بازی تختهای استراتژیک Go در برابر «لی سدول» (Lee Sedol) قهرمان جهان، یک حرکت درخشان و بدیع انجام داد، پیچای بیش از همه شگفتزده شد و دریافت که هوش مصنوعی میتواند خلاقانه و فراتر از تقلیدِ صرف فکر کند. پیچای میگوید: «من پتانسیل این فناوری را برای ایجاد جهشهای تندوتیز درک کردم.»
البته، ازآنجاییکه پیچای در قلب خود یک مدیر محصول بود، صرفاً به هوش مصنوعی در حالت انتزاعی علاقهمند نبود. او میخواست این فناوریِ نوظهور، نسل بعدی محصولات گوگل را تقویت کند. در آن زمان، هوش مصنوعی هنوز بدوی بود. باوور میگوید: «ما شوخی میکردیم که مدلهای هوش مصنوعی نمیتوانند تفاوت بین صورت یک سگ و یک کلوچه را تشخیص دهند.»
بااینحال، پیچای برای اجرای آن فشار آورد. او قابلیت تشخیص هوش مصنوعی را به Google Photos هدایت کرد و شخصاً سخنرانی کلیدی خود را در کنفرانس سالانه توسعهدهندگان I/O گوگل تنظیم کرد تا به این موضوع بپردازد که چگونه آینده جستوجو بصری خواهد بود و بدین ترتیب پروژه Google Lens را رهبری کرد. سپس او سرمایهگذاری خود را روی دیگر پروژههای هوش مصنوعی دو برابر کرد؛ یعنی تراشههای سیلیکونی سفارشی معروف به TPU برای آموزش مدلهای جدید و اتومبیلهای خودران از طریق Waymo که هر کدام به سرمایهگذاری هنگفتی با امید اندکی به درآمد کوتاهمدت نیاز داشتند.
شاید محوریترین تصمیم در دوران کاری پیچای، باور قاطع او به اهمیت داخلی DeepMind بود. «سباستین مالابی» (Sebastian Mallaby) روزنامهنگار در کتاب جدید خود درباره هاسابیس به نام The Infinity Machine نوشت که پس از موفقیت AlphaGo، هاسابیس میخواست DeepMind را از گوگل جدا و به یک شرکت مستقل تبدیل کند که ایمنی را بر سود ترجیح میدهد. سایر مدیران گوگل، از جمله لری پیج با این ترتیب پیشنهادی مشکلی نداشتند. اما درحالیکه هاسابیس چندین سال برای استقلال DeepMind پافشاری کرد، پیچای در نهایت این اقدامات را رد کرد. او به DeepMind نهتنها برای پیشبرد مستقل علم، بلکه برای کمک به او در ادغام هوش مصنوعی در محصولات گوگل نیاز داشت. پیچای میگوید: «من قویاً باور داشتم که باید یک تیم باشیم تا مطمئن شویم که در حال پیشرفت هستیم. این موضوع چنان در مرکزیت شرکت قرار داشت که نمیتوانستم از نظر فکری آن را به گونه دیگری در ذهن خود تصور کنم.»
روایت مالابی در کتاب The Infinity Machine را در هوشیو بخوانید:
مغز متفکر پشت پرده DeepMind کیست؟
تا پیش اواخر سال ۲۰۲۲، چتباتهای هوش مصنوعی بیشتر شبیه یک شوخی بودند. در سال ۲۰۱۶ یکی از برنامههای مشابه مایکروسافت به نام Tay پس از تولید پیامهای نژادپرستانه و جنسیتزده از فضای وب حذف شد. گوگل در حال ساخت چتباتهای داخلی بود، اما خطر اعتباریِ انتشار آنها بسیار بالا بود، بهویژه به این دلیل که این شرکت با نگرانیهای ضد انحصار مواجه بود.
گوگل همچنین سهم عمدهای از درآمد خود را از تبلیغات جستوجو به دست آورده بود؛ بهطوری که در سال ۲۰۲۳، در حدود ۵۵ درصد از درآمد آن را تشکیل میداد. در این شرایط حرکت بیمحابا به سمت جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی تهدیدی برای نابودی این تجارت بود. «لیز رید» (Liz Reid)، معاون جستوجوی گوگل میگوید: «در داخل شرکت سؤالاتی مطرح بود: ما فناوری جدیدی داریم، اما آیا واقعاً آماده است؟ آیا به اعتماد کاربران لطمه خواهد زد؟ سپس فناوری پیشرفت کرد و جهان تغییر یافت و عوامل خطر نیز تغییر کردند.»
مدل زبانی بزرگ OpenAI که بر روی مفهوم شبکه عصبیِ توسعهیافته توسط محققان گوگل به نام ترانسفورمر (transformer) ساخته شده بود، ظرف چند روز میلیونها کاربر جهانی به دست آورد که از آن مشاورههای پزشکی و روابط عاطفی، پیچدک و شعر میخواستند. این ابزار جدید به طور مستقیم تسلط گوگل بر جستوجو را به چالش کشید، بهویژه زمانی که Open AI از همکاری برای ادغام آن در موتور جستوجوی Bing مایکروسافت خبر داد.
پیچای با اشاره به این مفهوم که چگونه چیزی که پیشتر رادیکال در نظر گرفته میشد میتواند به جریان اصلی تبدیل شود، میگوید: «سیگنال اصلی که من از آن لحظه دریافت کردم این بود که شرایط تغییر کرده است. این فناوری هنوز ناقص است، اما مردم بیشتر از آنچه ما کاملاً درونیسازی کرده بودیم، برای آن آماده هستند.»
پیچای آماده چرخش بود. سرمایهگذاری او بر روی TPUها، گوگل را در موقعیتی قرار داد تا زیرساختهای مرکز داده هوش مصنوعی خود را به طور گسترده ایجاد کند و درعینحال تا حدی از آنچه اصطلاحاً «مالیات انویدیا» (Nvidia tax) خوانده میشود؛ یعنی حق بیمهای که شرکتها برای تراشههای تأمینکننده انرژی هوش مصنوعی میپردازند، اجتناب نماید. گوگل، به لطف شاخص جستوجو و یوتیوب خود، بر روی حجم عظیمی از دادهها برای آموزش مدلها و همچنین کوهی از پول نقد ناشی از سودهای سرشار خود نشسته بود.
پیچای همچنین یک نیمکت عمیق از استعدادها را پرورش داده بود. او به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده است که DeepMind را به کار گرفته و با ترکیب آن با تیم تحقیقاتیِ پیشرفته هوش مصنوعی دیگر گوگل؛ یعنی Brain، آن را در مرکز شرکت قرار دهد. او میگوید: «فراخوان لازم برای ایجاد انگیزه این بود که این کارِ تمام زندگی شماست و شما فرصتی دارید تا بروید و آن را ابراز کنید و در مقابل میلیاردها نفر قرار دهید»
این گذار شدید و پرفشار بود و انتظار میرفت بسیاری از کارمندان شبها و آخر هفتهها کار کنند. محققان DeepMind دیگر نمیتوانستند در حالت انتزاعی عمل کنند. «کورای کاووکچواوغلو» (Koray Kavukcuoglu)، مدیر ارشد فناوریِ DeepMind میگوید: «اکنون توسعه فناوری کاملاً با خود محصول درهمآمیخته است.» و تیمها مجبور شدند بیشتر با یکدیگر همکاری کنند. رید نیز میگوید: «مردم متوجه میشوند که اگر همه با هم تلاش کنید، میتوانید بهسرعت تفاوت ایجاد کنید و این به افراد نوعی حس نشاط و سرخوشی میدهد.»
نتایج اولیه پر از چالش بود. زمانی که گوگل در اوایل سال ۲۰۲۳ باعجله یک چتبات منتشر کرد، این چتبات بهدروغ ادعا کرد که تلسکوپ فضایی جیمز وب اولین عکس از سیارهای خارج از منظومه شمسی ثبت کرده که باعث شد ارزش بازار آلفابت در یک روز ۱۰۰ میلیارد دلار سقوط کند. یک سال بعد، زمانی که گوگل AI Overviews را در موتور جستوجوی خود منتشر کرد، به یک کاربر گفت که هر روز یک سنگ کوچک بخورد.
با وجود این تمسخرها، پیچای نگران نبود. او میگوید: «حتی زمانی که اشتباه میکردیم، میتوانستم ببینم که در حال انجام بسیاری از کارهای درست هستیم. وظیفه من این بود که مطمئن شوم برای یک سال آینده بهخوبی آماده و مستقر خواهیم شد.» او پیشازاین نیز در چنین موقعیتی قرار گرفته بود و میگوید: «وقتی کروم را ساختیم، یک سال پس از راهاندازی تنها یک درصد سهم بازار را در اختیار داشتیم.» در واقع، اگر به تاریخچه گوگل نگاه کنید، این شرکت تقریباً هرگز در عرضه یک محصول فناوری جدید، چه مرورگر وب، جستوجو، ایمیل یا نقشه اولین نبوده است؛ اما کانالهای توزیع، منابع و استعدادهای آن به این شرکت اجازه داد تا شکافها را بهسرعت پر کند.
«سرگئی برین» (Sergey Brin)، همبنیانگذار گوگل در سال ۲۰۲۳ بازگشت تا بر روی بهبودهای روزمره مدلهای فنی کار کند. تیم تازه متحدشدن هوش مصنوعی گوگل به رهبری هاسابیس به پیشرفتهای مهمی دست یافت؛ از جمله مقیاسبندی مرحله پیشآموزش (pretraining) که در آن دادههای بسیار بیشتری به مدل هوش مصنوعی تغذیه میشود و همچنین اصلاح استدلال زنجیره تفکر (chain-of-thought reasoning) که در آن مدلهای زبانی بزرگ برای تفکر درباره پاسخهای خود زمان بیشتری صرف میکنند که منجر به نتایج بهتری شد.
کارمندان گوگل هم میگویند که ابزارهای هوش مصنوعی به خود آنها نیز در این تلاشها کمک کردهاند. مهندسان گوگل به طور گسترده از Gemini Code Assist برای بهبود خودGemini استفاده میکنند و پیچای پیش از ملاقات با مدیران عاملِ دیگر، از Gemini برای مشاوره در زمینه گفتوگو درخواست کمک میکند. پیچای میگوید گاهی اوقات Gemini یک «پاسخ سطحی» ارائه میدهد که او در جواب به آن میگوید: «به من چیزی بگو که واقعاً ممکن است در ذهن او باشد.» و ادامه میدهد: «پاسخهای بسیار روشنگرانهای دریافت میکنم که باعث ایجاد یک ارتباط انسانیتر میشود، زیرا در واقع این همان چیزی است که بسیاری نگرانش هستند.»
طی دو سال گذشته، پیشرفت گوگل بیوقفه و مستمر بوده است. Gemini 2.5 در ماه مارس ۲۰۲۵ و Gemini 3 در ماه نوامبر منتشر شدند در بسیاری از بنچمارکهای کلیدی از رقبای خود پیشی گرفتند. بیش از ۲ میلیارد کاربر به طور ماهانه با ویژگیهای جستوجوی بهبودیافته با هوش مصنوعی گوگل تعامل دارند. درآمد بخش جستوجو در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۵ با رشد سالانه ۱۷ درصدی مواجه شد که نگرانیها مبنی بر ازبینرفتن کسبوکار اصلی گوگل توسط هوش مصنوعی را کاهش داد و این شرکت برای اولینبار از درآمد سالانه ۴۰۰ میلیارددلاری عبور کرد.
هوش مصنوعی در سیستمهای جستوجوی گوگل، Gmail، Calender، Maps، Docs و Photos ادغام شده است؛ به این معنی که افرادی که حتی به دنبال هوش مصنوعی نیستند هم اکنون با آن درگیرند. هیچ شرکت دیگری هوش مصنوعی را در این تعداد ابزار و برای این تعداد از افراد ارائه نمیدهد. مانستر استدلال میکند که این موضوع ممکن است مهمتر از خود فناوری باشد و میگوید: «مردم باید چیزی ۱۰ برابر بهتر داشته باشند تا واقعاً رفتار خود را تغییر دهند و آنها (گوگل) چیزی دارند که در واقع بسیار خوب است، اما نیازی نیست بهترین باشد.»

محصولات جدیدتر هوش مصنوعی گوگل نیز با موفقیت همراه بودهاند. میلیونها کاربر برای ترکیب و تلفیق اطلاعات به ابزار تحقیقاتی NotebookLM روی آوردهاند. اتومبیلهای خودرانِ Waymo در خیابانهای شهرهایی مانند آستین و لسآنجلس به یک پدیده عادی تبدیل شدهاند و لندن مقصد بعدی آنهاست. یوتیوب از یک چاهِ پول (money pit) به یک غولِ مشترکمحور و یک جایگزین مشروع برای تلویزیون تبدیل شده است که سالانه بیش از ۶۰ میلیارد دلار درآمد دارد. «نیل موهان» (Neal Mohan)، مدیرعامل یوتیوب میگوید پیچای نقش مهمی در رشد یوتیوب ایفا کرده است؛ از جمله در توسعه ابزارهای جدید تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی برای سازندگان. او میگوید: «بینشهای او این روندهای بزرگ را پیشبینی میکند، اما آنها درعینحال بسیار بسیار دقیق هستند.»
توسعهدهندهای به نام «خوزه پورتیلا» (Jose Portilla) در سانفرانسیسکو در حال ساخت استارتاپی است که از ابزارهای هوش مصنوعی برای ایجاد کتابهای تصویریِ شخصیسازیشده و برنامههای تلویزیونی برای کودکان استفاده میکند. پورتیلا از Nano Banana برای تولید تصاویر و از Gemini برای ساختن داستانها و صداگذاری شخصیتها استفاده میکند. او میگوید: «گوگل در حال حاضر بهترین مدل مولد تصویر را دارند و هیچکس حتی به آنها نزدیک هم نیست. من همیشه به مردم میگویم که گوگل برنده اصلی در این جنگهای هوش مصنوعی خواهد بود. آنها سرمایه و دادهها را دارند و فقط به کسی نیاز داشتند که به آنها فشار بیاورد و آنها را بیدار کند.»
معاونان پیچای تمرکز قاطعانه او بر خدمت به کاربر را بهعنوان یک خیر قطعی و مسلم ارج مینهند. اما این رویکرد هزینههای خود را دارد. بهینهسازی برای رفتار کاربر پیامدهای خارجی به همراه دارد. اگر محیطهای کاری بتوانند با هوش مصنوعی کالاها را ارزانتر تحویل دهند، ممکن است کارگران را قابلچشمپوشی و اضافی بدانند. اگر خوانندگان اخبار بتوانند اطلاعات موردنظر خود را از خلاصههای هوش مصنوعی به دست آورند، ممکن است از کلیککردن بر روی وبسایتها دست بکشند و بدین ترتیب ترافیک ناشران را نابود کنند.
همچنین مرز باریکی بین محصولی که مردم آن را دوست دارند و محصولی که نمیتوانند از آن فرار کنند، وجود دارد. در ماه مارس، هیئتمنصفهای در کالیفرنیا، Meta و یوتیوب را به دلیل آسیبرساندن به یک کاربر جوان از طریق ویژگیهای طراحی اعتیادآوری که در پریشانی سلامت روان او نقش داشته، مقصر شناخت و یوتیوب به پرداخت ۱.۸ میلیون دلار جریمه محکوم شد. اقدامات مشابهی نیز باعث شده تا سیستمهای هوش مصنوعی به طرز خطرناکی چاپلوس شوند. پیچای میگوید: «حوزههایی مانند سلامت روان بسیار مهم هستند. ما هنگام تعامل، پذیرای بازخوردهایی خواهیم بود که دریافت میکنیم.»
زمانی که کاربر یک نیروی نظامی باشد، این محاسبات حتی مبهمتر نیز میشود. درحالیکه DeepMind در توافقنامه اولیه خود با گوگل تصریح کرده بود که از ابزارهای آن نمیتوان برای سلاح یا نظارت استفاده کرد، این ادبیات از آن زمان حذف شده است و گوگل با سازمانهای دولتی، مانند سازمان اعمال مقررات گمرکی و مهاجرتی ایالات متحده (ICE) و دولت اسرائیل همکاری کرده است. درحالیکه گوگل همواره تأکید کرده که قرارداد اسرائیل برای «بارهای کاری نظامی» نبوده است، اسناد داخلی نشان میدهد که این شرکت از ناتوانی خود در کنترل نحوه استفاده اسرائیل از فناوریشان ابراز نگرانی کرده است.
در سال جاری، گوگل با واکنشهای منفی داخلی مواجه شده است که از زمان اولین دولت ترامپ، یعنی زمانی که خود پیچای در اعتراض کارمندان به سیاستهای مهاجرتی ترامپ شرکت کرد، در این شرکت دیده نشده بود. در ماه فوریه ۲۰۲۶، بیش از هزار کارگر گوگل نامه سرگشادهای را امضا کردند و در آن خواستار پایاندادن به همکاری گوگل با وزارت امنیت داخلی (DHS) و ICE شدند. ۱۰۰ نفر از کارمندان DeepMind نیز نامه دیگری را امضا کردند و از جف دین بهعنوان دانشمند ارشد گوگل خواستار تعیین «خطوط قرمز» در مورداستفاده از Gemini توسط پنتاگون برای نظارت بر شهروندان آمریکایی یا هدایت سلاحهای خودکار بدون حضور انسان در چرخه تصمیمگیری شدند. (گوگل ۱۹۰,۰۰۰ کارمند و DeepMind حدود ۶,۰۰۰ کارمند دارد)
«الکس سامبوروف» (Alex Samburov) یکی از کارمندانی بود که این نامه را امضا کرد. او در ایمیلی به مجله تایم نوشت: «محصولات گوگل برای اهداف خشونتآمیز در داخل و خارج از کشور استفاده میشود. من نمیخواهم برای یک سازنده سلاحهای دیجیتال کار کنم و بسیاری از همکاران من مخالف این حرکت بهسوی نظامیسازی هستند. اما آنها به دلیل ترسِ موجه از اقدامات تلافیجویانه، میترسند صحبت کنند.» این اظهارات در حالی است که گوگل ۲۸ کارمندی را که در سال ۲۰۲۴ در اعتراض به قراردادهای این شرکت با اسرائیل تحصن کرده بودند را اخراج کرد.
پیچای میگوید: «همه ما، از جمله دولت بر روی حضور انسان در چرخه تصمیمگیری توافق داریم و اینکه این فناوری برای نظارت انبوه بهگونهای که با حقوق بشر در تضاد باشد، استفاده نمیشود.» او در پاسخ به صحبتهای سامبوروف میگوید: «من فکر میکنم این مسئله ظرایف بسیاری دارد. همه ما مسئولانه نقشی در سرمایهگذاری برای امنیت ملی دموکراسیها در سراسر جهان بر عهده داریم… من فکر میکنم ما مدتهاست، بیش از هر شرکت دیگری در جهان، فرهنگی داشتهایم که در آن کارمندان نظرات خود را بیان میکنند.» سه هفته بعد، گوگل از توافقی با پنتاگون خبر داد که بر اساس آن، اکنون از مدلهای هوش مصنوعی گوگل برای «کارهای طبقهبندیشده محرمانه» استفاده خواهد شد. این تصمیم با موج دیگری از انتقادات کارمندان مواجه شد، از جمله یکی از دانشمندان محقق در DeepMind گوگل که در شبکه اجتماعی X آن را «شرمآور» خواند.
هنگامی که پیچای در مورد این چالشها تحتفشار قرار میگیرد، پاسخ او یکسان است: «این فناوری باید ابتدا بهتدریج عرضه شود و سپس توسط شرکتها و دولتها بر اساس بازخورد دنیای واقعی اصلاح گردد.» این رویکرد، کاربران را به موش آزمایشگاهی تبدیل میکند. اما پیچای متقاعد شده است که این امر بهتر از گزینههای جایگزین است؛ بهویژه در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی روزبهروز قدرتمندتر و تحولآفرینتر میشوند. او Waymo را بهعنوان نمونهای از یک پروژه هوش مصنوعیِ بهظاهر خطرناک مثال میزند که گوگل آن را بهآرامی و با ایمنی عرضه کرده است و میگوید: «آخرین کاری که میخواهید انجام دهید این است که از آن استفاده نکنید، هیچیک از این رفتارها را نبینید و سپس ناگهان با یک مدل قدرتمند مواجه شده و غافلگیر شوید؛ بنابراین، من فکر میکنم مهم است که ما در حال کار برای حل این مسائل هستیم.»
شکاکان به جاهطلبیهای پیچای ممکن است بخواهند سابقه او را در نظر بگیرند. در طول دهه گذشته، او ظهور تولیدکنندگان محتوای ویدئویی، اتومبیلهای خودران و ابزارهای جریان اصلی هوش مصنوعی را پیشبینی کرد، علیرغم اینکه به او گفته میشد این موارد تنها باعث حواسپرتی هستند. اکنون گوگل تمام سطوح ساختار و پشته (stack) فناوری هوش مصنوعی را کنترل میکند؛ از تحقیقات و تراشهها گرفته تا فضای ابری و نرمافزار و سختافزار. مانستر میگوید: «در میان شرکتهای سهامی عام موجود، گوگل در بهترین موقعیت قرار دارد؛ زیرا قطعات بیشتری نسبت به دیگران در اختیار دارند.» این شرکت همچنین دارای مقدار عظیمی پول نقد است و در ماه فوریه اعلام کرد که میتواند هزینههای سرمایهای خود را در سال جاری دو برابر کرده و به بیش از ۱۷۶ میلیارد دلار برساند.
پیچای از هماکنون نگاه خود را بهسوی مرزهای جدیدی دوخته است. در پردیس گوگل، کارمندان بر روی مجموعهای از نسخههای نمایشی و دمو را برای تحویل با پهپاد با سامانه Wing، تماسهای ویدئویی هولوگراممانند با Beam و عینکهای مجهز به هوش مصنوعی کار میکنند. این موارد، در کنار بسیاری از محصولات دیگرِ Gemini در گوگل، طرح کلیِ یک ایده محرک واحد را ترسیم میکنند: یک هوش مصنوعیِ شخصیسازیشده که شما را بهتر از هر کس دیگری میشناسد. این ایده منتقدان را نگران میکند، اما معماران آن را به هیجان میآورد. «جاش وودوارد» (Josh Woodward)که مدیریت Google Labs و اپلیکیشن Gemini را بر عهده دارد میگوید: «ما در مورد آن بهعنوان نوعی دستیار جامع و یکپارچه صحبت میکنیم که روی تلفن، لپتاپ، صفحه تلویزیون، ساعت و عینک شما قرار خواهد گرفت.»
در افق دورترِ پیش روی پیچای، اهدافی مانند آوردن رباتهای انساننما به خانهها، مراکز داده فضایی و تسریع محاسبات کوانتومی قرار دارد که میتواند به پیشرفتهای شگرفی در درمان سرطان و مدلسازی آبوهوا منجر شود. بهراحتی میتوان تمام این موارد را بهعنوان هیاهوی شرکتیِ علمی-تخیلی نادیده گرفت؛ اما مردم در مورد بیانیه سال ۲۰۱۶ پیچای در خصوص هوش مصنوعی نیز همین حرف را میزدند. یک دهه بعد، او همچنان متقاعد است که اگر شرکتش بر روی کاربران تمرکز کند، همه چیز در جای خود قرار خواهد گرفت و مهم نیست که در این مسیر چه پیامدهایی به وجود آید.
پیچای میگوید: «من به مردم و توانایی آنها در استفاده و سازگاری با فناوری اعتماد زیادی دارم. ما به چارچوبهایی نیاز خواهیم داشت که هرگز پیشازاین نداشتهایم. اما انتظار دارم که بشریت بتواند در حد این لحظه تاریخی ظاهر شود.»
