نا امنی مصنوعی
هوش مصنوعی حاکمیتی مستقل از آمریکا و چین، رؤیایی دستنیافتنی است
زمانی که رهبران بزرگترین اقتصادهای غربی برای نشست گروه هفت (G7) در رشتهکوههای آلپ فرانسه گرد هم آمدند، تنها رؤسای جمهور و نخستوزیران حاضر نبودند. مدیران بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی آمریکا نیز در کنار چهرههای برجسته سیاسی حضور داشتند؛ «سم آلتمن» از OpenAI، «سر دمیس هاسابیس» از Google DeepMind و «داریو آمودی» از آنتروپیک. به نظر میرسد حتی رهبران قدرتمندترین اقتصادهای جهان نیز ناگزیرند نظر حاکمان جدید دنیای هوش مصنوعی را جلب کنند.
«هوش مصنوعی حاکمیتی» مد روزِ
چند روز پیشازاین اجلاس، دولت آمریکا عرضه پیشرفتهترین مدل آنتروپیک به کاربران خارجی را ممنوع کرد. اندکی بعد، OpenAI نیز محدودیتهای مشابهی را برای برخی از مدلهای مرزی خود اعمال کرد. این اقدام، نگرانیای که تا آن زمان در حال شکلگیری بود را به بحرانی جدی تبدیل کرد.
آیا کشورهایی که فاقد شرکتهای بومی توسعهدهنده هوش مصنوعی هستند، در نهایت از دسترسی به فناوریای که جهان را دگرگون خواهد کرد، محروم میشوند؟
«امانوئل مکرون»، رئیسجمهور فرانسه هشدار داد که اگر آمریکا بتواند «هر زمان که بخواهد کلید خاموش فشار دهد»، هیچکس هوش مصنوعی آمریکایی را نخواهد خرید. رقبای چینی آزمایشگاههای هوش مصنوعی آمریکا نیز اطمینان چندانی نمیدهند و خبرگزاری رویترز نیز در ۷ ژوئیه گزارش داد که مقامهای چینی نیز در حال بررسی محدودکردن دسترسی کاربران خارجی به پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی این کشور هستند.
دولتهایی که خود را میان دو ابرقدرت هوش مصنوعی جهان، یعنی آمریکا و چین گرفتار میبینند، بیشازپیش امید خود را به مفهوم «هوش مصنوعی حاکمیتی» (Sovereign AI) گره زدهاند؛ ایدهای که بر اساس آن کشورها باید با توسعه فعال شرکتها و زیرساختهای بومی هوش مصنوعی، وابستگی خود را به ارائهدهندگان خارجی این فناوری کاهش دهند.
اعلام چنین برنامههایی بهسرعت در حال افزایش است. اتحادیه اروپا بستهای برای «حاکمیت فناوری» معرفی کرده که حوزههایی مانند نیمهرساناها، هوش مصنوعی و رایانش ابری را در بر میگیرد. کانادا نیز برنامهای برای کاهش وابستگی به شرکتهای فناوری آمریکایی راهاندازی کرده است. هند، ژاپن و سنگاپور نیز از توسعه زیرساختها و مدلهای بومی هوش مصنوعی حمایت میکنند.
اندیشکده CNAS برآورد میکند که تعداد پروژههای هوش مصنوعی موردحمایت دولتها در خارج از آمریکا و چین، طی سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ پنج برابر شده است (نمودار ۱). بر اساس محاسبات این اندیشکده، دولتها تاکنون بیش از ۷۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در این حوزه اعلام کردهاند.

بااینحال، تحقق این جاهطلبیها بسیار دشوار خواهد بود. تقریباً همه کشورها، صرفنظر از میزان سرمایهگذاری، همچنان برای ساخت سامانههای هوش مصنوعی خود به تراشههای آمریکایی، مدلهای متنباز چینی یا هر دو وابسته خواهند ماند. افزون بر این، برای اغلب دولتها دستیابی به چیزی که حتی اندکی به «حاکمیت هوش مصنوعی» شباهت داشته باشد، هزینهای بسیار سنگین خواهد داشت. بااینوجود، انگیزه برای حرکت در این مسیر روشن و قانعکننده است.
«پابلو چاوز» از CNAS، محدودیتهای اعمالشده علیه آنتروپیک را حلقهای از «زنجیرهای طولانی از رویدادها» میداند که نشان میدهد آمریکا آماده است برتری فناوری خود را به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل کند. در واپسین روزهای ریاستجمهوری جو بایدن در سال ۲۰۲۵، آمریکا طرحی برای اعمال کنترلهای گسترده صادراتی پیشنهاد کرد که دسترسی به تراشههای پیشرفته را از طریق نظام پیچیدهای از مجوزها سهمیهبندی میکرد. چند هفته بعد، با روی کار آمدن دونالد ترامپ، این طرح کنار گذاشته شد. بااینحال، ترامپ نیز در استفاده از برتری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی بهعنوان اهرمی در مذاکرات تجاری تردید نکرده است.
وزارت بازرگانی آمریکا اکنون در حال بررسی مقرراتی است که بر اساس آن بتواند تمام فروش تراشههای هوش مصنوعی طراحیشده توسط شرکتهای آمریکایی را در هر نقطهای از جهان مورد ارزیابی و تأیید قرار دهد. این وزارتخانه همچنین ممکن است خریداران را ملزم کند اجازه انجام بازرسی یا نظارت را بدهند تا اطمینان حاصل شود تراشهها مطابق تعهدات مورداستفاده قرار میگیرند. حتی یکی دیگر از شروط احتمالی، سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی آمریکا در ازای دسترسی به این تراشههاست.
حفاظت در برابر اجبار تنها دلیل دولتها برای ساخت «پشته هوش مصنوعی» (AI Stack) اختصاصی نیست؛ مجموعه لایههای سختافزاری و نرمافزاری که هوش مصنوعی بر آنها استوار است. امنیت ملی نیز انگیزهای مهم محسوب میشود؛ استفاده از سامانههای تجاری و خارجی هوش مصنوعی برای مأموریتهای کاملاً محرمانه، بهویژه کاربردهای نظامی، گزینهای ناخوشایند است. علاوه بر این، دولتها علاقه دارند مدلهایی در اختیار داشته باشند که بر پایه زبان، قوانین و هنجارهای فرهنگی خودشان آموزش دیده باشند. آنها همچنین، تا حد زیادی بهدرستی، نگران هستند که دادههای حساس و شخصی کاربران در اختیار کشورهای دیگر قرار گیرد.
در کنار این موارد، سیاستگذاران مایل هستند منافع اقتصادی هوش مصنوعی را نیز نصیب کشور خود کنند. آنها مشاهده کردهاند که چگونه موجهای پیشین نوآوری فناوری از اینترنت و تلفنهای هوشمند گرفته تا رایانش ابری، ضمن دگرگونکردن اقتصادها و جذب میلیاردها کاربر، عمدتاً ثروت هنگفتی برای شرکتهای فناوری آمریکایی ایجاد کردند. اکنون دولتها مصمم هستند که اجازه ندهند این الگو بار دیگر تکرار شود.
طلای حاکمیتی
«آرتور منش»، مدیرعامل شرکت فرانسوی Mistral AI، معتقد است قطع دسترسی آنتروپیک درس مهمی برای همه کشورها بود. او در گفتوگویی با مجموعه ویدئویی Inside Tech نشریه اکونومیست استدلال میکند که ضرورت توسعه هوش مصنوعی حاکمیتی بسیار فراتر از نگرانی درباره فشارهای دیپلماتیک است. به باور او، اگر آمریکا و چین همچنان بر بازار هوش مصنوعی مسلط باقی بمانند، حجم خروج سرمایه از سایر کشورها به سمت این دو اقتصاد آنقدر عظیم خواهد بود که «بیثباتیهای بسیار بزرگی» ایجاد میکند. در چنین شرایطی، کشورها ناچار خواهند شد دستکم بخشی از تقاضای داخلی برای خدمات هوش مصنوعی را خودشان تأمین کنند.
منش به گفته خودش با نگاهی محافظهکارانه برآورد میکند که طی پنج تا ده سال آینده، اتحادیه اروپا سالانه معادل حدود یکدهم کل هزینه فعلی نیروی کار خود را صرف خرید توکنهای هوش مصنوعی خواهد کرد؛ رقمی در حدود یک تریلیون یورو (۱٫۱ تریلیون دلار) در سال.
اگر وضعیت کنونی ادامه یابد، بخش عمده این هزینه مستقیماً به جیب ارائهدهندگان خدمات ابری آمریکایی خواهد رفت. چنین خروج عظیم سرمایهای میتواند بر ارزش یورو فشار وارد کند و هزینه استفاده از خدمات هوش مصنوعی را بیشازپیش افزایش دهد. به اعتقاد او، همین موضوع فرصتی برای شکلگیری شرکتهای اروپایی فراهم میکند تا حتی با محصولاتی که از نظر کیفیت همتراز رقبای آمریکایی نیستند، بتوانند در بازار رقابت کنند. به پیشبینی او، هر کشوری باید مطمئن شود که صرفنظر از هر اتفاقی، «هوش مصنوعی همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.»
حاکمیت در هر لایه از پشته هوش مصنوعی معنای متفاوتی دارد؛ اگر از پایینترین لایه شروع کنیم، به توان محاسباتی (Compute) میرسیم که عمدتاً توسط تراشههای هوش مصنوعی تأمین میشود. بازار این تراشهها تحت سلطه انویدیا قرار دارد؛ پردازندههای این شرکت حدود دوسوم توان محاسباتی هوش مصنوعی جهان را تشکیل میدهند. بخش عمده باقیمانده نیز در اختیار تراشههای طراحیشده توسط گوگل، AMD و آمازون است که همگی شرکتهایی آمریکایی هستند.

گزینههای جایگزین نیز محدود هستند. شرکتهای چینی مانند هواوی و Cambricon، باوجودآنکه به دلیل محدودیتهای تجاری آمریکا از دسترسی به پیشرفتهترین تجهیزات ساخت تراشه محروم شدهاند، پیشرفت چشمگیری داشتهاند. اما همچنان فاصله قابلتوجهی با مرز فناوری دارند. تراشه Ascend 910C هواوی که یکی از پیشرفتهترین تراشههای هوش مصنوعی چین محسوب میشود، تنها حدود یکپنجم عملکرد جدیدترین تراشه Nvidia را ارائه میدهد. البته عملکرد تنها محدودیت موجود نیست. تولیدکنندگان چینی در درجه نخست مشتریان داخلی را در اولویت قرار میدهند و تقاضا همچنان از ظرفیت تولید فراتر است. بنابراین حتی اگر کیفیت تراشههای چینی همچنان بهبود یابد، کمبود عرضه احتمالاً سالها ادامه خواهد داشت. در نتیجه، دستیابی به خودکفایی کامل در سختافزار هدفی واقعبینانه نیست.
«کوین شو» از صندوق سرمایهگذاری Interconnected Capital که بر هوش مصنوعی متمرکز است، معتقد است حاکمیت را نباید معادل استقلال کامل دانست، بلکه باید آن را به معنای کنترل تعریف کرد. اگر ماشینهایی که مدلهای هوش مصنوعی را اجرا میکنند در داخل مرزهای یک کشور قرار داشته باشند، دولتها حتی در صورت محدودشدن دسترسی به تراشهها در آینده نیز تا حدی استقلال عملیاتی خود را حفظ خواهند کرد. «آرتور منش» میپرسد: «دولت آمریکا ناگهان تصمیم بگیرد دیگر اجازه استفاده از تراشهها را نداشته باشید، آیا کارخانه شما همچنان کار خواهد کرد؟» ای در حالی است که عمر مفید نسل جدید تراشههای هوش مصنوعی دستکم پنج تا شش سال است.
بااینحال، تراشه تنها بخشی از معادله است. اجرای سامانههای هوش مصنوعی فشار عظیمی بر شبکه برق وارد میکند. بر اساس برآورد آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، یک مرکز داده معمولی هوش مصنوعی بهاندازه مصرف برق ۱۰۰ هزار خانوار انرژی مصرف میکند و بزرگترین مراکز داده ممکن است حدود ۲۰ برابر بیشتر برق نیاز داشته باشند.
کشورهایی مانند نروژ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل دسترسی به منابع فراوان و پایدار انرژی، مکانهای جذابی برای ساخت مراکز داده به شمار میروند. اما در بخش عمده اروپا وضعیت کاملاً متفاوت است؛ شبکههای برق با ازدحام روبهرو هستند، اتصال به شبکه مستلزم انتظارهای طولانی است و قیمت برق نیز بالاست. برای بسیاری از کشورها، تأمین برق کافی برای هوش مصنوعی به همان اندازه دشوار خواهد بود که تأمین تراشههای موردنیاز با چالش مواجه است.
در لایه بعدی پشته هوش مصنوعی، تصویر امیدوارکنندهتر میشود. اکثر پروژههای هوش مصنوعی حاکمیتی بر پایه مدلهای متنباز بنا شدهاند. جذابیت این مدلها تنها به هزینه پایینتر آنها محدود نمیشود؛ بلکه به کاربران امکان میدهند کنترل بسیار بیشتری بر سامانههای خود داشته باشند. آنها میتوانند این مدلها را تغییر دهند، بهصورت لوکال میزبانی کنند و وابستگی خود به سامانههای اختصاصی شرکتهایی مانند OpenAI و آنتروپیک را کاهش دهند؛ شرکتهایی که ممکن است در صورت دستور دولت آمریکا، دسترسی کاربران را لغو یا محدود کنند. اگرچه مدلهای متنباز هنوز در خط مقدم فناوری قرار ندارند، فاصله آنها با پیشرفتهترین مدلها آنقدر اندک شده که برای بسیاری از کاربردها اهمیت چندانی ندارد.
در این میان، شرکتهای چینی رقابتپذیرتر شدهاند. در پلتفرم OpenRouter که محلی برای عرضه مدلهای هوش مصنوعی است، میزان استفاده از مدلهای چینی از مدلهای آمریکایی پیشی گرفته است. تنها یک روز پس از اعمال محدودیتها علیه آنتروپیک، شرکت چینی Z.ai مدل متنباز GLM-5.2 را منتشر کرد؛ مدلی که بهسرعت در رتبه چهارم وبسایت ارزیابی مدلهای هوش مصنوعی Artificial Analysis قرار گرفت.

چاشنی انفجار حاکمیتی
اما اگر چین نیز همانند آمریکا محدودیتهای صادراتی بر پیشرفتهترین مدلهای خود اعمال کند، کاربران هوش مصنوعی چینی تنها یک وابستگی را با وابستگی دیگری جایگزین خواهند کرد. «جو تسای»، رئیس هیئتمدیره Alibaba در ماه ژوئن در پاسخ به این پرسش که اروپا چگونه میتواند مطمئن باشد چین نیز مانند آمریکا دسترسی به مدلهای مرزی را قطع نخواهد کرد، صادقانه گفت: «نمیتوانید مطمئن باشید. اما مسئله اینجاست؛ اکنون تمام تخممرغهای شما در یک سبد قرار دارد. چرا سبد دومی نداشته باشید؟»
با قدرتمندترشدن هوش مصنوعی، به نظر میرسد مقامهای چینی نیز همانند همتایان آمریکایی خود بیشازپیش به مزیتهای راهبردی این فناوری و همچنین خطرات افتادن آن به دست افراد نامناسب میاندیشند. رویترز گزارش داده است که نهادهای نظارتی چین با شرکتهای هوش مصنوعی درباره احتمال اعمال ممنوعیت صادراتی بر نسلهای آینده مدلهای پیشرفته گفتوگو کردهاند. همچنین در حال بررسی این موضوع هستند که افشای غیرمجاز مالکیت فکری مرتبط با مدلهای هوش مصنوعی را ذیل قوانین سختگیرانه امنیت ملی این کشور جرمانگاری کنند.
شاید حتی دشوارتر از تأمین سختافزار و نرمافزار موردنیاز برای هوش مصنوعی حاکمیتی، یافتن نیروی انسانی متخصص برای بهرهبرداری از آن باشد. «کوین شو» معتقد است این بخش از پشته هوش مصنوعی کمترین توجه را دریافت کرده است. سختافزار را میتوان وارد و نرمافزار را دانلود کرد، اما ایجاد نیروی کاری که بتواند سامانههای پیچیده هوش مصنوعی را نصب، نگهداری و بهینهسازی کند، بسیار دشوارتر است. تربیت چنین مهندسانی سالها زمان میبرد. جذب آنها از خارج نیز امکانپذیر است، اما هزینهای بسیار سنگین دارد؛ زیرا دولتها باید با شرکتهای بزرگ فناوری که منابع مالی عظیمی در اختیار دارند، برای جذب گروه بسیار کوچکی از متخصصان رقابت کنند.
این موضوع به مهمترین محدودیت، یعنی سرمایه میرسد. دولتهایی که در پی ایجاد هوش مصنوعی حاکمیتی هستند، مدلهای مالی متفاوتی را برگزیدهاند. در کشورهای حاشیه خلیجفارس، دولت مستقیماً نقش سازنده را بر عهده گرفته است. عربستان سعودی این مأموریت را به شرکت دولتی Humain سپرده است تا زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده را توسعه دهد. در امارات متحده عربی نیز این مسئولیت بر دوش شرکت G42 قرار گرفته که بخشی از مالکیت آن در اختیار صندوق ثروت ملی Mubadala است. این دو کشور در مجموع قصد دارند بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در این حوزه سرمایهگذاری کنند.
حضور پررنگ دولت، تأمین سختافزار موردنیاز را نیز آسانتر میکند. در سفر سال گذشته دونالد ترامپ به خاورمیانه، دسترسی به تراشههای هوش مصنوعی یکی از محورهای اصلی مذاکرات با کشورهای منطقه بود. عربستان اعلام کرد قصد دارد طی پنج سال آینده چندصدهزار تراشه پیشرفته انویدیا خریداری کند. گفته میشود امارات هدفی بسیار بزرگتر، یعنی نیممیلیون تراشه در سال را دنبال میکند. در ۱۰ ژوئیه، دولت ترامپ محدودیتهای صادراتی فروش تراشههای پیشرفته به امارات را لغو کرد و دلیل آن را حمایت این کشور از آمریکا در جنگ با ایران اعلام کرد.
در سایر کشورها، دولتها بیشتر نقش تسهیلگر را بر عهده گرفتهاند تا مجری مستقیم پروژهها. فرانسه با کمک به جذب سرمایهگذاران موردحمایت دولت و شرکای خارجی، از شرکت خصوصی و بومی Mistral AI حمایت میکند. در ماه مه، گروه ژاپنی SoftBank متعهد شد تا سقف ۸۵ میلیارد دلار برای ساخت بزرگترین مرکز هوش مصنوعی اروپا در فرانسه سرمایهگذاری کند. بریتانیا نیز صندوقی ۵۰۰ میلیونپوندی (۶۷۰ میلیون دلار) برای توسعه استارتاپهای بومی هوش مصنوعی راهاندازی کرده و همچنین AI Security Institute را تأسیس کرده است؛ نهادی که تحسین گستردهای برانگیخته و به حفظ جایگاه این کشور در صنعت هوش مصنوعی کمک کرده است.
هند نیز در حال آزمودن «راه سوم» است؛ یعنی تمرکز بر ارائه خدمات هوش مصنوعی با هزینه پایین برای حل مسائل محلی و در زبانهای بومی. این کشور از طریق ترکیبی از شرکتهای وابسته به دولت و مشارکت با بخش خصوصی این راهبرد را دنبال میکند. دولت هند حدود یک میلیارد دلار برای توسعه زیرساختهای داخلی هوش مصنوعی، مدلهای مبتنی بر زبانهای هندی و مجموعهدادههای عمومی اختصاص داده است.
بااینحال، چه سرمایه از منابع دولتی تأمین شود و چه از بخش خصوصی، گردآوری منابع کافی بسیار دشوار خواهد بود. زیرساخت هوش مصنوعی فوقالعاده پرهزینه است. ساخت یک مرکز داده با ظرفیت یک گیگاوات (مقیاسی که اجرای پیشرفتهترین سامانههای هوش مصنوعی به سمت آن حرکت کرده است) حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه دارد که بیش از دوسوم آن صرف تجهیزات محاسباتی، بهویژه تراشهها، میشود.
شرکت مشاوره Gartner برآورد میکند که بین سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، کشورهای خارج از آمریکا و چین بیش از ۵۰ گیگاوات ظرفیت جدید مرکز داده ایجاد خواهند کرد که بخش عمده آن برای هوش مصنوعی خواهد بود (نمودار ۲). تحقق این هدف مستلزم بیش از دو تریلیون دلار سرمایهگذاری است؛ اما مجموع هزینه سرمایهای تمام بازیگران غیرآمریکایی و غیرچینی شامل پروژههای هوش مصنوعی حاکمیتی و شرکتهای Neocloud که توان محاسباتی اجاره میدهند در همین بازه زمانی تنها حدود ۸۰۰ میلیارد دلار خواهد بود.

در نتیجه، فرد یا نهادی دیگر باید مابقی هزینه را تأمین کند. محتملترین گزینه، هایپراسکیلرهای آمریکایی هستند. پیشبینی میشود آلفابت، آمازون، متا، مایکروسافت و اوراکل تا پایان دهه جاری میلادی حدود ۵ تریلیون دلار سرمایهگذاری کنند که بخش عمده آن صرف زیرساخت هوش مصنوعی خواهد شد. احتمالاً بین یکپنجم تا یکسوم این سرمایهگذاری خارج از آمریکا انجام خواهد شد؛ یعنی حدود یک تا ۱٫۵ تریلیون دلار و فقط تعداد اندکی از پروژههای هوش مصنوعی حاکمیتی توان رقابت با چنین حجمی از سرمایه را دارند.
برای غولهای رایانش ابری، این وضعیت یک فرصت تجاری است. سالهاست که این شرکتها به مشتریان بخش دولتی و خصوصی وعده استقلال فناورانه میدهند؛ مانند مراکز داده در داخل کشور، شریک عملیاتی داخلی و تضمین نگهداری دادهها در مرزهای ملی و هوش مصنوعی حاکمیتی ادامه منطقی همین راهبرد است. در این مدل، شرکتها به مشتریان امکان میدهند محل اجرای مدلها و محل ذخیرهسازی دادهها را خودشان تعیین کنند.
حاکمیت بهعنوان خدمت (Sovereignty-as-a-Service)
اما محدودیتهای آمریکا علیه آنتروپیک همزمان این رویکرد را تقویت و تضعیف کرده است. از یک سو، این محدودیتها ضرورت ایجاد سازوکاری برای محافظت در برابر تصمیمهای ناگهانی دولت آمریکا را بیشازپیش آشکار کردهاند. ازسویدیگر، مشتریان اکنون این نگرانی را دارند که شاید شرکتهای نئوکلاود نیز خود به ابزاری برای اعمال فشار آمریکا بر سایر کشورها تبدیل شوند.
مایکروسافت نیز این نگرانی را پذیرفته است. این شرکت تأکید میکند که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا نیز بیم آن دارند که وابستگی به ارائهدهندگان خدمات ابری آمریکایی، آنها را در معرض یک «کلید قطع» (Kill Switch) قرار دهد؛ یعنی فرمان اجرایی، محدودیت صادراتی یا تصمیم سیاسی دیگری که در میانه یک تنش ژئوپلیتیکی ناگهان دسترسی آنها را قطع کند. مایکروسافت خواستار آن شده است که دولت آمریکا بهصراحت تضمین دهد چنین اختیاراتی علیه کشورهای دوست به کار گرفته نخواهد شد. این نگرانی چندان دورازذهن نیست؛ زیرا سال گذشته، مایکروسافت ناچار شد پس از اعمال تحریمهای دولت ترامپ علیه کریمخان، دادستان ارشد دیوان کیفری بینالمللی، حساب ایمیل او را مسدود کند.
در مجموع، موانع تحقق هوش مصنوعی حاکمیتی بسیار زیاد و چشمگیر هستند. دستیابی به استقلال کامل فناوری در تمام لایههای پشته هوش مصنوعی تقریباً غیرممکن است. حتی برنامههایی با اهداف محدودتر نیز ممکن است هزینههای بسیار سنگینی داشته باشند، درحالیکه منافع آنها همچنان نامشخص باشد. زیرساختهای هوش مصنوعی نیز بهسرعت مستهلک میشوند، تراشهها ظرف پنج تا شش سال از رده خارج میشوند و نرمافزارها با سرعتی حتی بیشتر تکامل مییابند. در نتیجه، دولتها ممکن است میلیاردها دلار صرف ساخت تأسیساتی کنند که پیش از بهرهبرداری کامل، عملاً قدیمی شده باشند.
بااینحال، احتیاط بیش از اندازه نیز خطری بسیار بزرگ به همراه دارد: اینکه کشورها آینده اقتصادی خود را به دو ابرقدرت هوش مصنوعی جهان گره بزنند؛ فناوریای که بهاحتمال زیاد در دهههای آینده سرنوشت اقتصادها را رقم خواهد زد. ازاینرو، تلاش برای دستیابی به هوش مصنوعی حاکمیتی ادامه خواهد یافت، هرچند در قالبی محدودتر و واقعبینانهتر. دولتها ناچار خواهند بود تصمیم بگیرند کدام بخشهای پشته هوش مصنوعی را باید در داخل کشور بازسازی کنند و وابستگی در کدام بخشها قابلپذیرش است. در نهایت، باتوجهبه گزینههای پیش رو، حتی مقدار اندکی حاکمیت فناورانه نیز میتواند ارزش بسیار زیادی داشته باشد.
گزارش حاضر در نسخه July 18th 2026 نشریه The Economist منتشر شده است.